تبليغاتX
مقالات کشاورزی-زراعت

مقالات کشاورزی-زراعت

مقالات کشاورزی-زراعت هر چند تا مقاله زراعت-زراعت خصوصی-زراعت دیم-زراعت ابی و....

لینک  سایت های کشاورزی و سایت های مرتبط با بخش زراعت:

شبکه اطلاع رسانی کشاورزی ایران

خبرهای تراريخته    اخبار و مقالات در زمینه ژنتیک و گیاهان

مرکز اطلاعات صنایع غذایی و کشاورزی ایران

موسسه تحقیقاتی بیوتکنولوژی کشاورزی ایران

کشاورزی    بانک اطلاعات کشاورزی

کشاورز جوان    مجله اینترنتی دانشجویان و مهندسین کشاورزی

آموزشگاه کشاورزی سبز ایران        مرکز تخصصی آموزش کشاورزی، پرورش قارچ دکمه ای و صدفی و گیاهان داروئی. این مرکز دوره های آموزش کشاورزی مکاتبه ای در رشته های پرورش قارچ خوراکی صدفی و دکمه ای، کشت گلخانه ای، طراحی فضای سبز و فرآور گیاهان داروئی(داروساز گیاهی یا عطاری)، کشت هیدروپونیک و کشت گلهای پیازی نیز برگزار می کند

شرکت کشاورزی آب شیرین       تولید کننده محصولات باغی و زراعی

مرکز اطلاعات و تحقیقات زعفران ایران      اطلاعات و اخبار زعفران ایران

کشاورزی ایران مهندسی کشاورزی      اخبار مربوط به کشاورزی از مطبوعات ایران

اصلاحی فرد      وبلاگ زراعت، باغبانی و گیاهان دارویی

سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان   
معرفی سازمان،قوانین و آیین نامه ها،قیمت محصولات کشاورزی،دستگاه های وابسته،معاونتهاو مدیریتها،مقالات و...

وزارت جهاد کشاورزی

صندوق بیمه محصولات کشاورزی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 15:18  توسط  

راهنمای کاشت زعفران (طلای سرخ ايران)


آب و هواي مناسب زعفران:
زعفران گياهي است نيمه گرمسيري و در نقاطي که داراي زمستانهاي ملايم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبي مي رويد. مقاومت زعفران در مقابل سرما زياد است و ليکن چون دوران رشد آن مصادف با پائيز و زمستان و اوايل بهار است طبعا در اين ايم به هواي مناسب و معتدلي نياز دارد. در دوره خواب يا استراحت گياه (تابستان) بارندگي يا آبياري براي آن مضر است بنابراين کشت و کار آن در مناطق گيلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نيست. اراضي آفتاب گير و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهاي سرد نيز نباشد براي رشد زعفران مناسب است. با اين وجود در برخي از روستاهاي بيرجند و قاين در زير سايه بوته هاي زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبياري مي شوند کاشته مي شود.
حداکثر دماي اين گياه بين 40 تا 35 درجه سانتي گراد و در ارتفاع بين 1300 تا 2300 متر از سطح دريا عملکرد خوبي را نشان داده است.
خاک مناسب پرورش زعفران:
از آنجاييکه پياز زعفران مدت نسبتا زيادي (7 - 5 سال) در زمين مي ماند. خاک زمين بايد سبک يا ترکيبي از شن و رس باشد که پياز بتواند در اين مدت علاوه بر تامين مواد غذايي، در مقابل شرايط خاص منطقه اي نيز مقاومت نمايد.
بنابراين جهت رشد و نمو مناسب گياه و توليد محصول مرغوب و مطلوب زمين هاي حاصلخيز و زهکشي شده بدون درخت با خاک(لومي، ليموني، رسي و شني) و آهک دار که PH آن بين 7-8 باشد بر زمين هاي شور، فقير و مرطوب، اسيدي ترجيح داد.
زعفران در زمين هائيکه داراي قلوه سنگ يا علف هاي هرز يا مواد آلي پوسيده نشده باشد محصول خوبي نمي دهد.
تهيه زمين:
در تهيه زمين به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصي معمول شود ابتدا در فرصتهاي مناسب در پائيز يا زمستان زمين مورد نظر را شخم عميق مي زنند درصورتيکه شرايط مناسب نبوده يا دسترسي به تراکتور مقدور نباشد مي توان شخم را در پايان بهار يا اوايل تيرماه نيز انجام داد.
در تهيه زمين بطريق سنتي در اوايل بهار پس از قطع بارانهاي بهاره زمين را با گاوآهن ايراني شخم مي زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمين اقدام مي کنند و اگر زمين داراي کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد مي کنند بعد از دو يا سه هفته مجددا زمين را دوبار در جهات عمود بر هم شخم مي زنند قبل از شخم سوم براي هر 100 متر مربع زمين 10 - 5 بار الاغ کود حيواني پوسيده پخش مي نمايند کشاورزان بخوبي دريافتند که شخم هاي مکرر صرفنظر از تهيه بستر مناسب کشت زمين را تا حدودي از وجود علف هاي هرز پاک مي سازند.
در اين طريق زمين کرت بندي شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شيب زمين و قدرت آب تعيين مي کنند. معمولا عرض و طول کرتها در حد بين 4*10 تا 100*10 متر مي باشد در زراعت مکانيزه زعفران زمين را در پاييز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عميق مي زنند در بهار پس از قطع بارانهاي بهاري خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکني از وجود علفهاي هرز پاک مي کنند در مرداد يا شهريور پس از پخش 40 -80 تن کود حيواني و 200 کيلوگرم فسفات آمونيوم زمين را بصورت فارو در مياورند و براي کشت آماده مي کنند. (البته متخصصين تغذيه اي توصيه مي کنند که حدود 250 کيلوگرم سولفات پتاسيم نيز در اين مرحله با خاک مخلوط گردد)
انتخاب پياز و زمان کشت زعفران:
احداث مزارع جديد زعفران فقط بوسيله پياز آن مقدور و معمول است. بنابراين تهيه و انتخاب پياز مرغوب جهت کاشت در ايجاد و گسترش کشت حائز اهميت است. پياز زعفران را مي توان از خاک درآورد به انبار يا مزرعه ديگري منتقل نمود، با توجه به دوده خواب يا استراحت پياز که از اواخر ارديبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد مي توان در اين فاصله نسبت به بيرون آوردن پياز اقدام کرد. بهتر است پيازها پس از بيرون آوردن از زمين کاشته شوند تا پيازها ضمن ادامه استراحت در زمين جديد مستقر شوند. از بيرون آوردن پيازها در اواخر مرداد به بعد بايد خودداري کرد چون در اين موقع بعضي از پيازها ممکن است براي ريشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بيرون آوردن پيازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود اين پياز زعفران را براي مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتي متر مي توان بصورت پخش شده نگهداري نمود ولي اين امر باعث عدم توسعه فيزيولوژيکي گلها شده و باردهي سال اول کشت را شديدا کاهش مي دهد.
پياز زعفران را از موقع خزان بوته (اوايل خرداد تا اواسط مهرماه مي توان کشت نمود ولي بهتر است از کاشت پياز در اواخر تير و اوايل مرداد خودداري شود زيرا در اين موقع هوا و زمين بسيار گرم است و بيم آن مي رود که رطوبت پياز موقع جابجاي از بين رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقيقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهاي صنعتي خراسان بهترين زمان کشت خرداد ماه مي باشد.
نوع و مقدار کشت پياز زعفران:
بطوريکه گفته شد زعفران بوسيله غده ساقه که عبارت از پيازهاي تو پر (بنه) مي باشد ازدياد مي شود و اندازه آن از يک فندق تا يک گردو متفاوت است. پيازهاي انتخابي بايد درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشيدگي و عاري از هر نوع بيماري باشد.
پيازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبيل سرزان، سري تيزان و گرامنيون و غيره به نسبت 500 - 300 گرم سم براي يکصد کيلو پياز بر عليه بيماريهاي قارچي ضد عفوني شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک يا لايه خشک کف پياز به همراه مقداري از پوسته آزاد روي پياز جدا شوند تا جذب آب بوسيله پياز آسانتر و جوانه زدن آن سريعتر انجام شود. مقدار کاشت پياز بسته به ريزي و درشتي از 10 - 3 تن در هکتار فرق مي کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتي متر از هر طرف مي باشد.
تعداد پياز انتخابي جهت کاشت در هر چاله 3 پياز است با وزن متوسط 6 گرم براي هر پياز مي باشد در صورتيکه پيازها رديفي در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتي متر از يکديگر به مقدار 3 تن و در صورتيکه بصورت سنتي و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند ميزان کاشت پياز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتني است که در تحقيقات انجام شده بهترين پيازها، پيازهايي با اندازه بيشتر از 8 گرم بود.
عمليات کاشت پياز زعفران:
براي کاشتن پياز زعفران ابتدا چاله هاي يک رديف را با بيل در مي آورند و در داخل هر چاله بطوريکه گفته شد از 3 - 15 پياز قرار مي دهند. عمق کاشت پياز 20 - 15 سانتي متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پيازها بايد رو به بالا قرار گيرد. پيازها در عمق 20 سانتي متري در زمستان از سرما و يخبندان و ساير تنش هاي محيطي و در تابستان از گرما زدگي مصون مي مانند.
براي کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت مي کنند به اين ترتيب که يک نفر با بيل چاله ها را در مي آورند دو نفر پيازهاي قابل کشت را بصورت دسته هاي 3 تا 5 يا 15 تائي انتخاب مي کنند و نفر چهارم پيازها را در داخل چاله ها قرار مي دهند و بقيه نفرات کار خود را ادامه مي دهند تا تمام زمين کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بيل يا ماله ايکه صاف و فشرده مي سازند تا پيازها به خاک بچسبد.
زمين کشت شده به همين صورت تا موقع آبياري پائيزه رها مي شود قبل از آبياري در حدود 20 - 10 تن کود حيواني کاملا پوسيده با بيل يا چهر شاخ در سطح زمين پخش مي نمايند.
در اسانيا کاشت زعفران به صورت ديم صورت مي گيرد پيازهاي زعفران بجاي کپه کاري در داخل رديف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتي متر از همديگر کاشته مي شود. و رديف هاي کاشت از يکديگر 35 - 30 سانتي متر فاصله دارد. پس از انجام عمل کاشت روي شيارها را با ماله پوشانده و زراعت رديفي بنظر مي رسد.
آبياري:
پس از پايان کاشت پيازهاي زعفران که حداکثر تا آخر شهريورماه طول مي کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبياري مزرعه مي نمايند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعيت آب و هوايي منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبياري زعفران شروع مي شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودي تابع آب اوليه مي باشد لذا براي اينکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بين قطعات با فاصله چند روز تقسيم مي کنند تا بدين وسيله دوران اوج گلدهي قطعات با يکديگر همزمان نباشد.
آب اول زعفران خيلي مهم است و تمام نقاط زمين بايد بطور کافي و يکنواخت آب بخورد تا گلهاي يک قطعه با هم و هم زمان بيرون آيند بعد از گاورو شدن مزرعه براي سله شکني از کج بيل و چهار شاخ فلزي يا گاو آهن ايراني با عمق کم استفاده مي شود متعاقب آن زمين را ماله مي کشند. سله شکستن زمين باعث مي شود که جوانه هاي گل با سهولت بيشتري از خاک بيرون آمده و رشد قوي و مطلوبي داشته باشند.
پس از آبياري اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولين گلهاي زعفران ظاهر مي شوند بديهي است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهي نمي دهد. از اوايل فروردين تا زمانيکه رنگ برگها به زردي مايل شود هر 12 - 6 روز يکبار آبياري انجام مي شود.
بايد توجه داشت که بعد از وجين يک نوبت آبياري به تاخير بيفتد تا علف هاي هرز از بين رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پياز موثر است.
سله شکني:
همان طور که اشاره شد بعد از آبياري اول به محض گاورو شدن زمين سطح مزرعه بايد سله شکني شود بنحوي که پيازها صدمه نبينند بهترين وسيله سله شکني کج بيل و بيل شيار دار و گاوآهن ايراني و کولتيواتر است.
سله شکني باعث مي شود که گلها بآساني از خاک بيرون آمده و کود حيواني با خاک مخلوط گردد. در مواقعي که زارع نتوانسته باشد بزمين خود کود دهد قبل از اجام آبياري مي توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحي با خاک مخلوط نمود و بعد از اين عمل که در واقع حکم سله شکني را دارد جهت هموار نمودن زمين و چسباندن خاک به پيازها زمين را ماله مي کشند.
وجين علف هاي هرز: علف هاي هرز از طريق رقابت با گياه زعفران از نظر آب و مواد غذايي و نور خورشيد سبب کاهش محصول مي شود علاوه بر اين ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت هاي ايجاد و ميزبان تعدادي از بيماريها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجين مزرعه در هر موقع که علف هاي هرز رشد کردند ضروري است در مزارع زعفران اولين وجين بعد از آبياري دوم انجام و اين وجين باعث از بين رفتن علف هاي هرز مزرعه زعفران مي گردد.
بطور معمول اولين وجين زعفران بعد از برداشت گلها و دومين آن در صورت لزوم به فاصله در حدود يک ماه قبل از آب سوم انجام مي شود. در مورد مبارزه شيميايي با علف هاي مزرعه بايد توجه کرد که چون اثر اين علف کش ها بر روي گياه آزمايش نشده لذا بايد حتي الامکان به هنگام رشد بوته هاي زعغران از مصرف علف کش هاي شيميايي خودداري شود.
عمليات به زراعي زعفران:
با توجه به اينکه اصلاح نبات زعفران از طريق به نژادي امکان پذير نيست لذا براي بازدهي بيشتر محصول و ارتقاء کمي و کيفي آن بايد به عوامل زير متوصل شد:
1 - زمين اتخاب شده براي کاشت زعفران بايد حاصلخيز بوده و غني از مواد غذايي و آلي باشد.
2 - پيازهاي درشت و سالم عاري از هر گونه بيماري و آلودگي براي کشت مزرعه انتخاب شود.
3 - رديف کاري به جاي کپه کاري نتيجه بهتري مي دهد و عمليات ماشيني را در داخل مزرعه سهل و آسان مي کند.
4 - از پيازهاي خشکه کن و محافظت شده در شرايط خشک و خنک و تهويه شده استفاده شود.
5 - در هنگام استراحت تابستاني گياه زعفران از آبياري آن خودداري شود.
6 - در عمق کاشت پيازها دقت شود که در مناطق سردسير 20 - 15 سانتيمتر و در مناطق معتدل 15 - 10 سانتيمتر کمتر نباشد.
7 - حتي الامکان در موقع خواب تابستانه با علف هاي هرز مبارزه شود.
8 - چون هرساله پيازها به سطح خاک نزديک مي شوند افزودن لايه اي معادل 2 - 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بيشتر پيازها از تنش هاي محيطي شده و در عين حال مواد مغذي بيشتري به گياه مي رسد.
9 - بهنگام تهيه زمين از اضافه کردن کودهاي حيواني بهمراه کودهاي شيميايي لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف آن اشاره شده مايقه اي نشود.
10 - پس از آبياري سله شکني زمين ضرورت کامل دارد تا گلها بآساني بتوانند از خاک بيرون آيند منتهي بايد دقت کرد که عمق سله شکني طوري نباشد که به پيازهاي زعفران آسيب برسد.
11 - مبارزه با جوندگان بخصوص انواع موش از اهميت زيادي برخوردار است هرگونه سهل انگاري در اين خصوص باعث از بين رفتن محصول و استقرار موشها در زمين مي گردد.
12 - برداشت گل در ساعات اول روز (4 - 9 صبح) موقعي که گلها بصورت غنچه باشند بايد انجام شود.
13 - در خشک کردن گلها بايد دقت شود تا رنگ و عطر دلپذير زعفران محفوظ بماند.
14 - بهترين روش خشک کردن زعفران روش توسينگ يا خشک کردن اسپانيايي است که بوسيله هيتر و الک نسوز انجام مي شود.
15 - بالاخره زعفران بايد در ظروف در بسته فلزي، چوبي قلع دار يا شيشه اي در دار دور از نور و رطوبت و حرارت نگهداري شود.

منبع :طلاي سرخ ايران زعفران/مهندس تراب امير قاسمي

منبع2:http://www.parsbiology.com
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:17  توسط   | 

آرايش کاشت بر عملکرد و اجزائ عملکرد سه رقم آفتاب گردان روغنی در اصفهان .


بهروز امامی۱ _ امير حسين شيرانی راد۲ _ محمد رضا نادری۳ _ سيد عليرضا بنی طباء۴

۱- کارشناس ارشد زراعت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان
۲- عضو هيئت علمی مرکز تحقيقات دانه های روغنی کرج
۳- عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان
۴- عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان

Effect of planting pattern on yield and yield components of three oilseed sunflower cultivars in Isfahan.

Abstract:
This study was conducted during 2002 at the Agriculture Research station Khorasgan Islamic Azad University located in Khatoon Abad village, in order to study of the effects different plant densities on grain yield and its components of three oilseed sunflower cultivars. A randomized complete block design at a factorial layout was used with four replications .Three plant papulation(14.7 and 5 p/m2)at the 70 cm row distance, and three cultivars (Euroflore, Zaria and ALZANE) were studied Characteristics the number of head per m2 , the number of grain in head, the number of grains per m2,1000 kernel wheight and grain yield evaluated. The results showed that the effect of plant density on yield component was significant. The maximum of head per m2 and grain per m2 was observed in 14 plant per m2while the maximum of grain in head and 1000 kernel wheight was observed in 5 plant per m2. The effect of cultivars on grain yield component was significant but the number of head per m2 was not affected by cultivars. The greatest of grain in head and grain per m2 was observed in Zaria while the greatest 1000 kernel weight was from Alzan. The effect of cultivar and density on grain in head and 1000 kernel weight was significant. The greatest grain in head was observed in Zaria with 5 plant per m2. The effect of different plant density on grain yield was significant and the greatest grain yield obtained in 14 plant per m2 (2680kg/ha) while the lowest grain yield was observed in 5 plant per m2 (2261kg/ha). The effect of cultivar on grain yield was significant and the Zaria had the greatest grain yield(2619kg/ha). According to the results obtained and the conditions of this experiment, the intra row distance(10cm) was producted maximum grain yield.

چکيده:
به منظور بررسی اثرات تراکم های مختلف گياه بر عملکرد دانه و اجزای آن در سه رقم آفتابگردان روغني ‌‌٫ آزمايشی در سال ۱۳۸۱ در مزرعه ای آموزشی تحقيقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان انجام گرديد.آزمايش به صورت فاکتوريل در قالب طرح پايه بلوک های کامل تصادفی در ۴ تکرار انجام شد و طی آن سه رقم آفتاب گردان روغنی به نام های يوروفلور٫زاريا و آلزان در سه تراکم کاشت ۵۰۰۰۰٫۷۰۰۰۰٫۱۴۰۰۰۰ بوته در هکتار با فاصله رديف ۷۰ سانتی متر و فاصله بوته به ترتيب ۱۰٫۲۰و۳۰ سانتی متر مقايسه شدند و صفات تعدادطبق در متر مربع و تعداد دانه در متر مربع در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار مشاهده گرديد در حاليکه بيشترين تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه مربوط به تراکم ۵۰ هزار بوته در هکتار بود اثر رقم های مورد آزمون نيز بر اجزاء عملکرد دانه به غير از تعداد طبق در متر مربع ٫در سطح احتمال يک درصد معنی دار بود.بيشترين ميزان دانه در طبق و تعداد دانه در متر مربع در رقم زاريا مشاهده گرديد٫در حاليکه بيشترين وزن هزار دانه مربوط به رقم آلزان بود.اثر متقابل تراکم گياه و رقم بر تعداد طبق در متر مربع و تعداد دانه در متر مربع معنی دار نبود ولی بر تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه در سطح احتمال يک درصد معنی دار بود.بيشترين تعداد دانه در طبق مربوط به رقم زاريا در تراکم ۵۱ هزار بوته در هکتار بود.اثر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد دانه در سطح احتمال يک درصد معنی دار بود.بيشترين عملکرد دانه در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار به ميزان ۲۶۸۰ کيلوگرم در هکتار به دست آمده در حاليکه کمترين عملکرد دانه در تراکم ۵۰ هزار بوته در هکتار به ميزان ۲۲۶۱ کيلوگرم در هکتار حاصل شد.اثر رقم بر عملکرد دانه در سطح احتمال ۵ درصد معنی دار بود و بيشترين عملکرد دانه مربوط به رقم زاريا به ميزان ۲۶۱۹ کيلوگرم در هکتار بود.با توجه به نتايج به دست آمده و تحت شرايط اين آزمايش رقم زاريا در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار جهت توليد حداکثر عملکرد دانه در هکتار پيشنهاد مي شود.
مقدمه:
روغن های خوراکی از منابع مهم تامين انرژی برای فرايند های حياتی در بدن انسان هستند و به خاطر نقشی که اين مود در تامين نيازهای چربی٫ پروتئين و ويتامين ها دارند٫ پس از مواد نشاسته ای در زمره مهمترين مواد غذايی محسوب می شوند.کاشت دانه های روغنی از دير باز بخش مهمی از کشاورزی کشورهای جهان را به ويژه مشرق زمين را تشکيل می داده است و افزايش توليدات آن در جهان طی سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ از ۳۵ مليون تن به ۱۶۰ مليون تن گواه اهميت اين محصولات است.
ايران نيز استعدد قابل توجهی برای کاشت دانه های روغنی دارد و در زمينه توليد برخی از آنها چون گلرنگ٫کنجد٫کرچک٫و آفتاب گردان سابقه طولانی دارد.اما به دلايل مختلفی همچون متکی بودن به صنعت نفت و عدم برنامه ريزی صحيح برای اولويت های کشاورزی٫اين استعداد بالقوه کاملا به فعل در نيامده است.بنابراين هرچه اطلاعات بيشتری در زمينه توليد و نحوه استفاده از فراورده های اين منابع غذايی فراهم آيد٫ رهايی از وابستگی های روز افزون کشاورزی آسان تر و تامين غذا برای جمعيت رو به افزايش که از غذای کافی هم برخوردار نيستند٫آسان تر می شود.عملکرد دانه آفتاب گردان همانند ساير محصولات زراعی ٫تحت تاثير عوامل گوناگون از جمله ژنوتیپ ٫ تاريخ کاشت ٫ تراکم ٫ رطوبت ٫ حاصلخيزی خاک ٫ دما وتشعشع قرار می گيرد.تراکم بوته به طرق مختلف از جمله تغيير در فضای موجود برای هر گياه و در نتيجه تغيير رقابت گياه برای مواد غذايی و منابع محيطی ٫ بر خصوصيات گياه اثر می گذارد.
به اين ترتيب تراکم مناسب گياهی٫مستلزم آگاهی کامل از ويژگی های فيزيولوژيکی گياه و همچنين ارتباط آن با عوامل محيطی می باشد.انتخاب تراکم بوته مطلوب برای گياه آفتاب گردان روغنی نسبت به ساير گياهان زراعی از اهميت بيشتری برخوردار است زيرا به دليل داشتن يک طبق منفرد کمتر از بقيه گياهان زراعی می تواند غير يک نواختی حاصل از تعداد بوته را جبران نمايد.همچنين ميزان روغن دانه آفتاب گردان به شدت تحت تاثير تراکم بوته قرار می گيرد.
مطالعات زيادی در ايران و ديگر نقاط دنيا بر روی اثرات تراکم گياه و رقم بر عملکرد دانه و اجزاء عملکرد دانه صورت گرفته است.بر طبق گزارش مجيد و اشنايدر٫افزايش تراکم بوته اثر معنی داری بر عملکرد دانه و تعداد دانه در طبق نداشته است.زافارونی و اشنايدر گزارش کردند که با افزايش تراکم بوته٫تعداد دانه در طبق کاهش می يابد.هولت و کمپبل بر رابطه معکوس بين تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه با تراکم گياه اشاره کرده اند.غروی نيز گزارش کرد که با افزايش تراکم بوته آفتاب گردان ٫ از تعداد دانه در طبق کاسته می شود و محققين ديگری نيز به همين موضوع اشاره کرده اند.گزارشات ديگری حاکی از آن است که با افزايش تراکم بوته٫ وزن هزار دانه کاهش می يابد.مجيد و اشنايدر گزارش کردند که تراکم گياه و اثر متقابل تراکم بوته و رقم بر عملکرد دانه و وزن هزار دانه اثر داشته اند.زافارونی و اشنايدر گزارش کردند که با افزايش تراکم بوته٫ خامت پوسته دانه کاهش پيدا کرده و نسبت پوست به مغز دانه کاهش يافته و در نهايت عملکرد دانه زياد می شود.ايشان همچنين به کاهش وزن هزار دانه در اثر افزايش تراکم بوته اشاره کرده اند.
مواد و روش ها:
اين تحقيق در سال زراعی ۱۳۸۱ در مزرعه تحقيقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در فاصله ۱۰ کيلومتری شرق اصفهان که در عرض جغرافيايی ۳۲ و ۴۰ دقيقه شمالی و طول جغرافيايی ۵۱ درجه و ۴۸ دقيقه شرقی واقع شده است اجرا گرديد. ارتفاع منطقه از سطح دريا ۱۵۵۵ متر و اقليم منطقه بر اساس تقسيم بندی کوپن٫ خشک بسيار گرم با تابستان های خشک است. ميانگين دراز مدت بارندگی و درجه حرارت ساليانه منطقه به ترتيب ۱۳۰ ميليمتر و ۱۶ درجه سانتی گراد است. برای انجام اين بررسی از آزمايش فاکتوريل در قالب طرح پايه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار استفاده گرديد. تيمارها شامل سه رقم زاريا٫ يوروفلور و آلزان و سه تراکم کاشت ۵۰٫ ۷۰و ۱۴۰ هزار بوته در هکتار که به ترتيب با فاصله بوته های ۱۰ ٫ ۲۰و ۳۰ سانتی متر و فاصله رديف های ۷۰ سانتی متر حاصل شدند٫ انجام شد. هر کرت آزمايش شامل ۵ رديف کاشت به طول ۱۰ متر بود. به منظور تعيين عملکرد نهايی هر کرت٫ پس از اتمام گرده افشانی٫ طبق های موجود در رديف های ميانی هر کرت به طور يک در ميان با پاکت های کاغذی پوشيده شد. نمونه گيری جهت تعيين عملکرد دانه و اجزائ عملکرد دانه٫ در مرحله رسيدگی کامل انجام شد. اين مرحله زمانی در نظر گرفته شد که دانه ها کامل شده٫ پشت طبق ها قهوه ای گرديده٫ گلبرگ ها خشکيده شده و برگ ها خشک شده باشند.
نتايج و بحث:
نتايج تجزيه واريانس صفات مورد بررسی (جدول۱) مشخص نمود که اثر تراکم های مختلف بوته بر تعداد طبق در متر مربع٫ تعداد دانه در طبق٫ تعداد دانه در متر مربع٫ وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی دار بوده است. نتايج نشان داد که با افزايش تراکم بوته٫ تعداد طبق در متر مربع٫ تعداد دانه در متر مربع و عملکرد دانه افزايش ولی تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه کاهش می يابد. افزايش تراکم بوته باعث پيدايش رقابت بين گياهان جهت عوامل محيطی و نياز های رشد می گردد که اين امر باعث کاهش قطر طبق ها و تعداد دانه توليد شده در هر طبق گرديده است. ولی در مقابل به واسطه افزايش تعداد طبق در متر مربع و تعداد دانه در متر مربع در کل کانوپی نوعی محدوديت منبع ايجاد گرديده که نتيجه آن کاهش وزن هزار دانه بوده است. زافارونی و اشنايدر در مطالعه خود به همين مو ضوع اشاره کرد و به يک همبستگی منفی و قوی بين تراکم بوته و تعداد دانه در طبق اشاره نموده اند. غروی نيز با کاهش تعداد دانه در طبق در اثر افزايش تراکم بوته اشاره کرده است و نتايج مشابهی توسط ساير محققين نيز گزارش شده است. همچنين با افزايش تراکم بوته بر تعداد دانه در متر مربع افزوده شد.هر چند با افزايش تراکم بوته از تعداد دانه در طبق کاسته شد ولی افزايش تعداد بوته توانست اين کاهش را جبران نمايد و بيشترين تعداد دانه در متر مربع در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار به دست آمد و بيشترين سهم را در عملکرد دانه داشت. عملکرد دانه نيز با افزايش تراکم بوته افزايش پيدا کرد و بيشترين مقدار عملکرد دانه در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار حاصل شد. محققين ديگری نيز به افزايش عملکرد دانه در اثر افزايش تراکم بوته اشاره کرده اند. همبستگی بين عملکرد دانه و تعداد دانه در متر مربع و تعداد طبق در متر مربع مثبت و معنی دار بود(به ترتيب 0/68 و 0/47). در اين مطالعه تعداد دانه در طبق٫ تعداد دانه در متر مربع٫ وزن هزار دانه و عملکرد دانه به طور بسيار معنی داری تحت تاثير رقم قرار گرفتند. بيشترين تعداد دانه در طبق و دانه در هر متر مربع به ترتيب به ميزان 958/9 و 7550 مربوط به رقم زاريا بود.اين رقم به دليل داشتن بيشترين تعداد دانه در طبق های خود توانسته است تعداد دانه در متر مربع زيادتری نيز توليد کند که با نتايج خارگاخارات و نيروال مطابقت دارد. ارقام يوروفلور و آلزان از نظر تعداد دانه در متر مربع يکسان بودند و تفاوتی نداشتند. در بين ارقام مورد مطالعه٫ بيشترين وزن هزار دانه مربوط به رقم آلزان بود. از طرفی تعداد دانه در طبق رقم فوق از دو رقم ديگر کمتر بود و به همين دليل مواد فتوسنتزی ساخته شده در گياه به تعداد دانه های کمتری منتقل شده که باعث بهتر پر شدن دانه ها و افزايش وزن هزار دانه گرديده است. اثر متقابل تراکم بوته و رقم بر عملکرد دانه معنی دار نبود. بدين شکل که ارقام زاريا٫ آلزان و يوروفلور در تراکم ۱۳۰ هزار بوته در هکتار به ترتيب عملکردی معادل ۲۹۷۴ ٫ ۲۶۰۹ و ۲۴۵۷ کيلوگرم بر هکتار داشتند.

جدول ۱ - تجزيه واريانس عملکرد دانه و اجزاء عملکرد آن

ميانگين مربعات

تعداد طبق در متر مربع تعداد دانه در طبق تعداد دانه در متر مربع وزن هزار دانه عملکرد دانه درجه آزادی منابع تغيير

0/03 5768/56 127408/19 0/04 86084/89 2 بلوک
334/68** 54711/54** 64977477/77** 4/30** 657979/50** 2 تراکم بوته
0/003 133302/23** 7124946/90** 0/49** 453835/69** 2 رقم
0/003 51639/57** 1669898/43 0/16** 27767/37 4 تراکم بوته در رقم
0/008 10124/49 976142/98 0/003 110187/13 24 خطا
تک ستاره و دو ستاره به ترتيب معنی دار در سطوح احتمال ۵ و ۱ درصد



نتيجه گيری:
حداکثر عملکرد دانه در بين سه تراکم مورد آزمون٫ در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار حاصل شد و در بين ارقام مورد آزمون٫ رقم زاريا بيشترين عملکرد دانه را توليد کرد. بررسی اثرات متقابل تيمارها نشان داد که حداکثر عملکرد دانه مربوط به رقم زاريا تحت تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار بوده است٫ لذا اين رقم همراه با اين تراکم پيشنهاد می گردد. همچنین به علت کاهش قطر ساقه و قطر طبق در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار٫ برداشت مکانیزه راحت تر صورت گرفته و استهلاک دستگاه های برداشت کم شده و پوسیدن بقایای گیاهی در خاک نیز سریع تر و راحت تر صورت می گیرد که از این نظر نیز تراکم فوق مناسب ترین تراکم می باشد.
منابع:
۱- خدابنده :زراعت گياهان صنعتی ٫ مرکز نشر سپهر
۲- خواجه پور : اصول و مبانی زراعت انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی اصفهان
۳- طاوسی : بررسی اثرات متقابل فواصل بوته روی عملکرد و ارقام انتخابی آفتاب گردان٫ گزارش پژوهش آفتاب گردان٫انتشارات بخش تحقيقات اصلاح و تهيه بذر و نهال
۴- عرشی : گزارش پژوهش آفتاب گردان انتشارات بخش دانه های روغنی موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر
۵- غروی : بررسی اثرات تراکم کاشت بر عملکرد و اجزاء عملکرد دو رقم آفتاب گردان روغنی٫پايان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان
۶- کرمی : اثر آبياری و تراکم بوته بر عملکرد و پوکی دانه ٫ انتشارات دانشگاه شيراز
۷- ناصری : دانه های روغنی(ترجمه)٫انتشارات معونت فرهنگی آستان قدس رضوی

8- Holt, N.W and S.J.Campbel : Effect of plant density on the agronomic and dry land
9- Khargakharate, V.G and B.g Nirwal : Growth and yield of sunflower as influenced by inter and inter and row spacing and nitrogen
10- Majid, H.R and A.A Schniter : Yield and quality of semidwarf and standard-height sunflower hybrids grown at rive plant papulation
11- Miller, B.C , E.S Oplinger, R.Rand, J.peters, and G.wies : Effect of planting date and plant papulation of sunflower performance
12- Pacucci ,G and F.Martinago : Effect of sowing density and yield on some bio agronomic characteristics of tall and dwarf cultivars
13- Rizzard and A.kuffi : Effect of spacing on seed and oil yields and yield components of sunflower to plant papulation

متن کامل اين مقاله در پارس بيولوژی موجود است.

منبع:http://www.parsbiology.com

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:15  توسط   | 

تاریخچه چای :


تحقیقات نشان میدهد که بوته چای را در حدود۳هزار سال (ق.م) در چین می شناخته اند . کیاه چای و واریته های ان به حالت وحشی در شمال هنددرناحیه ای به نام اسام میروییده . از نظر کاشت و مصرف چین اولین محلی است که این گیاه در انجادر حدود ۲۷۰۰ سال (ق.م)کشت می شده وبه مصرف میرسیده در زمانهای گذشته کاهنهای بودایی برای کمتر خوابیدن از چای استفاده می کرده اند وافسانه ای دراین مورد هست که می گوید کاهنی بنام بودهیدهارمادر مراجعت از ژاپن به خواب می رود وپس از بیدار شدن برای تنبیه شدن مژههای خود را کند وروی زمین ریخت این مژهها در خاک ریشه داد وتبدیل به درخت چای شد . انتشار این گیاه از چین به ژاپن وهندو از قرن پانزدهم در اروپا کشت چای رایج شد


کشت چای درایران
واما ایران :

از اوایل قرن بیستم چایکاری در ایران اغاز شد . قبل از سال ۱۲۸۰(ه . ش )کشت چای درایران رواج نداشت و ایرانیان قدیم به جای چای قهوه می نوشیدند . به همین دلیل چایخانه های ایران همان نام قدیمی خود یعنی قهوه خانه را حفظ کرده اند .

علاقه دولت ایران به کشت چای در سال ۱۲۸۰ (ه .ش)باعث شد تا سفیر ایران در هند بنام حاج محمد میرزا کاشف السلطنه ماموریت یافت تا چگونگی کشت چای را بیاموزد . ایشان پس از مدتها کار وتلاش روی مزارع چای در هند موفق شد اصول و فنون چایکاری را بیاموزد و با موافقت دولت هند تعداد ۲۰۰۰ نهال چای به ایران بیاورد و انها را در زمینی در نزدیکی شهر لاهیجان در استان گیلان بکارد . پس از ان بودکه بتدریج کشت چای در ایران رواج یافت .



مشخصات چای
گیاه چای از تیره teaceae است . نوع پرورشی ان بنام camellia sineasis است. به دو شکل وحشی وپرورش یافته است . در حالت وحشی ارتفاع ان ارتفاع ان به ۱۰- ۱۵ متر می رسد که اغلب در کشورهای خاور دور می روید . انواع پرورشی ان دارای ارتفاع ۵۰ - ۷۰ متر است . که حداکثر به ۲ متر می رسد .

تقسیم بندی چای از لحاظ زراعی :

۱ -گونه چینی

۲- گونه اسامی و کامبوجی

۳-نژادهای دو رگه

تقسیم بندی گیاه چای از لحاظ طرز تهیه و تولید :

۱- چای سیاه

۲- چای سبز

۳- چای اولنگ

۴- چای قالبی


--------------------------------------------------------------------------------

گیاه چای
از این مقاله به بعد سعی خواهم کرد بصورت تخصصی به گیاه چای بپردازم.

خواص چای :

چای مانند قهوه در ردیف رایج ترین و مهم ترین نوشابه های مطبوع و مورد مصرف در بیشتر جهان می باشد .

چای دارای اهمیت غذایی ودارویی بسیاری است . ولی مهم ترین اثر ان تاثیر برروی سیستم اعصاب و در نتیجه رفع خستگی و ایجاد ارامش در انسان است چای دارای مقادیر قابل توجهی پروتئین . هیدراتهای کربن وانواع مختلفی از ترکیبات شیمیایی میباشد . چای دارای اثر انرژی زایی بالایی میباشد . بطوری که یک فنجان چای ۴ کیلو کالری انرژی به بدن می رساند . مصرف زیاد چای می تواند باعث طپش قلب . عصبانیت . اضطراب . بی خوابی و لاغری شود .


انواع چای
چای سیاه

این نوع چای پس از انجام تمام مراحل چایسازی بدست میاید این نوع چای به دو طریق رسمی یا ارتدکس و غیر رسمی بدست می اید در روش ارتدکس که همان روش چایسازی ایران نیز می باشد تماممراحل تهیه چای از قبیل : پلاس ومالش و تخمیر و خشک شدن انجام می گیرد این نوع چای دارای درجه بندی هایی مثل :چای قلم . پیچیده . باروتی . و ... می باشد . در چای غیر رسمی از ماشینهایی استفاده می شود که در ان مرحله پلاس حذف می شود . این چای در ایران استفاده نمیشود .

چای سبز:

این نوع چای بیشتر در چین و ژاپن مصرف دارد . دراین نوع چای عمل تخمیر صورت نگرفته و پس از مالش بلافاصله چای را خشک می نمایند . این نوع چای کم رنگ ولی معطر می باشد و دارای خواص درمانی بسیاری می باشد.

چای اولنگ:

در این نوع چای عمل تخمیر بطور کامل انجام نشده و بصورت ناتمام می ماند .و در چین و ژاپن مصرف ان رایج است.

چای قالبی :

نوعی از چای که برای تهیه ان از برگ و ساقه و ترکه چای استفاده می شود . این نوع چای پس از انجام مراحل تهیه چای بصورت پودر و در قالبهایی که از نوع چوب می باشد ریخته ودر اپر فشار بصورت قالبی در می اید.


http://modernagriculture.blogfa.com/
منبع:
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:12  توسط   | 

كنف
خصوصیات گیاهی: كنف از گياهان ليفي است كه در نواحي گرم و مرطوب و اساساً براي استخراج فيبر نرم از پوست ساقه جهت تهيه اليافت كشت مي گردد ، هر چند كه دانه كنف نيز جهت روغن گيري قابل استفاده است .

كنف با نام علمي Hibiscus cannabinus L. گياهي است يكساله از تيره پنيرك (Malvaceae)

ميوه كنف بصورت كپسول است .

سازگاری: كنف از محصولات نواحي گرم و مرطوب است . به يخبندان حساب و به يك فصل رشد بدون يخبندان حداقل 200 روزه نياز دارد .

كنف ما هيتا گياهي كوتاه روز است ولي حساسيت آن به طول روز كمتر از لوبيا روغني است .

نياز كنف به آب زياد است .

كنف به شوري خاك نسبتاً مقاوم است .

تناوب زراعی: كنف از گياهاني است كه حاصلخيزي خاك را به شدت مورد استفاده قرار داده و خاك را ضعيف مي سازد .

از تناوبهاي مناسب كنف مي توان به تناوبهاي زير اشاره نمود :

شبدر ـ ذرت ـ كنف ـ آيش

شبدر ـ كنف ـ گندم

كنف ـ نخود يا لوبيا ـ ذرت يا برنج ـ آيش

کود شیمیایی: حدود 90 كيلو ازت ، 140 تا 180 كيلوگرم اكسيد فسفر و در صورت ضرورت 100 كيلوگرم اكسيد پتاسيم براي هر هكتار مناسب است . بهتر است ثلث تا نيمي از كل ازت را قبل از كاشت و بقيه را بصورت سرك و 1 تا 5/1 ماه بعد از سبز شدن به خاك داد .

تاریخ کاشت: حداقل حرارت براي جوانه زدن بذر كنف حدود 13 درجه سانتيگراد است .

عامل ديگري را كه مي بايستي در انتخاب تاريخ كاشت در نظر گرفت جلوگيري از برخورد تاريخ برداشت با هواي خشك در اول پائيز است .

آفات و امراض: آفتي اختصاصي براي كنف در ايران شناسائي نشده است . ولي بطور كلي آفات كنف با پنبه مشترك است

منبع:
http://www.keshavarzi.com/
http://alonefarmer.iranswiss.com/
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:11  توسط   | 

کشاورزی در ایران باستان :


"گاو مرد دهقان اگر در دستش باشد و بر او خیش بندد تا زمین را شیار کند سودمندتر از ان است که در راه خدای بی نیاز قربانی شود."

کشاورزی در ایران باستان:
کشاورزی در ایران باستان همواره از جمله وظایف مهم اجتماعی بوده است. اهمیت کشاورزی در ایران و بالا رفتن میزان کشت و تاثیر آن در زندگی مردم به پایه ای بود که دیگران ایرانیان را همواره می ستودند.
پادشاهان هخامنشی در بهره برداری از منابع طبیعی و اب و خاک و توسعه بازرگانی و کشاورزی که حیات اقتصادی کشور را تضمین می کرد دلبستگی فراوان داشتندو همواره کشاورز و کشاورزان را می ستودند .آمده است که کوروش بزرگ با تنی چند از دهقانان و روستاییان بر خوان نشست و چنین گفت:"من همتای شمایم. مازاد و توشه زندگی را ازشماوام داریم.پایداری دولت از دسترنج شماست."
سقراط خطاب به پادشاهان یونان چنین می گوید:"آیا باعث شرمساری نیست که از پادشاهان پارس تقلید نمی کنیم ؟!!آنها دریافته اند که فن کشتکاری زیباترین هنر است."
گزنفون در این باره می گوید:
"شاه ایران در پاره ای ایازبه بخشهایی از کشور خود سفر می کند اوضاع را می بیند و به پاره ای از سرزمینها کسانی را می فرستد. اگر دریابد که در استانی زمینهای آباد و درختان سودمند فراوان است به آن استاندار پاداش می دهد . مقامهای ممتاز می بخشد و شهری را به استان او می افزاید . و هر گاه روشن شود که استانی کم جمعیت و بایر مانده است و بداند که این ویرانی از سخت گیری یا کوتاهی استاندار است و از سستی او سرچشمه گرفته است او را بی درنگ عوض می کند و هر گاه شاه می خواهد پاداشی بدهد نخست به کسانی که در جنگ دلیری کرده اند یا در کشاورزی و ابادانی کشور کوشیده اند میدهد."(گزنفون. کتاب اقتصاد.فصل4)
"ایرانیان به درختکاری خشک کردن مردابها و تبدیل انها به به زمینهای قابل کشت و کندن چاه و ساختن کاریز و بهره برداری از منابع ابهای زیر زمینی دلبستگی داشتند به طوری که در هنر اکتشاف و هدایت و بهره برداری اب هیچکس به پای ایرانیان نمی رسید و اصولا کندن رشته های قنات برای هدایت آبهای زیر زمینی از ابداعات ایرانیان است."
آسیابهای آبی در شوشتر گواه بر این ادعاست . آسیابهای آبی شوشتر اولین صنعت آب در جهان است.
"درخت نیز از دیر باز در ایران مقدس بود و در نقشهای گوناگون تاریخی ایران نقش درخت زندگی یکی از مظاهر مذهبی بود که از دورانهای پیش از تاریخ تا دوران پس از ساسانیان همواره زینت گر اشیاء نقش دار بوده است."(ایران ویج. بهرام فره وشی)
"ایرانیان باغهای بزرگ و منظم و زیبایی می ساختند که به انها پردیس می گفتند. در این باغها ی بزرگ و جنگلی جانوران شکاری و درنده نیز رها می کردند تا باروری کنند."(گزنفون.کتاب اقتصاد. فصل4)
" گویند هنگامیکه لیزاندر سردار اسپارتی با پیشکش هایی به نزد کوروش رفته بود کوروش باغی را به او در سارد نشان داد . لیزاندر گفت : من از زیبایی این باغ در حیرتم ولی شگفتی من بیشتر از کسی ست که این ها را با این نظم و ترتیب اندازه گرفته و کاشته است. کوروش گفت همه را خودم کرده ام و پاره ای از درختان را خود کاشته ام.لیزاندر بیشتر تعجب کرد و کوروش گفت:یک پارسی روزانه آنقدر باید کار کشاورزی کند که عرق بدنش را مرطوب کند ."(گزنفون .کتاب اقتصاد. فصل4)
"ارزش درخت در ایران چنان بود که اگر کسی درختی را می شکست مجبور بودبه جرم این گناه مبلغی بپردازد و یا چندین درخت بنشاند."(ایران ویج. بهرام فره وشی)
" با کارهای برجسته و تلاشهای سازنده و به ویژه توجه دولت هخامنشی به کشتکاری و بازرگانی و رفاه نسبی خانواده ها و نیز گرایش دادن مردم به کشتکاری بیکاری در ایران آن روز وجود نداشت. هرکس پیشه و هنری نداشت با تشویق هایی که به عمل می امد به کشاورزی می پرداخت و برزی گری پیشه آزادگان به شمار می رفت. گدا و گدایی در ایران معنا نداشت."(اخلاق ایرانیان باستان)
سقراط با شاگردش کریتوبول چنین می گوید:"شاه ایران توجه بسیار دارد که زمین به وسیله ساکنان آن کشت شود و بر کشاورزان هریک سالاری جداگانه گماشته است."
"میزان دلبستگی و مهر پادشاهان هخامنشی به پیشرفت کشاورزی و فر اورده های ایرانی چنان بود که در دربار ایران دستور داده شده بود که هیچگونه فراوردهای کشاورزی و منسوجات خارجی نباید روی میز پادشاه باشد.شاهان ایران به نام میهن دوستی خوراک بیگانه نمی خوردند و گفته اند هنگامی که خدمتکار خشایار شاه انجیر اتن رابر سر سفره گزارده بود پادشاه دستور داد تا دیگر این کار تکرار نشود."(اخلاق ایرانیان باستان).
اموزشهای دینی و اخلاقی زرتشت آبادانی و کشتکاری را از کارهای نیک و نمادهای خدایی می داند و سراسر اوستا درباره آباد کردن زمین آبیاری درختکاری گله داری و پرورش جانوران و گیاهان سودمند چه دارویی و چه غذایی دستوراتی دیده میشود.کشاورزی در ایران مقدس ترین کارها بوده است.
"چه بد حال است زمینی که زمان درازی بی بذر و بذر افشان در انتظار کشاورزی مانده است. مانند دوشیزه ای زیبا و خوش اندام که زمان درازی بی فرزند مانده است و در ارزوی شوهری خوب است."(وندیداد.باب سوم . بند 23 و 24)


" آنگاه که تو ای مزدا آن خرد مینوی را آزاد گذاشتی تا به دلخواه خود به کشاورز گراید یا به دیگران پس او از این دو کشاورز گله پرور را داور درستکردار خویش برگزید .آن پاسبان منش نیک را."(یسنا.هات 31)


منبع:http://mazraesabz.persianblog.com//
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:10  توسط   | 

کشت نخود انتظاری


نخود در هوای کمتر از ۱۰ درجه سانتيگراد بايد کشت شود .درجه حرارت متوسط و

مناسب برای جوانه زدن بذور ۷ درجه می باشد و بعد از سبز شدن تا ۹ درجه زير صفر

را تحمل می کند . اما در گلدهی سرما به آن خسارت می زند .نخود در مناطقی که

دارای زمستان ملايم و نسبتا گرم است در پاييز و در نواحی سردسير که طول دوره

زمستان و يخبندان طولانی می باشد در بهار و بعد از سپری شدن فصل سرما کشت

می شود . نخود طالب خاکهای شنی و شنی لومی می باشد و خاکهای سنگين

برای آن مناسب نيست .در مزارعی که قبلا نخود کاشته نشده است بايد بذور را بتا ب

اکتريهای تثبيت کننده ازت آغشته کنيم .

کشت را زمانی انجام می دهيم که درجه حرارت خاک تا عمق ۵ سانتيمتری صفر يا

کمتر است و هر روز برودت هوا کاهش می يابد که حدود اول آبان تا اوايل دی می

باشد .

تهيه زمين :

پس از برداشت غلات يا محصول زمين را شخم زده و در صورت نياز ديسک و ماله می

زنيم .در اراضی ديم بهتر است عمليات تهيه زمين با پنجه غازی و چيزل يا هرس انجام

شود .

کاشت :

در کشت بصورت سنتی بذر و کود را بصورت دستپاش پاشيده و هرس و ماله يا ديسک

می زنيم .

در کشت نيمه مکانيزه با استفاده از تراکتور که به آن فاروئر بسته شده جوی و پشته

ها را ايجاد می کنيم . فاصله خطوط ۴۵ - ۲۳ می باشد بعد روی پشته ها را با دست

شياری به عمق ۱۰ سانتيمتر باز کرده و بذور را با فاطله ۵ تا ۱۰ سانتيمتر درون شيار

می کاريم .

در کشت مکانيزه ميزان ۱۸۰ -۱۲۰ کيلوگرم بذر را با رديفکار در خطئطی به فاصله ۳۵

- ۱۸ سانتيمار می کاريم .بذور بايد بوجاری و با سموم کاپتان يا بنوميل ضدعفونی

شوند . در زراعت آبی نخود آبياری اول بسيار مهم است بهترين زمان وقتی است که

کليه بوته ها به رنگ سبز تيره باشند زيرا رطوبت زياد باعث شيوع بيماريهای ريشه می

شود . نخود به ۳ - ۲ دفعه وجين احتياج دارد حتی الامکان بايد از مصرف سموم علف

کش خودداری شود .اولين وجين ۴۵ روز بعد از سبز شدن می باشد.

نياز کودی :

۲۰ - ۱۵ کيلوگرم در هکتار ازت در مراحل اوليه رشد و نمو ضروری است و يا در زمانی

که بوته به ارتفاع ۱۰ سانتيمتری رسيده کود سرک داده شود .زردی اوايل رشد به

علت کمبود ازت می باشد . قبل از کشت ۵۰ کيلو گرم در هکتار به فسفر خالص و ۵۰

کيلوگرم در هکتار پتاس خالص احتياج دارد . و عناصر کم مصرف نيز بر اساس آزمايش

خاک داده می شود .

برداشت :

برداشت يک هفته بعد از زرد شدن ۹۰٪ غلافها انجام می شود . بعد از برداشت بئته

ها را در مزرعه جمع آوری و مقابل آفتاب قرار می دهند . برداشت به موقع در عملکرد

اهميت بسزايی دارد زيرا تاخير در برداشت باعث ريزش می شود . برای خرمنکوبی

رطوبت بايد ۱۲ -۱۰ ٪ ياشد .

متوسط عملکرد نخود ۴۵۰ کيلوگرم در هکتار است که در کشت بهاره ۵۸۵ و در کشت

انتظاری ۹۰۵ کيلوگرم در هکتار است . نخود درارای ۲۸ -۱۸ ٪ پروتئين می باشد .

خوب دوستان اميدوارم که اين مقاله مورد توجه شما قرار بگيرد .



منبع:http://nasseryaa.persianblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:8  توسط   | 

غلات :
تعریف
غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.

گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.


تاریخچه :
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است.
بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.

همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.


انواع غلات :
گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.
برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.
ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.
جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.
ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.
جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.
چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.


اهمیت امروزی غلات:
در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.

امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد.
همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.

برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود.
گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد.
ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.


ارزش غذایی غلات :
غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.

دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.

البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.

امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.

غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند.


آب و هوای مناسب برای رشد غلات :
عوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.

برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.

جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است.
معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.

غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.


ساختمان دانه غلات :
دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.


مراحل رشد غلات :
دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:


جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.
پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.
تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.
ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.
تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.
میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.


برداشت محصول :
برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.

وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد.
در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:7  توسط   | 

ذرت مقاله ديگري از ذرت(2):

به نام آنكه به دانه روئيدن آموخت

ويليام كانت نويسنده و دانشمند برجسته علم كشاورزي درايالت نيويورك در ربع اول قرن نوزدهم كشاورزي مي‌كرد گفته است ذرت نه تنها بركت كشور است بلكه بزرگترين بركتي است كه خداوند براي همه بشر و براي هميشه به او بخشيده است .

مقدمه‌اي در مورد گياه ذرت :

با نام انگليسي corn)) وامريكايي (maize) و اسم علمي zea mays از خانواده غلات (poaceae) و يك از چهار غله عمده جهان بوده و بعد از گندم و برنج توليد آن در دنيا مقام سوم را داراست .

مشخصات گياه شناسي :

الف : ريشه : ذرت داراي سه نوع ريشه است 1-ريشه‌هاي بذري و ريشه‌هاي اوليه تعداد اين نوع ريشه‌ها 3 تا 5 عدد بوده و با جوانه زدن بذر طلا ظاهري مي‌شوند كار اين ريشه‌ها جذب آب و مواد غذايي از اعماق خاك مي‌باشد .

2-ريشه‌هاي تاجي يا ثانويه : از گروه‌هاي واقع در طوقه گياه و در زير سطح خاك بوجود آمده و گسترش پيدا مي‌كند تعداد آنها 7 الي 8 عدد و گاهي به 15 الي 20 عدد نيز مي‌رسد كار اين ريشه‌ها جذب آب و مواد غذايي از خاك سطح است .

3-ريشه‌هاي هوايي يا نگه دارنده : اين ريشه‌ها در واقع همان ريشه‌هاي تاجي هستند كه در بالاي سطح خاك توليد مي‌شوند نقش آنها بيشتر در قائم گله داشتن گياه است زيرا طول گياه زياد بوده و لذا براي مقاومت در برابر خوابيدگي اين ريشه‌ها مانند يك تيرك عمل مي‌كنند نقش اين ريشه‌ها در عمل جذب بسيار كم است .

ب : ساقه

ساقه ذرت مانند ساير غلات بند بند و گره‌دار ، تو خالي و استوانه‌اي بوده و طولش بسته به رقم ممكن است از cm 30 تا m 5/7 و خطرش از cm3/1 تا cm5 تغيير كند .

ساقه ذرت به عكس ساير غلات معمولاً بدون انشعاب است و پنجه‌اي توليد نمي‌كند . خوابيدگي ياورس در ذرت به ندرت رخ مي‌دهد و ارقام هيريد ذرت مقاومت بسيار خوبي در برابر خوابيدگي از خود نشان مي‌دهد . لازم به ذكر است كه طول معمول ذرت 5/1 تا 5/2 متر است .

ج : مانند ساير غلات كشيده بوده و از پهنك و غلافت تشكيل شود . طول برگها ذرت از 30 تا 80 cm و گاهي متغير است و پهناي هر برگ حدود 8 تا 10 cm است .

د : ذرت گياهي يك سايه پيايه است كه گلهاي نر و ماده در طول ساقه در محل گره‌ها و در مجاورت برگها تشكيل مي‌شوند و تعداد گلهاي ماده را ارقام مختلف ذرت متفاوت است ، گل گل آذيني ذرت را به طور كلي سنبله مي‌دانند و در واقع گل نر و خوشه و گل ماده سنبله است ، گلهاي ماده در آينده بلال ذرت را ايجاد مي‌كنند كه بلال ذرت كه داراي محوري قطوري به نام چوب بلال يا (cod)

دانه‌هايي كه در رديفهاي منظمي قرار گرفته‌اند و با دو پوشه ضخيم پوشيده شده‌اند و خامه‌هاي بلندي (sira) كه در انتهاي شاخه مي‌شوند و گاكل بلال ذرت را ايجاد مي‌كنند . لازم به ذكر است : محور گل آذين نر همان امتداد ساقه است و داراي گلهاي سه پرچمي است .

دوره‌هاي رشد ذرت : بطور كلي از كاشت داشت و برداشت ذرت چهار دوره متمايز مي‌توان تشخيص داد . از دوره رشد خفيف : اين دوره از زمان سبز شدن شروع شده و تا 150 الي 20 روز از ظهور گلهاي نر ادامه دارد .

2-دوره رشد سريع : از ظهور گلهاي نر تا حدود 10 روز قبل از شيري شدن دانه‌ها مي‌باشد در اين دوره وزن گياه به حداكثر و حساسيت آن به كم آبي به حد اعلال خود مي‌رسد .

3-دوره كاهش خفيف وزن : اين دوره پس از اتمام دوره دوم شروع شود و تا حدود 10 روز بعد از شيري شدت دانه‌ها ادامه مي‌يابد .

4-دوره كاهش شديد وزن : اين دوره به دنبال دوره قبل شروع شود و تا رسيدن كامل دانه طول مي‌كشد .

عوامل محيطي :

از ميان عوامل محيطي به دو عامل درجه حرارت و طوبت اشاره خواهيم داشت .

الف : درجه حرارت : به طور كلي يك گياه گرمسيري است به يخ بندان حساس است و در دوران زندگي به درجه حرارت بالا نيازمند است .

حداقل درجه حرارت در زمان جوانه زدن ذرت 10 درجه است ولي برخي از نژادهاي آن در زير 10 درجه هم به خوبي جوانه مي‌زنند بعد از كشت ذرت آب و هواي گرم جوانه زدن و ريشه را تسريع مي‌كند ولي گرماي شديد و كمبود رطوبت بويژه در زمان گلها و بويژه گلهاي نر ، خسارت زا است .

ب : رطوبت : مقدار رطوبت هوا و ميزان نزولات آسماني و زمان آن نقش مهمي در عملكرد ذرت داشته و كمبود نزولات يكي از عوامل محدود كننده كشت اين گياهان در مناطق خشك و نيمه خشك به شمار مي‌آيد در واقع كشت ديم ذرت در نقاطي امكان‌پذير است كه ميزان بارندگي ساليانه از 600 ميلي‌متر در دوره رشد كمتر نباشد لذا عملاً كشت در كشور ما كشتهاي بهاره آبي است مقاومت به خشكي ذرت در مراحل اوليه زندگي از مراحل بعدي آن بيشتر است .

عمليات كاشت :

1-آماده كردن زمين : زميني كه در آن كشت ذرت انجام مي‌شود در پائيز سال قبل آن شخمي به عمق 15 الي 20 cm و گاهي بيشتر مي‌زنند كه باعث مي‌شود باعث خاك نرم و بقاياي محصول قبلي و علفهاي هرز به عمق خاك برده مي‌شوند در ضمن پذيرش بارندگي زمين ذخيره رطوبت بالا مي‌رود در بهار بعد از سبز شدن علفهاي هرز با يك ديسك آنها را به عمق خاك برده و بعد از آن زمين را تسطيح كرده و بدين صورت زمين آماده كشت مي‌شود ( 1-شخم در پائيز 2-شخم در بهار 3-ديسك 4-لودر

2-طرق مختلف كاشت :

بسته به عوامل مختلف چون 1-نوع تهيه بستر بذر 2-تأمين رطوبت 3-رقابت با علفهاي هرز و پيشگيري از آسيب سرماي بهاره كاشت ذرت متفاوت است .1-از نظر نوع تهيه بستر بذر A – كشت رديفي B – كرتي-كشت روي مرز و حاشيه زراعتهاي ديگر .




كشت رديفي : يك نوع آبياري نشتي و مشكل سله شكني ندارد . اين روش در اراضي بزرگ و زراعتهاي مكانيزه مطرح بوده و بذر در رديفهاي موازي با فاصله معيني توسط رديف كار ذرت كشت مي‌شود آبياري در اين روش به صورت جون و پسته انجام مي‌شود .

كشت كرتي : بيشتر در كشاورزي سنتي و معمولاً براي كشت ذرت علوفه‌اي بكار مي‌رود پس از آماده كردن و تسطيح زمين آنرا به كرتهايي كه طول و عرض آن متناسب با شيب زمين و ميزان آب آبياري مي‌باشد تقسيم كرده و بذر را در كرتها به طريقه دست پاش مي‌كارند و توسط دندانه‌ يا ديسك آنرا داخل خاك نموده و آبياري مي‌نمايند آبياري در اين روش به روش غرقابي است .

2-تأمين رطوبت :

A : خشكه كاري B : نم كاري

A : وقتي صورت مي‌گيرد كه زمان كشت ذرت در حال سپري شدن مي‌باشد زيرا آبياري قبل از كشت و صبر براي گاو رو شدن زمين وقت لازم دارد لذا در چنين مواردي زمين را كشت كرده و متعاقبش آبياري مي‌كنند در اين روش چون خطر سله بسنتي خاك و احياناً شسته شدن خاك و انتقال بذر را نقاط بلند مزرعه به قسمتهاي پشت‌تر وجود دارد و لازم است كه زمين قبل از كشت كاملاً تسطيح شود حتي المقدور كشت به صورت رديفي انجام شود تا با مثال مذكور برخورد كمتري شود .

B : نم كاري يا هيرم كاري در بهار حدود 10 روز قبل از كشت مقدار زيادي آب به زمين مي‌دهد كه تا عمق 2 متري زمين بستر نم شود و بعد از گاورو شدن زمين با عمليات ديسك سبكي علفهاي هرز را زير خاك كرده و سپس اقدام به كشت ذرت مي‌كنند بذرهاي كاشته شوند از رطوبت موجود در خاك استفاده كرده و يكنواخت سبز مي‌شوند و چون بالا فاصله بعد از كشت آبياري نمي‌شوند خطر سله بستن خاك رشته شودن بذر پيش نمي‌آيد .

3-از نظر رقابت با علفهاي هرز و عوامل نامساعد مثل هواي سرد :

براي جلوگيري از آسيب عوامل مذكور در بعضي از نقاط جهان مثل كره شمالي معمولاً ذرت را به صورت نشاكاري كشت مي‌كنند بدين ترتيب كه ابتدا بذر در گلخانه كشت نموده ( زودتر از زمان كشت در مزرعه ) و به محقق حصول شرايط محيطي مناسب آنرا به زمين اصل منتقل مي‌كنند در اين روش اگر چه عملكرد بيشتر خواهد بود ولي هزينه‌ها افزايش مي‌يابد



ج - زمان كاشت :

به عواملي چون درجه حرارت محيط و خاك بستگي داشته و در نواحي مختلف فرق مي‌كند و در زمان صورت مي‌گيرد كه دماي بهاره كاملاً از بين رفته باشد .

مناسب‌ترين درجه حرارت براي جوانه زدن بذر ذرت ْ3/18 C است و دماي زمان جوانه زني نبايد از 10 كمتر و از 35 بيشتر باشد .

مقدار بذر لازم در واحد سطح :

در ذرت كاري معمولاً وزن بذر در واحد سطح اهميت چنداني ندارد و دانه را برحسب تعداد در مترمربع يا هكتار محاسبه و كشت مي‌نمايند تراكم بوته در واحد سطح بستگي به حاصلخيزي خاك رقم و ميزان آب آبياري داشته و معمولاً از 20 هزار يا 60 هزار در بوته در هكتار متغير است .

عمليات داشت :

الف : آبياري : ذرت از گياهان است كه در طول دوره زندگي خود به آب زيادي نياز دارد دوره بحران نياز آب اين گياهان از زمان ظهور گلهاي نر تا پيدايش كاكل ذرت است در اين دوره اگر رطوبت در حد كافي نباشد عمل گرده افشامي به خوبي انجام نگرفته و در نتيجه بلالها كم دانه مي‌شوند .

ب : وجين و سله شكني : حدود 30 الي 40 روز بعد از كشت زماني كه ارتفاع گياه به 15 الي 20 CM مي‌رسد عمليات وجين و سله شكني شروع مي‌شود (عمليات وجين و سله شكني مي‌تواند همراه با كود پاش انجام گيرد )راه ديگر مبارزه با علفهاي هرز در مزارع بزرگ معمولاً استفاده از علفكشهاي شيميايي مانند آنرا زين مي‌باشد .

ج : احتياجات غذايي ذرت : هم مانند ساير گياهان در طول زندگي خود به مواد غذايي كافي نياز دارد مواد غذايي ذرت معمولاً از انواع كودها از جمله كودهاي حيواني سبز و شيميايي تأمين مي‌شود كودهاي حيواني و سبز مقداري از مواد غذايي مورد نياز ذرت را تأمين مي‌كنند و براي تأمين كامل مواد غذايي استفاده از كودهاي شيميايي ضرورت مي‌يابد . جذب ازت از خاك در تمام مراحل رشد گياه صورت مي‌گيرد ولي در مقدار آن در سنين اول مقدار جذب آن كمتر . در زمان ظهور گلهاي نر و ماده جذب ازت حداكثر است و پس از گل دهي مجدداً جذب كاهش مي‌يابد . مهمترين دوره نياز ذرت به فسفر بعد از گل كردن و نزديك رسيدن دانه مي‌باشد در موقع رسيدن دانه نزديك به سه چهارم فسفر موجود در گياه در دانه جمع مي‌شود .

حدود يك سوم پتاسيم مورد نياز گياه قبل از تشكيل گل و بقيه آن قبل از دانه بستن از خاك جذب مي‌كرد و مقدار نسبتاً كمي پتاسيم در دانه مترمركز مي‌شود .



عمليات برداشت :

الف : زمان برداشت اگر ذرت به منظور برداشت دانه كشت شود بايد برداشت زماني صورت گيرد كه گياه از نظر فيزيولوژي و زراعت كاملاً رسيده باشد تعيين زمان برداشت از نظر زراعي –a نوع رقم : در مناطقي كه فصل رويش كوتاه بوده و در سرما و بارانهاي زودرس پائيز عمل برداشت را با دشواري روبرو مي‌كند بايد از ارقام زودرس استفاده كرد تا برداشت زودتر انجام شود –b مقدار كود : در زمينهايي كه كود شيميايي مخصوصاً كودهاي ازته زياد مصرف شوند رشد رويش گياه افزايش يافته و دانه‌ها ديرتر مي‌رسند لذا برداشتشان ديرتر انجام مي‌گيرد .

2-جنس خاك : در خاكهاي رس يا سنگين به علت ذخيره رطوبت بيشتر دوره رويش گياه طولاني‌تر از خاكهاي سبك شن مي‌شوند و لذا برداشتشان ديرتر انجام مي‌گيرد .

-d آبياري : زياد طول دوره رويش گياه را افزوده و رسيدن محصول و برداشت را به تأخير مي‌اندازد .

E- تراكم بوته : هر چه تراكم بوته در واحد سطح بيشتر شود استفاده از نور و غذا براي گياه مشكلتر شود . و گياهان براي رقابت با يكديگر در جذب نور و غذا رشد رويش بيشتري داشته و در نتيجه رسيدن و برداشت دانه به عقب مي‌افتد .

-F آب و هوا هر چه محيط سردتر و روزها آفتابي كمتر باشد رسيدن دانه و برداشت آن ديرتر مي‌شود .

2-تعيين زمان برداشت از نظر فيزيولوژيكي

از نظر فيزيولوژي دانه‌هاي رسيد حداكثر ماده خشك را دارا هستند و بايستي رطوبت آنها به حدود 15 الي 20 درصد برسد تا از نظر زراعي قابل برداشت باشد براي برداشت دانه رطوبت دانه بايد در حدي باشد كه نه علت خشكي زياد با ماشينهاي برداشت خرد شوند و نه آن مقدار مرطوب كه در انبار كپك بزنند .

ب : طرق مختلف برداشت

برداشت ذرت چه براي دانه و چه براي علوفه به دو صورت انجام مي‌شود .

1-برداشت با دست : در زراعتهاي كوچك و كرتي و همچنين در مناطق مرطوب كه بارندگيهاي فصل آن كار با ماشينهاي برداشت را مشكلتر مي‌سازد عمل برداشت با دست و داسهاي مخصوص انجام مي‌گيرد .

2-برداشت ماشينهاي مخصوص در زراعتهاي بزرگ و مكانيزه مانند استفاده از چاپر و كمباني و غيره

نحوه كشت و كار گياه ذرت دانه‌اي در شهرستان ني‌ريز :

شهرستان ني‌ريز در جنوب شرقي استان فارس قرار گرفته است . ذرت در اين منطقه يك محصول بهاره است و كشت و كار آن در اواخر فصل بهار با مساعد شدن دماي هوا انجام مي‌گيرد .


تاريخ كاشت :

طبق اصول كشاورزي بايد با توجه به نوع محصول هواي محيطي انتخاب گردد ولي در اين منطقه عموماً زمان كاشت را عوامل ديگري تعيين مي‌كند كه تا حدودي نيز تاريخ‌هاي مناسبي است .

1-آماده بودن زميني كه خود جاي توضيح زيادي دارد الف : اغلب كشاورزان و البته نه اكثر آنها با توجه به زماني كه كشاورزي اطراف اقدام به كشت مي‌كنند آنها نيز اقدام مي‌كنند .

ب : پس از برداشت محصول قبلي كه عمدتاً گندم و جو است .

ج : با توجه به دماي هوا كه تعداد اين زارعان انگشت شمار است .

1-حدود يك سوم از زمينهايي كه از سوي زارعان براي كشت ذرت اختصاص مي‌يابد در آنها كشت گندم و يا جو صورت گرفته و به محض برداشت با آتش زدن كاه و كلش باقي مانده در زمين به شخم زدن مبادرت مي‌كنند و چون آبياري كردن زمين باعث عقب افتادن كشت مي‌شود از آبياري آن خودداري مي‌كنند و در نتيجه از مزاياي شخم مرطوب بي‌نصيب مي‌مانند .

نحوه آماده كردن زمين و كاشت :

پس از يك شخم نسبتاً عميق عمليات ديسك زني و لور انجام مي‌شود كه با اصول زراعت هماهنگي دارد اما به دليل آشنايي نداشتن كامل رانندگان تراكتورها با اصول اينكار زمينها به طور يكدست صاف نمي‌شوند و وقتي كه دستگاه فاروور ايجاد جوي و پشته مي‌كند . جوي و پشته‌ها نيز درست از كار در نمي‌آيند و در نتيجه بايد بوسيله مرزبند ايجاد كرت كرد كه اين كار باعث اتلاف مقدار زيادي آب به صورت Run off شود كه اين مشكل اصل‌ترين مشكل در كار آماده كردن زمين در شهرستان است .

بعد از كار دستگاه فاروور بذر كار وارد زمين شود و بذرها را بر روي رديف كشت مي‌كند و معمولاً در هر هكتار حدود kg30 بذر كشت مي‌شود كه به خاطر پرتر كشت كردن اين ميزان متوسط بالاتر است .

كود دهي :

زمينهاي شهرستان از نظر فسفات به علت استفاده مكرر و نسبتاً زياد در سالهاي گذشته از اين ماده غني هستند و احتياج چنداني به مصرف آن نيست از كودهاي ديگري كه قبل از كشت استفاده مي‌شود كودهاي پتاسه است . عمده‌ترين مصرف كود براي ذرت كود اوره است كه ميزان مصرف آن در بين كشاورزان بسيار متفاوت است و شايد به توان گفت كه دليل اين تفاوت كمبود اين كود است كه در نتيجه برخي از كشاورزان كه توانسته‌اند اين كود را دريافت كنند . در بعضي مواقع بيش از يك تن كود اوره به زمين خود داده‌اند و برخي به حدود kg 200 اكتفا كرده‌اند اگر نحوه توزيع كود مناسب بود برخي از كشاورزان دچار ولع در مورد مصرف اين كود نمي‌شوند و بيش از نياز مصرف نمي‌كردند كود اوره به صورت سرك و معمولاً در دو دوره آبياري يك دور آن به صورت محلول به زمين داده مي‌شود .


آبياري :

گياه ذرت از جمله گياهاني است كه نياز زيادي به آب دارد و اگر آب كافي در موقع مناسب براي آن تأمين نگردد كشت اين گياه جز ضررو زيان براي زارع ارمغاني ندارد و با توجه به منابع آب شهرستان به اعتقاد نگارنده ذرت قاتل بي‌رحم آب شهرستان است و در آينده با افسوس به اين روزها نگاه خواهيم كرد . معمولاً دوره آبياري در اين منطقه با توجه به آنكه عمه منبع تأمين كننده آب چاه‌هاي كشاورزي هستند دوره آبياري مطابق نياز گياه نبوده و با توجه به دور آب كشاورز تعيين مي‌شود كه شايد در يك دور 7 به 7 تأمين گردد و در يك دور از 14 روز هم فراتر برود به اعتقاد كارشناسان اداره كشاورزي يكي ديگر از عوامل افت محصول در اين منطقه دوره‌هاي آبياري طولاني است .

داشت :

عمليات داشت چنداني صورت نمي‌گيرد و تنها به كنترل علف هرز و و اگر دچار آفت شود به كنترل آن آفت منتهي مي‌گردد و عملياتهاي داشت مرسوم نظير سله شكني و غيره انجام مي‌گيرد .

برداشت :

در قسمت برداشت تقريباً مشكل وجود ندارد و كشاورزان در موقع مناسب اقدام به برداشت محصول خود مي‌كنند اما مشكل بعد از برداشت بوجود مي‌آيد به دليل آنكه در سطح شهرستان واحد ذرت خشك كني وجود ندارد و اغلب كشاورزان با پهن كردن ذرت بر روي زمين اقدام به خشك كردن آن مي‌كنند . كه به دليل مصادف شدن با بارانهاي پائيز مقداري از محصول برداشت شود . دچار آسيب شود . و از ميزان برداشت باز هم كاسته مي‌شود به جا است كه اداره جهاد كشاورزي با اعطاي تسهيلاتي امكان ايجاد يك واحد ذرت خشك كني در سطح شهرستان را بوجود آورد .

اطلاعات مربوط به كشت ذرت در شهرستان ني‌ريز در سال زراعي جاري (83)

ميزان بذر توزيع شده : 90 تن

ميزان زير كشت : 3315 هكتار

ميزان زمين بيمه شده ذرت 317 هكتار

ميزان زمينهايي كه پس از برداشت گندم يا جو زيركشت ذرت رفته‌اند : 1430 هكتار

متوسط برداشت در سال 82 : 5/7 تن

نوع سطح مشاهده سموم مورد استفاده

آفات :

1-زنجره 35 هكتار آندو سولفات و دارتون

2-برگ خوار 8 هكتار سوين

علف هرز:

علفهاي پهن برگ و باريك برگ 2776 لاسو -آترازني - آراديكان – توفوردي




منبع:http://aliagriculture.persianblog.com//
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:5  توسط   | 

ذرت :
مقدمه
ذرت یکی از غلات گرمسیری و از خانواده گندمیان (گرامینه) است. ذرت نوعی گیاه علفی یک ساله است که با تئوسنت (Teosinte) و تریپساکوم (Tripsacum spp) خویشاوند است. تئوسنت نوعی علف هرز یک ساله است که از لحاظ خویشاوندی در مقایسه با تریپساکوم به ذرت نزدیک تر می باشد. گیاه شناسان اعتقاد دارند که ذرت، در نتیجه ی دو رگ گیری بین یک گیاه نا شناخته از خانواده ی گندمیان و تئوسنت به وجود آمده است.
گیاه ذرت، تنها غله ایست که در کشور مکزیک و گواتمالا تکامل یافته است. ذرت پرمحصول ترین غله دنیا به حساب می آید و از لحاظ مقدار تولید، پس از گندم و برنج قرار می گیرد. امروزه ذرت در تغذیه بسیاری از مردمان دنیا نقش اساسی دارد.

ذرت گیاه تک لپه ای ساقه بلندی است. برگ های آن به طور متناوب و به صورت افتاده در دو طرف ساقه قرار گرفته اند. زاویه بین برگ و ساقه، 90 درجه می باشد.

در اوایل رشد گیاه، بعضی از یاخته های موجود در بخش بالایی ساقه اصلی ذرت از شاخه های فرعی متمایز می شود. در انتهای این شاخه ها، عضوی به نام بلال به وجود می آید که در واقع، گل ماده گیاه ذرت است. این شاخه ها، میان گره های بسیار کوتاهی دارند که از این گره ها، برگ های تغییر شکل یافته ای به وجود می آید که هم دیگر و بلال را می پوشانند. بیرونی ترین این برگ ها، برگی است کامل که غلاف، زبانک، گوشواره و پهنک دارد. اما برگ های زیرین غیر کاملند.

موقعی که ارتفاع ساقه ذرت به 80 تا 120 سانتی متر رسید، کلاله های ابریشم مانند یا کاکل ذرت به تعداد دانه های ذرت موجود در بلال، نمایان می شوند.


تولید کننده ها
کشورهای عمده تولید کننده ی ذرت عبارتند از: ایالات متحده آمریکا، اروپای شرقی (به ویژه یوگسلاوی و رومانی)، روسیه، ایتالیا، جلگه های شمالی چین، شمال شرقی آرژانتین، جنوب شرق برزیل و آفریقای جنوبی. ایالات متحده آمریکا و آرژانتین بزرگترین کشورهای صادرکننده و ژاپن و اروپای غربی، بزرگترین واردکنندگان این غله به حساب می آیند.

در ایران ذرت معمولاً در گرگان و گنبد، خوزستان، کرمانشاه، خراسان، گیلان و مازندران تولید می گردد.

تاریخچه
بررسی های باستان شناسی و فسیل شناسی گیاهی نشان می دهد که ذرت پیوسته به صورت یک گیاه زراعی عمده تقریباً از 5000 سال پیش در مکزیک و گواتمالا کشت می شده است و بومی این نواحی است.

کریستف کلمب، یک سال پس از ورود به قاره آمریکا، در سال 1493م بذر ذرت را با خود به اسپانیا برد. این گیاه به دلیل بالا بودن عمل کردش از آنجا به پرتقال و سپس به دیگر کشورهای اروپایی برده شد. از آنجا هم این گیاه به قاره آفریقا و تعدادی از کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن راه یافت.


انواع ذرت
ذرت نژادهای متعددی دارد که این ویژگی ها بر اساس ویژگی های بافت آندوسپرم دانه طبقه بندی می شوند:


ذرت بو داده: نوعی ذرت است که احتمالاً بر اثر موتاسیون به وجود آمده است. پریکارپ (خارجی تری لایه دانه) آن نازک است که این صفت برای تولید ذرت شیرین با پوست لطیف مناسب است. در این نوع ذرت، لایه ی ضخیمی از آندوسپرم سخت، آندوسپرم نشاسته ای را در بر گرفته است. دانه های نشاسته ی آندوسپرم این نوع ذرت نسبت به انواع دیگر، رطوبت بیشتری دارند که در موقع حرارت دادن، منبسط شده و تبدیل به بخار می شوند. بخار آب حاصل شده درون دانه نمی تواند به راحتی از لایه ی بیرونی سخت آندوسپرم خارج شود. به ناچار فشار زیادی به این لایه وارد می آورد و دانه را منفجر نموده و دانه پف می کند.
این ذرت معمولاً برای تهیه ی پاپ کورن یا ذرت بو داده مورد استفاده قرار می گیرد. بهترین میزان رطوبت دانه برای حداکثر پف کردن، 14 درصد می باشد.


ذرت سخت: تمام آندوسپرم این نوع ذرت که در مرکز دانه می باشد، با لایه ی سختی از آندوسپرم پوشیده شده است. دانه های رسیده این نوع ذرت، گرد، صاف و کهربایی هستند. دوره ی رشد آنها هم 80 تا 100 روز است. بلال های به دست آمده باریک بوده و تقریباً 8 ردیف دانه دارد.


ذرت دندان اسبی: این نوع ذرت دارای مخلوطی از نشاسته ی نرم و سخت می باشد. آن قسمت آندوسپرم که دارای نشاسته سخت است، پروتئین بیشتری دارد. این نوع ذرت معمولاً در نواحی ذرت خیز ایالات متحده آمریکا به عمل می آید. بلال ذرت دندان اسبی نسبتاً بزرگ بوده و 16 تا 30 ردیف دانه دارد. از خصوصیات ظاهری دانه آن، می توان به وجود نقطه ای فرو رفته در طرف تاج دانه اشاره نمود که به دلیل خشک شدن آندوسپرم نشاسته ای به وجود می آید.


ذرت نرم یا آردی: بخش عمده آندوسپرم این نوع ذرت، نشاسته است. تنها لایه نازکی از آندوسپرم سخت این نشاسته را در بر می گیرد. دانه های آن بر خلاف نوع دندان اسبی فرو رفتگی ندارد. این ذرت تنها به دلیل این که به رنگ های مختلف یافت می شود، برای تزئین غذاها از آن استفاده می شود. همچنین چون آندوسپرم آن نرم است، می توان به همان شکل و بدون خرد و له کردن آن، در تغذیه دام به کار برده شود.


ذرت شیرین: آندوسپرم این نوع ذرت شیرین، قندی و براق بوده و بر خلاف آندوسپرم ذرت های دیگر، حالت نشاسته ای ندارد. پریکارپ آن نازک بوده که در زمان رسیدن دانه، مواد قندی آن به نشاسته و سپس به دکسترین تبدیل می شود. ذرت شیرین انواع مختلفی دارد که به صورت تازه، کنسرو شده و منجمد مورد مصرف قرار می گیرد.


ذرت مومی: آندوسپرم ذرت مومی ظاهراً به شکل موم می باشد. بر خلاف ذرت های دیگر که نشاسته آندوسپرم آنها 71 تا 72 درصد آمیلوپکتین و 28 تا 29 درصد آمیلوز دارد، آندوسپرم ذرت مومی تماماً از آمیلوپکتین تشکیل شده که حالت چسبنده ای دارد و نرم هم هست. ذرت مومی جدا از مصرف خوراکی، در صنایع چسب سازی هم استفاده می شود.


شرایط لازم برای رشد گیاه
دما
ذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمی تواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسب ترین محیط برای کشت آن، ناحیه ایست که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی، 21 تا 32 درجه سانتی گراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت، کمتر از 18 درجه سانتی گراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.


آب
معمولاً در مراحل گسترش برگ ها، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماه های گرم تابستان صورت می پذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2 تا 15 بار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه 250 تا 2500 میلیمتر دارند به صورت دیم هم امکان پذیر می باشد.


خاک
میزان عملکرد ذرت در خاک های عمیق، حاصلخیز و زهکش دار با بافت متوسط بیشتر است. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایه های فشرده زیرزمینی می باشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاک هایی با پ.هاش 5/5 تا 8 هم رشد نماید. البته پ.هاش مناسب برای آن 6 می باشد. پ.هاش کمتر از 6 معمولاً میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش می دهد.



زمان کاشت ذرت
بهترین زمان برای کاشت ذرت، زمانی است که دمای خاک در عمق 7 تا 8 سانتی متری به مدت 3 تا 4 روز متوالی در فصل بهار، تقریباً 13 درجه سانتی گراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازه گیری نماید، می تواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7 صبح و 12 ظهر استفاده کند.


کود
کود شیمیایی، به ویژه کودهایی که دارای نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسب ترین زمان برای استفاده از کود، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود، به فاصله 5 سانتی از بذر و به عمق 3 تا 5 سانتی متری از بذر می باشد.

استفاده از کودهای نیتروژن دار در افزایش میزان پروتئین دانه ذرت، تأثیر دارد. البته مصرف بیش از حد این نوع کود می تواند سبب دیر رسی، نازک و دراز شدن فوق العاده ی ساقه گیاه و همچنین مصرف زیاد آب توسط گیاه شود. اوره، آمونیوم نیترات، آمونیوم سولفات و آمونویم فسفات، از منابع مختلف کود های نیتروژن دار هستند. از مجموع کل نیتروژن جذب شده توسط گیاه، 50 درصد آن در دانه ذخیره می شود. کمبود نیتروژن با کوچکی و ضعیف بودن بوته ها و زردی برگ ها همراه است.

کمبود کودهای فسفردار، زمان تولید کلاله های ابریشم مانند و همچنین رسیدن محصول را به تأخیر می اندازند. به علاوه، کمبود این کودها می تواند باعث بنفش رنگ شدن برگ ها و ساقه های جوان گیاه شود و یا سبب شود که اندازه ی دانه های ذرت روی بلال یک نواخت نباشد.

در کشت ذرت، بر خلاف دیگر غلات از کود دامی هم استفاده می کنند. البته ذرت تمام عناصر غذایی موجود در کودهای دامی را مصرف نمی کند.


آفات و بیماری های ذرت
از بیماری های مهم گیاه ذرت، سیاهک معمولی ذرت و سیاهک خوشه یا بلال ذرت می باشد. عامل این دو بیماری به ترتیب،U.maydis و Sphacelotheca reiliana می باشند. بیماری سیاهک معمولی، برگ ها و ساقه ها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و توده ای از اسپورهای قارچ را جانشین بافت های سالم گیاه می کند.

بیماری های عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی. پوسیدگی دانه، خوشه، ریشه و ساقه هم از بیماری های قارچی هستند که به ندرت دیده می شوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماری ها مفیدند.


برداشت محصول
برای برداشت محصول، رطوبت دانه باید بین 20 تا 25 درصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را می توان با رطوبت 25 تا 28 درصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاه های بلال چین و همچنین جدا نمودن دانه های ذرت را از بلال، با دستگاه دانه کن انجام می دهند. دستگاه بلال چین، بلال ها را از بوته می چیند و غلاف های آن را جدا می کند. دستگاه دانه کن هم دانه های ذرت را از بلال جدا می نماید.

برای انبار کردن دانه های بلال، باید رطوبت آنها را به 17 درصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10 درجه سانتی گراد باشد. البته دانه های با رطوبت بیش از 17 درصد را می توان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود.


موارد استفاده از ذرت
دانه ذرت به رنگ سفید، زرد یا مخلوطی از این دو یافت می شود. خوراک هایی که با ذرت سفید تهیه می شوند، معمولاً مرغوب ترند.

دانه ذرت دارای سه بخش آندوسپرم، گیاهک و پریکارپ است. بخش آندوسپرم عمدتاً از نشاسته (آمیلوز 78 درصد و آمیلوپکتین 22 درصد) تشکیل شده که علاوه بر مصارف غذایی برای مقاصد دیگر هم استفاده می شود.
پروتئین موجود در دانه به عوامل مختلفی از جمله محیط، نوع گیاه و شرایط کشت و زراعت بستگی دارد و بین 8 تا 15 درصد متغیر است. پروتئین عمده ذرت زئین می باشد که دارای اسید آمینه تریپتوفان و لیسین است که نقش مهمی در تغذیه انسان ایفا می کنند. پروتئین ذرت گلوتن نداشته و نمی تواند حالت چسبنده به وجود آورد. بنابراین، نان حاصل از آن از خمیری تهیه می شود که ورنیامده است. میزان روغن دانه ذرت، 4 درصد بوده که بیشتر در گیاهک قرار دارد.

از گیاه ذرت استفاده های مختلفی می کنند. در تهیه ی غذاهای مخصوص صبحانه، ذرت کنسرو شده و منجمد (معمولاً ذرت شیرین)، شیره ذرت، روغن، سس مایونز، مارگارین و همچنین در ساخت لوازم آرایشی بهداشتی از ذرت استفاده می نمایند. در کشورهای پیشرفته، بخش عمده ذرت تولیدی به عنوان خوراک دام مورد مصرف قرار می گیرد. از آسیاب نمودن دانه ذرت، آرد ذرت تهیه می کنند که خود در تهیه ی غذاهای مختلف به کار می رود.

از ساقه و برگ های ذرت در صنایع کاغذ و مقوا سازی و همچنین تولید کاغذ دیواری استفاده می کنند. از آرد ذرت در تولید چسب، صابون و از نشاسته ی آن در صنایع رنگرزی، دارو سازی، مرکب سازی و پلاستیک سازی و همچنین تولید کاغذ روغنی و انواع کف پوش استفاده می نمایند.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:2  توسط   | 

William Rice
Following is the entry for William Rice found in the Portrait and Biographical Record of Winnebago and Boone Counties, Illinois. published in Chicago by Biographical Publishing company in 1892

WILLIAM RICE. In point of energy, enterprise and determination, the subject of this sketch is looked upon as one of the leading men of Rockford Township, Winnebago County. He is what may be properly termed a "hustler," in the broadest sense of the term, and is genial and generous, one who is a uniniversal favorite in both social and business circles. He is mostly interested in agricultural pursuits, and is the possessor of a large number of acres of land in this township. The original of this sketch had his birth in Solon, Cortland County, N. Y., on the 4th of July, 1827. His worthy father, who bore the name of William Rice, was born in New England, and there reared. He went to Cortland County, N.Y. when a young man, and there bought a tract of timber land, clearing a splendid farm from the wilderness. There were no railroads or canals built in New York State for several years after his advent there, and the people lived off the products of their own farms, the women spinning and carding and making homespun clothes for their families. The father of our subject lived on the home farm with his parents until the year 1850, when he removed to Pennsylvania. After a few years residence in the latter-named state he again came to Cortland County and resided with his son, our subject, until his death, which took place in 1863.

The beloved mother of our subject bore the maiden name of Theodosia Thornton; she was a native of New York State, and died on the home farm in Cortland County. She reared to man and woman's estate six children, named as follows: Almon, Jason, Phoebe, Joseph , Betsey and William. Our subject is the youngest of the children born to his parents, and was reared and educated in his native State and county, and resided under the parental roof until he was seventeen years of age. At that age, he started out for himself in life, and commenced by working on a farm for $7 a month, and later received $10 a month. In this way he earned and saved enough money to help him to get a good start. His father gave him sixty acres of land in the township of Cincinnatus, Cortland County, when he reached his majority, and on this place was an old log house with a frame addition, a small barn, two and one-third acres being improved. On this place our subject lived for only one year, when he traded with his father for the old homestead of one hundred and sixty acres, paying his father $2,500 besides. Here he lived until 1859, when he journey to the Prarie State, and stelled in West Point Township, Stephenson County, purchasing a tract of one hundred and sixty acres on which he made his home until 1868.

In the year mentioned above, William Rice, the subject of this life history, sold his land in Stephenson County and came to the city of Rockford, buying property in the same, and also a fine farm of one hundred and eighty-two acres adjoining the city. He has since then purchased other lands, and now owns a farm which comprises two hundred and thirty eight acres adjoining the city, which whas been his home for the past two years. On this place he is actively and prosperously engaged in tilling the soil, and raising some cattle, which are of the best grades, and he is a splindid example of what may be accomplished by a persistent, sagacious and economical man. He owns an acre of valuable land in the city, which is as yet vacant.

To the wife who has contributed her quota to his prosperity, presides with grace and true hospitality over his home, and makes his interest her own, Mr. Rice was united in marriage in 1848. Mrs. Rice was born born in the Empire State, a daughter of Andrew and Matilda (Fuller) Coleman.

Mrs. Rice was known in her maidenhood as Nancy Coleman, and has become the mother of the following children, viz: Vinton B., Tilla I., Hattie L., Kittie G., Opal A., Lena L. and Willie A.,(Starr A. who was the second child, died when seven years and seven months old.)

The life record of our subject is an honor to him and an example to the youth of the present generaton. He is gifted with a strong, clear mind, tenacity of purpose and far-seeing sagacity, which have enabled him to control his business affairs to the best advantage, so that he has become well-to-do. He is liberal in the use of his money, showing that he has not labored merely for himself. In his political views, he is a staunch Democrat. In their religious views they are liberal, and not connected with any church.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 20:57  توسط   | 

Decreasing Rice Consumption
By Park Moo-jong
The Korea Times, February 18, 2004


Tomorrow is "Sollal," or Lunar New Year's Day, one of the two most festive traditional holidays of the nation along with "Chusok," Korea's "Thanksgiving," which falls on Aug. 15 on the lunar calendar.

When it comes to Sollal, "ttokkuk," a beef-broth soup with slices of white, round rice cake, comes first to mind together with "sebae," the ceremony of kneeling down and bowing politely to family elders and wishing them luck and good health in the new year in return for a gift of money.

On the eve of Sollal, housewives used to form a long queue in front of their village rice mills with their own rice they brought to make "karaettok," a roll of the rice cake for ttokkuk. But these days, most of them go to markets or stores to buy packed slices of the cake, just the amount they need, for convenience.

The traditional soup, made of the grain of Koreans' staple food, is still important for even today's children for eating a bowl of ttokuk means growing a year older, although it is not that popular of late with their increasing preference for Western fast food indulging in fatty hamburgers and pizza.

Rice had been a precious and rare thing before the country's modernization. In northern region of the peninsula, in particular, where rice farming was less popular than in the southern provinces due to the lack of paddies, boiled rice or "ssalbap" was a specialty for family celebrations.

About 30 years ago, the biggest wish of hungry children from poor families was without a doubt the desire to eat plain, boiled white rice and beef soup. During those times, not only could they not afford to buy rice but it was not abundant.

A "legendary" sad episode involving the foreign wife of a top national leader in the 1950s showcases the serious shortage of rice at that time: The lady heard that many people, especially in the farming villages, in early spring, were going hungry for they had no rice to eat. She asked, "Then, why don't they eat bread?"

Rice has been cultivated for more than 3,000 years on the peninsula. It is the staple grain of Koreans, which has shaped their culture, diet and economics. For Koreans, rice used to be more than just food. Many people even thought rice was life.

It was only about a decade ago when the country started to worry about the increasing rice surpluses and the huge cost for storage.

Yet, rice is losing popularity nowadays with the sharp decrease in its consumption following the rapidly changing dietary lifestyle of people.

Koreans are eating less rice. Rice consumption has decreased by 36 percent over the past 13 years, according to the latest data from the National Statistical Office.

The long tradition of three meals a day, meaning three bowls of boiled rice, has been disappearing as an average Korean ate less then two bowls, or 227.9 grams, a day last year.

To be more precise, rice consumption per capita last year was 83.2 kilograms, down 3.8 kilograms, or 4.4 percent, compared to 87 kilograms in 2002.

In contrast, the consumption of alternative foods like bread, noodles and "ramyon" (instant noodles) has sharply increased.

Corresponding to the declining consumption of rice, the size of farmland is also decreasing year by year as a result of industrialization, expanding urban areas and shrinking profitability of rice cultivation.

This means a sharp rise in the import of other cereals such as wheat and soybeans, and not before long, Korea may become a major importer of rice.

In other Asian countries like Japan and Taiwan where rice is also the staple food, its consumption has dwindled in an apparent change of dietary patterns with the flood of Western fast food.

But it is interesting that rice consumption in the United States has increased over the past 10 years, thanks to the fad of Asian-style cooked rice and of rice snacks, though. According to the Korea Rural Economic Institute, Americans' rice consumption per capita rose from 11.9 kilograms in 1990 to 13.4 kilograms in 2003.

Rice farming still remains important politically and socially, even if its contribution to the gross domestic product (GDP) is less than 10 percent, as seen in the yearly routine of the National Assembly to set the government's purchase price of the year's rice crops from farmers.

The shrinking consumption of rice has directly effected the reduction of farmers' incomes and farming lands as well.

The United Nations has designated 2004 as the "International Year of Rice" to promote the production of and access to rice, a vital food crop, which feeds more than half the world's population while providing the livelihood for millions.

It is an unprecedented step in the history of the global organization in devoting a year to a commodity, namely rice.

A total of 44 countries, including the Philippines and most Asian nations, signed the U.N. declaration for the special year. The Republic of Korea did not join, but the Democratic People's Republic of Korea (North Korea) did.

It is bizarre that such a country like South Korea where rice has been central to life traditionally did not join the significant international movement.

Rice is now cultivated in 113 countries and on all the continents except Antarctica, according to the U.N.

Although domestic consumption of the staple grain has been in decline in recent years, rice enters Koreans' lives as a daily food and the very symbol of our culinary culture.

On the occasion of the festive Sollal holidays, foreigners who have not yet tasted ttokuk, the season's trademark cuisine is recommended most.

Numerous campaigns have been launched by the government and various civic groups. It is regrettable, however, there is no move for a social drive to encourage people to eat more rice and thus to help foster the main agricultural industry of the nation and a symbol of our long heritage.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 20:56  توسط   | 

گوجه فرنگی:

مشخصات گياهشناسی
گوجه فرنگی از گياهان عالی گلدار ، از راسته دو لپه ای ها ، از خانواده Solonaceae ، از جنس Lyopersicon می باشد . اين گياه دارای واريته های بسياری است که ممکن است برای استفاده از ميوه آن و يا تزئينات کشت شوند . ريشه آن عميق و گاهی به طول يک متر می رسد که چنانچه نشاء شود توليد ريشه های جانبی قوی خواهد کرد . ساقه جوان گوجه فرنگی علفی ، گرد ، صاف ، شکننده و کرکدار بوده که در اثر مسن شدن گوشه دار ، سخت و تقريبا خشبی می گردد . ساقه خزنده و منشعب به طول 5/1 متر می رسد ولی بعضی از واريته های آن به نام Validum دارای ساقه کوتاه ، محکم و ايستاده است و در هوا بدون کمک قيم می ايستد . برگهای اين گياه متناوب و مرکب می باشد که بزرگی آنها نسبت به واريته های مختلف يکسان نيست . رنگ برگها سبز روشن و پشت آنها معمولا کرکدار است . گلهای کوچک گوجه فرنگی به صورت خوشه در روی ساقه بين دو گره ظاهر می شود . 5 گلبرگ زرد رنگ به هم پِوسته دارد که در انتها از هم جدا هستند . گلبرگها برگشته ، پهن و نيزه ای شکل می باشند . کاسه گل سبز رنگ دارای 5 کاسبرگ بلند و کشيده يا نيزه ای شکل که در ابتدا کوچکتر از گلبرگها بوده ولی با رشد ميوه بر طول آن افزوده می شود . پرچمها 5 عدد با بساکهای بزرگ که در روی ميله کوتاهی قرار می گيرد . ميوه گوجه فرنگی سته و از 2 تا چند حفره تشکيل شده است . ميوه ها گوشتی و دارای تعداد زيادی تخم های قلبی شکل کوچک می باشد .
رنگ و شکل ميوه ، دير يا زودرس بودن ميوه ، گوشتی يا آبدار بودن ميوه و بالاخره صاف يا چروک بودن ميوه در واريته های مختلف گوجه فرنگی متفاوت است . بذر گوجه فرنگی کوچک ، سبک ، پهن و سفيد رنگ است و تا حدود 4 تا 5 سال قوه ناميه خود را حفظ می کند .
تشکيل ميوه در بوته گوجه فرنگی تابع چند عامل است که در يکديگر تاثير متقابل دارند . اين عوامل عبارتند از مواد غذايي ، درجه حرارت و طول مدت روز . از طرف ديگر تلقيح در گلهای گوجه فرنگی بسيار دشوار بوده ، رطوبت زياد هوا و يا ريزش آب روی گلها در هنگام تلقيح ميزان ميوه دهی را به شدن پايين می آورد .
ارقام در گوجه فرنگی
گوجه فرنگی دارای واريته های بسيار زيادی است که از نظر رشد گياه کيفيت ميوه ، شکل ميوه و مقاومت به امراض و آفات تفاوتهای زيادی با يکديگر دارند . اين گياه را می توان از نظر رنگ به زرد ، قرمز ، نارنجی و از حيث شکل به گرد ، بيضی ، صاف ، کنگره دار در اندازه های کوچک و بزرگ تقسيم نمود .
در انتخاب واريته بايد مقدمتا هدف از پرورش گوجه فرنگی مشخص شود . آيا منظور توليد در مقياس کوچکی برای مصارف خانگی است و يا منظور عرضه به بازار است و يا تحويل به کارخانه برای تبديل به رب و کنسرو مطرح می باشد . دو واريته معروف گوجه فرنگی گلخانه ای عبارتند از :
Vendor اين واريته دارای ميوه های متوسط ، پوست ضخيم و مقاوم به ويروس موزائيک تنباکو و بيماری Leaf mold بوده ولی نسبت به gray mold حساس می باشد .
Vantage دارای ميوه متوسط و سفت ، گلابی شکل با پوست ضخيم است ولی چون نسبت به ويروس موزائيک تنباکو حساسيت دارد کمتر از Vendor مورد استفاده قرار می گيرد . اين واريته در مقابل leaf mold مقاوم و به gray mold حساس می باشد . در زير برخی از واريته های ديگر گوجه فرنگی با ذکر خلاصه ای از مشخصات آنها نام برده شده است :
1 _ هيبريدهای نسل اول که به بيماری leaf mold مقاومند .
Ailresist : بلند و گسترده ، ميوه ها متوسط و مناسب برای نقاط کم نور .
Amberely Cross : بلند و گسترده ، پر محصول و زود رس
Arasta : کوتاه و پرپشت ، عملکرد محصول خوب .
Bonset : متوسط ، زود رس ، مقاوم به بيماری ورتسليوم
Harrisons , Systan Cross : کوتاه و پر پشت ، رنگ و کيفيت ميوه ها خوب ، مناسب برای گلخانه های سرد .

2 _ واريته های معمولی
Alicante : بلند و گسترده ، زودرس ، کيفيت ميوه ها خوب
Ailsa craig : بلند و گسترده ، ميوه ها دارای شکل خوب و اندازه متوسط
Best of all : بلند و گسترده کيفيت ميوه ها خوب ، پر محصول .
Market king : بلند و گسترده ، داخل گلخانه يا هوای آزاد ، عملکرد محصول خوب .
3 _ واريته های زرد رنگ
Golden dawn : زودرس ، اندازه ميوه ها متوسط
Mild – day Sun : اندازه ميوه ها متوسط ، دارای رشد خوب در هوای آزاد
شرايط لازم برای پرورش گوجه فرنگی در گلخانه

حرارت
حرارت يکی از عوامل مهم در پرورش گوجه فرنگی است . برای تهيه نشاء گوجه فرنگی گلخانه هايي که دارای حرارت يکنواختی بين 18 تا 20 درجه سانتيگراد باشد نتيجه مطلوبی داشته و از اين مرجله به بعد حرارت بين 16 تا 18 درجه سانتيگراد در روز و 12 تا 14 درجه سانتيگراد در شب برای گياه مناسب شناخته شده است .
لازم به ذکر است که در روزهای آفتابی حرارت گلخانه به 21 تا 24 درجه سانتيگراد افزايش پيدا می کند ضمنا با نزديک شدن شب بايد درجه حرارت به سرعت کاهش و با شروع روز سريعا افزايش داده شود . اين مطلب بيانگر اين است که حرارت گلخانه به نور بستگی دارد و بايد حرارت و نور تواما کنترل شود . نامنظم بودن حرارت اثراتی بر روی بوته های گوجه فرنگی و عملکرد محصول می گذارد که در زير به برخی از آنها اشاره می شود .
- چنانچه در طول روز حرارت زياد و در شب کم شود در رشد نباتات اختلالی ايجاد می شود . علت اين امر اين است که غذای ساخته شده توسط برگها در هوای گرم روز اگر در شب حرارات کم باشد نمی تواند کاملا مورد استفاده قرار گيرد که نتيجتا برگها پيچش پيدا کرده ، گياه کوتاه و ميوه ها شکاف خورده و کوچک می شوند .
- در صورتيکه حرارت در شب زياد باشد گياهان ضعيف و دراز و باريک شده و ميوه ها ريز می شوند .
- اگر بوته گوجه فرنگی شبانه روز در حرارتهای پايين نگهداری شود دارای رشد بطءی تری بوده در حاليکه پرورش آن در حرارتهای زياد در طول شبانه روز رشد آنها را تسريع کرده و معمولا توليد ميوه های زودرس و کوچک می نمايد . هر چند در مجموع عملکرد محول در واحد سطح بيشتر نخواهد بود .
به طور کلی حرارتهای خيلی بالا سريع تر از حرارتهای پايين تر از حد مطلوب موجب مرگ گياه خواهد شد . لازم به يادآوری است که حرارت محيط کشتی که در آن گياه پرورش می يابد در عمق 10 تا 15 سانتی متری نبايد از 15 درجه سانتی گراد کمتر باشد .
نور
گوجه فرنگی احتياج فراوانی به نور دارد بنابراين در نقاطی که زمستان و پاييز نور کافی نمی باشد بايد نسبت به جهت گلخانه ، نوع پوشش و محل آن دقت کافی به عمل آيد تا نياز به استفاده از نورهای مصنوعی نباشد . کمبود نور بخصوص در ماههای زمستان باعث کاهش رشد و نمو گياه شده ، تشکيل گل و رشد ميوه را مختل می سازد . متوسط شدت نور لازم برای گوجه فرنگی 20000 لوکس معين شده است .
سرمايه گذاری در جهت تجهيز گلخانه به لامپهای فلورسنت به منظور رفع کمبود نور به ويژه در مرحله تهيه نشاء و نقاطی که دارای آب و هوای ابری می باشند ضروری است . برای نشاء های جوان ساعات روشنايي نبايد بيش از 17 ساعت در شبانه روز بوده که معمولا 17 تا 21 روز تکرار می گردد
آب
گوجه فرنگی برای رشد و نمو سريع خود و همچنين به خاطر محصول زيادی که توليد می کند نياز فراوانی به آب دارد . از علل ديگر مصرف آب زياد در اين گياه می توان به تبخير آب اشاره نمود زيرا در اثر تهويه که برای پايين آوردن رطوبت محيط لازم است تبخير شدت يافته و در نتيجه نياز گياه به آب افزايش می يابد . کنترل دقيق مقدار و زمان آبياری در برقراری تعادل بين رشد رويشی و زايشی گياه و در نتيجه ميزان باروری و کيفيت محصول گوجه فرنگی موثر خواهد بود . اين عمل هر چند مشکل است ولی استفاده از رطوبت سنج می تواند کمکی در اين راه محسوب شود .
کم يا زياد شدن دفعات آبياری و نامرتب بودن آن مخصوصا در اواخر دوره رشد گياه و موقع رسيدن ميوه دچار پاره ای از بيماريهای فيزيولوژی می شود . در روزهای گرم آفتابی اگر آّب کافی در اختيار گوجه فرنگی قرار نگيرد پژمرده شده و اغلب در روی برگهای فوقانی آنها لکه هايي ظاهر می شود ، به علاوه گلها به سرعت خواهند ريخت . نباتاتی که بيش از حد آبياری می شوند برگهای قسمت پايينی آنها زرد شده که ادامه اين وضعيت پوسيدگی ريشه را به دنبال خواهد داشت . آبياری گوجه فرنگی معمولا در مواقع لزوم صورت گرفته ولی از شروع ميوه و متورم شدن تا پايان دوره برداشت بايد افزايش پيدا کند و خاک هميشه مرطوب نگهداری شود . چنانچه در اين مرحله خاک خشک شده و يک مرتبه آبياری شديد انجام شود باعث ترک خوردن پوست ميوه ها می گردد . ميزان آّب در گوجه فرنگی به مقدار زيادی استگی به وضعيت آب و هوای خارج از گلخانه دارد . روزهای گرم و آفتابی گياه نياز بيشتری در مقايسه با روزهای ابری دارد . همچنين مقدار آب بستگی به نوع محيط کشت داشته و در سيستمهای مختلف کاشت و پرورش گوجه فرنگی نيز متفاوت می باشد .
مطابق برخی از آزمايشات هر بوته گوجه فرنگی گلخانه ای در طول دوره رشد 65 ليتر آب مصرف می کند . بنابراين برای هر مترمربع سطخ زير کشت حدود 300 تا 340 ليتر آب لازم است .

محيط کشت ( خاک )
يکی ديگر از عوامل مهم در پرورش گجه فرنگی گلخانه ای محيط کشت می باشد . محيط کشتی که برای اين منظور فراهم می شود علاوه بر نگهداری نبات بايد دارای خصوصيات زير باشد :
تهويه در آن به خوبی انجام گيرد ، آب و مواد غذايي کافی در خود ذخيره کند ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد ، عاری از آلودگيها بوده و بتوان آن را بدون اينکه اثر سويي روی گياه بگذارد ضد عفونی نمود .
گوجه فرنگی را می توان داخل بسترهايي در خاک کف گلخانه کشت نمود . خاکی که برای اين منظور استفاده می شود بايد پوک ، قوی و بافت آن شنی يا شنی لومی بوده و زهکشی در آن بخوبی انجام گيرد . علاوه بر خاک محيط کشت های ديگری که در پرورش گوجه فرنگی گلخانه ای استفاده می شود عبارتند از :
محيط کشت ( خاک )
يکی ديگر از عوامل مهم در پرورش گجه فرنگی گلخانه ای محيط کشت می باشد . محيط کشتی که برای اين منظور فراهم می شود علاوه بر نگهداری نبات بايد دارای خصوصيات زير باشد :
تهويه در آن به خوبی انجام گيرد ، آب و مواد غذايي کافی در خود ذخيره کند ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد ، عاری از آلودگيها بوده و بتوان آن را بدون اينکه اثر سويي روی گياه بگذارد ضد عفونی نمود .
گوجه فرنگی را می توان داخل بسترهايي در خاک کف گلخانه کشت نمود . خاکی که برای اين منظور استفاده می شود بايد پوک ، قوی و بافت آن شنی يا شنی لومی بوده و زهکشی در آن بخوبی انجام گيرد . علاوه بر خاک محيط کشت های ديگری که در پرورش گوجه فرنگی گلخانه ای استفاده می شود عبارتند از :
1 _ محيط کشت بذر
از آنجا که پس از جوانه زدن بذر ، بوته های گوجه فرنگی در گلدانهای ديگری نشاء می شوند لذا برای کشت بذر به مواد غذايي چندانی احتياج نيست . در اين رابطه فرمول 1 برای تهيه محيط کشت بذر توصيه می گردد :
فرمول 1 : لوم 2 قسمت به علاوه 1 قسمت پت به علاوه 1 قسمت ماسه که به هر پيمانه 45 گرم سوپر فسفات و 24 گرم سنگ آهک اضافه می شود .
2 _ محيط کشت نشاء
پس از جوانه زدن بذور ، نباتات جوان را در داخل گلدان و يا جعبه های مخصوص نشاء می کنند . از اين مرحله به بعد گياه حداکثر 10 تا 12 هفته و 6 تا 7 هفته و يا حتی برای محصولات ديررس زمانی کوهتاتر در گلدانها نگهداری می شوند . فرمول 2 برای محيط کشت نشاء پيشنهاد می گردد :
فرمول 2 : 7 قسمت لوم به علاوه 3 قسمت پت به علاوه 2 قسمت ماسه که به هر پيمانه 24 گرم سنگ آهک و 120 گرم کود اضافه می شود .
3 _ محيط کشت برای پرورش نبات
به منظور پرورش گوجه فرنگی در گلدان ، کيسه های پلاستيکی ، تغارهای پلاستيکی و غيره از فرمول 3 استفاده می شود .
فرمول 3 : 7 قسمت لوم به علاوه 3 قسمت پت به علاوه 2 قسمت ماسه که به هر پيمانه حدود 45 گرم سنگ آهک و 240 گرم کود اضافه می شود .
4 _ محيط کشت برای پرورش گوجه فرنگی به روش هايدروپونيک
در اين روش محيط کشت را معمولا از موادی مانند پيت موس ، خاک اره و يا محلوط ورمی کوليت به نسبت مساوی از نظر حجم تهيه می نمايند . چنانچه ورمی کوليت در اختيار نبود پرليت را می توان به نسبت 50 درصد جايگزين آن نمود . ضمنا سنگ آهک دولوميت و سنگ گچ به مقدار 6 تا 9 کيلوگرم در متر مکعب با هريک مواد فوق پيشنهاد می گردد .
خاک اره به دليل وزن سبک ، عاری از آلودگی و سهولت در جابجايي يکی از بهترين محيط کشتهايي است که برای پرورش گوجه فرنگی در گلخانه به روش هايدروپونيک استفاده می شود . خاک اره های نرم در مقايسه با خاک اره هايي که دانه های آن درشت است ترجيح داده می شود ولی بايد توجه داشت که درجه ريزی خاک اره نبايد به ترتيبی باشد که در اثر آبياری فشرده شده و مانع زهکشی گردد . علاوه بر محيط کشتهايي که در بالا اشاره شد برای پرورش گوجه فرنگی به روش هايدروپونيک از پوست صنوبر ، ماسه ، سنگريزه به قطر يک سانتی متر ، مخلوط ماسه و پيت و مخلوط خاک اره و ماسه استفاد می گردد . از آنجا که از مخلوط خاک اره و ماسه رطوبت به طور جانبی پخش می شود خاک اره به تنهايي ترجيح داده می شود .
گلخانه پرورش گوجه فرنگی
از عوامل مهمي كه در پرورش گوجه فرنگي گلخانه اي بايد مورد توجه قرار گيرد داشتن يك گلخانه مناسب است . تامين حرارت ، تهويه و همچنين آبرساني در گلخانه از نكاتي مي باشد كه هنگام ساختن گلخانه بايد مورد مطالعه دقيق قرار گيرد .
ساختمان گلخانه
به منظور پرورش گوجه فرنگي از انواع گلخانه ها ( پلاستيكي يا شيشه اي ) در اشكال مختلف مي توان استفاده نمود . اسكلت اين گلخانه ها از چوب و فلز و احتمالا قسمتي از ديوارهاي آن از آجر يا سيمان ساخته مي شود . گلخا نها هايي كه ديواره هاي آنها كاملا از شيشه و يا پلاستيك انتخاب شود نفوذ حرارت و نور در روزهاي آفتابي به داخل گلخانه افزايش داشته ولي بعد از غروب آفتاب حرارت بيشتري را از دست مي دهند . هر چند كه هزينه تامين حرارت گلخانه هاي تمام شيشه اي خصوصا در مناطق سردسير سنگين مي باشد ولي شاغلين اين حرفه به دليل استفاده از نور بيشتر ، از اين گلخانه ها استفاده مي كنند .
چنانچه در تهيه اسكلت گلخانه چوب به كار رود لازم است كه از تخته هاي محكم استفاده كرده و آنها را با مواد شيميايي مناسب آغشته نمود . اسكلت گلخانه بهخصوص اسكلتهاي چوبي را بايد به وسيله رنگهاي روشني كه نور را منعكس مي نمايند رنگ آميزي كرد . براي اسكلت اين گلخا نه ها كه در ابعاد و اشكال مختلف ساخته مي شوند مي توان از لوله هاي فلزي توخالي و ميله هاي گرد توپر استفاده كرد كه ساده ترين آن طح نيم استوانه اي ( Quonset ) مي باشد . پوشش گلخانه را علاوه بر شيشه مي توان از پلي اتيلن و فايبرگلاس نيز تهيه كرد . در مناطقي كه سرد است دو لايه كردن پلي اتيلن به حفظ حرارت داخل گلخانه كمك مي كند . گلخا نه هاي پلاستيكي در مقايسه با گلخا نه هاي شيشه اي ، در شب حرارت كمتري را در خود نگهداري مي كنند .
نكته ديگري كه در ساخت اين گلخانه ها بايد مورد توجه قرار گيرد ارتفاع گلخانه است . گوجه فرنگي گياهي است كه اگر خوب پرورش يابد از رشد طولي قابل توجهي برخوردار خواهد بود . بنابراين در صورتيكه هدف برداشت محصول خوب باشد ، به دليل محدود بودن سطح گلخانه بايد از ارتنفاع گلخانه استفاده كرد و به همين منظور گلخانه هاي پرورش گوجه فرنگي را بايد با ارتفاع زياد احداث نمود .
نكاتي كه در تهيه گلخانه گوجه فرنگي بايد مورد توجه قرار گيرد عبارتند از :
- گلخانه طوري ساخته شود كه از سقف آن قطرات آب ريزش نكند .
- تهويه در آن به خوبي انجام شود . مسئله اي كه در فصل تابستان حائز اهميت است .
- گلخانه بايد داراي سيستم حرارتي مناسب باشد كه حرارت مورد نياز گوجه فرنگي تامين گردد .
- به دليل نياز قابل توجه گوجه فرنگي به آب ، گلخانه بايد داراي آب كافي باشد .
- از نوع سيستم حرارتي استفاده شود كه سرويس خدماتي مربوطه در دسترس باشد .
- محل احداث گلخانه حتي الامكان دور از سايه درختان و ساختمانها باشد . جهت ساختمان گلخانه شمالي ـ جنوبي بوده و رديفهاي كاشت نيز شمالي و جنوبي در نظر گرفته شوند .
- محل احداث گلخانه مجهز به برق باشد .
- از ديوار شمالي گلخانه كه مجهز به پنكه است به فاصله حدود 5/8 متر مانعي وجود نداشته باشد .
- به منظور احداث چندين گلخانه نزديك هم فاصله هر گلخانه حدود 5/4 متر در نظر گرفته شود .
- يكي از نكاتي كه در گلخانه ها مطرح است و بايد مورد توجه قرار گيرد مسئله بهداشتي بودن محيط گلخانه مي باشد . معمولا پس از برداشت محصول گوجه فرنگي مازاد آن را از گلخانه خارج نموده سپس سقف ، ديواره ها ، وسائل حرارتي و تهويه ، كف گلخانه ، بسترها و گلدانها و به طور كلي تمام اشياء موجود در گلخانه را به وسيله آب تميز كنند . به منظور ضد عفوني گلخانه و وسايل و ادوات موجود در آن مي توان از محلولهاي پاك كننده شيميايي يا محلول 1 به 25 فرمالين استفاده كرد كه در اينصورت قبل از كاشت نشاء هواي گلخانه را بايد كاملا تعويض نمود
تهويه
ساده ترين سيستم تهويه در گلخانه هاي گوجه فرنگي ، نصب پنجره مي باشد كه بايد تعداد و اندازه آنها متناسب با حجم گلخانه بوده و در جهات مناسب ديواره هاي گلخانه تعبيه نمود . كانالهاي پلاستيكي كه در طول گلخانه از سقف آويزان شده و از يكطرف توسط پنكه هواي تازه به داخل آن هدايت مي شود يكي ديگر از روشهاي مناسب تهويه به شمار ميرود . در اين روش معمولا پنكه هاي تخليه هوا باعث خارج شدن هواي گرم گلخانه شده كه به جاي آن هواي تازه از سوراخهاي كانال پلاستيكي داخل گلخانه مي گردد .
استفاده از حرارت مصنوعي در گلخانه
براي گرم كردن گلخانه منابع حرارتي مختلف مانند برق ، نفت ، گازوئيل ، چوب و آب گرم وجود دارد كه بسته به هزينه از هركدام مي توان در مناطق گوناگون استفاده نمود . سيستمي كه براي گرم كردن گلخانه ها در نظر گرفته مي شود بايد حرارت لازم را تامين كرده و از آنجا كه كنترل درجه حرارت در اين گلخانه ها به خصوص انواع پلاستيكي آن نياز به دقت زياد دارد استفاده از سيستم خودكار مناسبتر مي باشد . گرم كردن گلخانه به وسيله لوله هاي آب گرم و يا كانالهاي پلاستيكي كه بين رديفهاي گوجه فرنگي قرار ميگيرد ترجيح داده مي شود زيرا ضمن كاهش رطوبت اطراف بوته ها ، حرارت بيشتري توليد مي كند .
آبرساني
علاوه بر آبياري دستي به وسيله شلنگ كه يك روش ساده محسوب مي شود مي توان از آبياري قطره اي در گلخانه هاي پرورش گوجه فرنگي نيز استفاده نمود . اين روش ضمن كنترل يكنواخت رطوبت خاك ، برنامه آبرساني را سهل تر كرده و نيازمنديهاي مربوط به آب و كارگر را كاهش خواهد داد . آبياري قطره اي ممكن است انواع مختلف داشته باشد كه در زير به يك نوع آن اشاره مي شود .
در اين روش لوله اصلي ، آب را به داخل لوله هاي هدايت كننده اي كه داراي سوراخهايي به قطر 035/0 اينچ مي باشند رسانيده سپس توسط شلنگهاي بسيار نازكي به قطر 045/0 تا 036/0 اينچ آب به داخل گلدان و يا در بستر كنار بوته ها منتقل خواهد شد . به منظور پخش يكنواخت آب بايد طول لوله هاي هدايت كننده و قطر آن با فاصله بين سوراخها و فشار آب تناسب داشته باشد . ضمنا لوله هاي هدايت كننده بايد طوري نصب شوند كه شيب آنها به طرف بالا قرار نگيرد .
اين سيستم آبياري كه براي پرورش گوجه فرنگي در گلدان بسيار مناسب مي باشد نياز به پمپهايي براي به جريان انداختن آب در لوله ها دارد كه بايد ظرفيت آن متناسب با تعداد لوله هاي هدايت كننده آب و سوراخهاي آن تعيين شود .
آبياري قطره اي در روشهاي هايدروپونيك كه محلول غذايي از روي بستر در اختيار گياه قرار مي گيرد مورد استفاده هاي فراواني دارد .
سيستمهاي مختلف كاشت و پرورش گوجه فرنگي در گلخانه
Border Culture
در صورتيكه خاك كف گلخانه خوب و عاري از آفات و بيماريها باشد اين روش يكي از روشهاي ايده آل محسوب مي گردد . به همين دليل براي استفاده از اين روش بايد قبل از ساختن گلخانه خاك مورد آزمايش قرار گيرد . از اين روش فقط در چند سال اول كه خاك مناسب است استفاده شده و بعد از آن به روشهاي ديگر مثلا استفاده از گلدان تبديل مي گردد . براي اين منظور بسترهايي در كف گلخانه تهيه نموده و آنها را توسط راهروهاي سيماني با ديواره هاي كوتاه از هم جدا مي كنند . معمولا در اين سيستم به جاي گلخانه از تونلهاي پلاستيكي نيز استفاده مي كنند .
خاك
گوجه فرنگي براي گسترش ريشه هاي عميق و قوي خود احتياج به زميني نرم و عميق دارد . بنابراين گلخانه بايد در محلي بنا شود كه داراي خاكي نرم و قوي بوده و در آن زهكشي به خوبي انجام گيرد . از خاكهاي سرد و مرطوب براي كشت گوجه فرنگي در گلخانه بايد بر حذر بود . چنانچه خاك در اثر كشت مجدد مبتلا به آفات و امراض گردد بايد آن را تعويض كرد كه بدين منظور خاكهاي زراعتي قوي كه قبلا در آن گوجه فرنگي كشت نشده باشد نتيجه خوبي خواهد داشت ، استفاده كرد . همچنين مي توان با ضد عفوني آفات موجود در خاك را از بين برد . گوجه فرنگي به خاكهاي قوي و خوب آماده شده PH آن 5/6 باشد نياز دارد . خاك را ابتدا شخم زده بعد از خارج كردن علفهاي هرز مقداري كود حيواني حدود 10 كيلوگرم در مترمربع و گاهي پيت موس به مقدار 6 كيلوگرم در هر مترمربع به خاك بستر اضافه مي نمايند . چنانچه مقداري كمپوست به خاك گوجه فرنگي اضافه شود در عملكرد محصول بي تاثير نخواهد بود .
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 20:53  توسط   | 

آفتابگردان :

 
آفتابگردان
 خصوصیات گیاهی: آفتابگردان با نام علمی Helianthus annuus L . گياهی است يكساله از تيره مركبه Compositae كه بصورت بوته ای استوار رشد می كند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و كليه عوامل محيطی از 90 تا 150 روز می باشد . آفتابگردان ريشه مستقيم و توسعه يافته ای دارد كه پتانسيل نفوذ آن در خاك به سه متر می رسد . پهنك برگهای كه در معرض نور است همراه با خورشيد تغيير جهت داده و همواره به حالت تقريباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گيرد . پهنك برگ هنگام صبح بسوی شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد . گل آذين آفتابگردان طبق يا كپه ای است . لقاح به دليل اينكه پرچمها زودتر بلوغ می يابد غالباً از نوع دگرگشنی است . ميوه آفتابگردان نوعی فندقه است كه در اينجا با دانه مترادف گرفته می شود . رنگ دانه از سفيد تا سياه با خاكستری خط دار و بسته به رقم تغيير می كند . هر چه درصد وزنی پوسته كمتر باشد درصد وزنی روغن بيشتر خواهد بود . سازگاری: آفتابگردان از نظر عكس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نياز دارد . آفتابگردان ريشه توسعه يافته ای دارد كه گياه را به خشكی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنكه خاك عميق بوده و تراكم و ساختمان خاك محدود كننده رشد ريشه نباشد . آفتابگردان به شوری خاك نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسيديتيه خنثی رشد خوبی دارد . تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولين يا دومين محصول وجينی كاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بيماريهای ريشه ای نبايستی با گياهانی مانند نخود ، چغندر قند و سيب زمينی كه بيماريهای ريشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گيرد . مثالهايی از تناوب آن در شرايط آبياری بشرح زير است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آيش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو کود شیمیایی: توليد هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 كيلو ازت ، 15 تا 33 كيلو اكسيد فسفر( p2o5) و 75 تا 120 كيلو اكسيد پتاسيم (K2o) از خاك می گردد . معمولاً ثلث تا نصب كود از ته را قبل از كاشت و بقيه را همراه با آخرين وجين مكانيزه به خاك اضافه و بلافاصله آبياری می كنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتيگراد در خاك است . معمولاً اين حرارتها در خاك با رسيدن ميانگين شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتيگراد تأمين می گردد . کنترل علفهای هرز: كنترل علفهای هرز با استفاده از علف كشها بسيار مطلوبست . از علف كشهايی كه بصورت قبل از كاشت جهت كنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (Eptam) و تريفلور الين Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . اين علف كشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاك پاشيد ، با ديسك تا عمق 10 سانتی متری با خاك مخلوط و سپس پشته بندی كرد . ميزان مصرف اپتام 4 تا 5 ليتر از مولسيون 75 درصد و ميزان مصرف تريفلورالين حدود 2/1 ليتر در خاكهای سبك ، 8/1 ليتر در خاكهای متوسط و 4/2 ليتر در خاكهای سنگين از امولسين 48 درصد می باشد . آفات و امراض: مهمترين آفت اختصاصی آفتابگردان در ايران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی Homoeosoma nebulella است . لارو اين پروانه به رنگ عمومی شكری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذيه و سپس به دانه حمله می كند . در هر حال می توان از سموم تيودان و ديازينون در دو نوبت يكی همزمان با تشكيل گلها و ديگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقايای گياهی آلوده از طريق سوزانيدن يا شخم بقايا جهت از بين بردن لاروها و شفيره های زمستان گذران مفيد است . مؤثرترين روش مبارزه با اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات ديگری كه در ايران به آفتابگردان حمله می كند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسكهای گرده خوار و پروانه كار ادربنا . اين آفت اهميت اقتصادی زيادی ندارد . از بيماريهای مهم آفتابگردان در ايران می توان سفيدك داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بيماری سفيدك داخلی قارچی است بنام Plasmopora helianthi كه بوسيله خاك و بذر آلوده انتقال ،‌از طريق ريشه به نبات سرايت و بحال سيستميك در می آيد . مبارزه با اين بيماری انتخاب بذر غير آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ كش مانند گرانوزان يا مركوران به ميزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، كندن و سوزاندن بقايای گياهی آلوده و كشت ارقام مقاوم انجام پذير است . عامل بيماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو اين قارچ سب پيدايش لكه های برچسته و پراكنده ای به رنگ قهوه ای تيره در پشت برگها می گردد كه در نهايت منجر به رد شدن و ريزش برگها می شود . مهمترين راه مقابله با اين بيماری استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشی محصول با گل گوگرد يا تركيبات قارچ كش ديگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است . برداشت:رسيدگی دانه ها بتدريج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می يابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملكرد و تأخير در برداشت موجب ريزش و افزايش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشك می گردد . بطور كلی ، برداشت هنگامی انجام می شود كه پشت طبق به رنگ زرد مايل به قهوه ای درآمده و برگكهای كناری طبق قهوه ای شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گيری و مصرف آجيلی است .انواع آجيلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . ميزان پروتئين دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسيدگی دانه با هوای خنك تری روبرو گردد بر درصد اكسيد چرب اشباع لينولائيك در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذايی آن افزوده می گردد . ساقه آفتابگردان فيبر زيادی داشته و در صنعت كاغذ سازی و تهيه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، كلسيم و پتاسيم نيز غنی است و اضافه كردن آن به خاك موجب افزايش ماده آلی و حاصلخيزی خاك می گردد .
منبع:جوانه
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 22:8  توسط   | 

راهنماي کاشت کلزا (بخش اول، کاشت):

راهنماي کاشت کلزا (بخش اول، کاشت)

انتخاب مزرعه و تناوب زراعي:
کلزا در محدوده وسيعي از خاک ها رشد مي کند، ولي مناسبترين اراضي براي رشد کلزا، خاک هايي با بافت متوسط، زهکشي مناسب، مواد آلي کافي و PH حدود 5/6 مي باشد. کلزا در شرايط ايستابي، سيلابي و زهکشي ضعيف زمين و PH پايينتر از 5/5 نبايد کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولي که اجازه تهيه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بيماري زاي خاک زي جلوگيري کند، رشد مي نمايد. به ويژه در تناوب با غلات، عکس العمل مطلوبي نشان مي دهد. اين تناوب باعث کنترل بيماري هاي، آفت و علف هاي هرز کلزا مي گردد. تحقيقات نشان داده که عملکرد گندم پس از کلزا حدود 27 درصد بيشتر از عملکرد گندم پس از آيش بوده است.
کشت متوالي کلزا در يک زمين يا کشت ان در تناوب با ساير گياهان جنس براسيکا باعث تشديد بيماري هاي کلزا مي گردد، چرا که در اين حالت عامل بيماري زا مي تواند در سالهاي متوالي در خاک و روي گياه ميزبان باقي بماند و جمعيت خود را افزايش دهد. بنابراين هنگام انتخاب يک منطقه براي توليد کلزا، توجه به تناوب زراعي منطقه بسيار مهم است. زراعت هاي متعددي هستند که بيماري مشترک با کلزا دارند.

ليست زراعت هاي عمده و فاصله زماني بين توليد آنها با کشت کلزا
محصول تناوب سال

ملاحضات

گندم، يولاف، جو 0 هيچ بيماري مشترکي وجود ندارد. اين گياهان مي توانند قبل يا بعد از کلزا کشت گردند. دقت شود باقي مانده علف کش کشت را به تعويق مي اندازد.
ذرت و سورگوم 1 در مناطقي که آترازين براي کنترل علف هرز استفاده مي شود.
  0 اگر باقي مانده علف کش قابل ملاحضه نباشد.
سيب زميني، شبدر، لوبيا و پنبه 1 بيماري مشترک ريزوکتونيا و فوزاريوم ريشه
يونجه و سويا 2 بيماري مشترک ريزوکتونيا، فوزاريو ريشه و پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه.
آفتابگردان و کلزا 3 بيماريهاي مشترک ريزوکتونيا، فوزاريوم ريشه، و وسيدگي اسکلروتينيايي ساقه، براي جلوگيري از افزايش بيماري ها، آفات و علف هاي هرز، کلزا نبايد بيش از يک مرتبه در يک دوره چهارساله کشت گردد.

از موارد مهم ديگر که بايد به آن توجه کرد علف هاي هرز و علف کش هاي مصرف شده در زراعت هاي قبلي مزرعه است. هميشه بايد قبل از کشت کلزا يا هر محصول حساس ديگر به برچسب علف کش هاي مصرفي توجه نمود.

ليست علف کشهاي مشترک و دوره انتظار آنها
علف کش محدوديت (ماه) علف کش محدوديت(ماه)
Accent 10 ماه در PH کمتر از 5/6
18 ماه در PH بيشتر از 5/6
Lorox 4
Ally 18 Lorox Plus 18
Atrazine 12 Pinnacle 5/1
Beacon 18 Princep 12
Canopy 18 Pursuit 26
Classic 15 Reflex 18
Command 16 Salute 12
Devrinol 12 Scepter Commence 18
Dual 18 Sencor 12
Glean 18 Squadron 18
Harmony Extra 2 Tornado 18
Lexone 12 Tri-Scept 18
    Turbo 12

انتخاب رقم:
ارقام کلزا از نظر تيپ رشد با توجه به ريخته ارثي به سه گروه عمده تقسيم مي شوند.
ارقام کلزا با تيپ رشد بهاره(Spring): اين ارقام براي به گل رفتن به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتي گراد به مدت يک هفته نياز دارند.
ارقام کلزا با تيپ رشد بينا بين (Intermediate): اين ارقام جهت بهاره سازي يا شروع رشد زايشي به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتي گراد و کمتر به مدت يک ماه نياز دارند. تيپ رشد بينابين نيز به دو زير گروه تيپ رشد بينابين زودرس و بينابين متحمل به سرما تقسيم مي شود.
ارقام کلزا با تيپ رشد زمستانه (Winter): اين گروه تحمل به سرماي بسيار خوبي داشته و جهت شروع رشد زايشي به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتي گراد و کمتر به مدت يک و نيم ماه نياز دارند.

آماده سازي زمين:
مجموعه شرايطي که سرعت جوانه زني و ايجاد پوشش سريع و يکنواخت را فراهم مي سازد باعث بهبود کنترل علف هاي هرز و افزايش مقاومت به سرما و عملکرد دانه مي شود. بستر بذر بايد نسبتا هموار باشد و تا عمق مناسبي رطوبت کافي داشته باشد. ساختمان سطح خاک بايد داراي دانه بندي خوبي بوده و حاوي 30 تا 45 درصد ذرات ريز و مقداري کلوخه کوچک جهت جلوگيري از فرسايش باشد. اگر بستر بذر حاوي دانه هاي ريز زيادي باشد، رطوبت خاک از دسترس خارج مي شود، بستر بذر سله مي بندد و سطح بسيار محکمي را ايجاد مي کند که اين موضوع باعث استقرار ضعيف گياهچه ها و اتلاف رطوبت مي گردد. بنابراين جهت تهيه بستر بذر مناسب ضمن دقت در انتخاب مزرعه معمولا عمليات آماده سازي زمين شامل شخم، ديسک و ماله انجام مي شود.
پس از شخم عميق براي از بين بردن کلوخه هاي خاک، دوبار ديسک عمود بر هم ضروري مي باشد. در اين مرحله مي توان علف کش پيش از کاشت مانند ترفلان را نيز با خاک مخلوط نمود، همچنين از کودهاي شيميايي پايه مورد نياز استفاده کرد. جهت استفاده از علف کش ترفلان، تهيه زمين و بستر کاشت بايد به نحو مطلوبي انجام پذيرد. در زمين هايي که داراي کلوخه هستند و يا خشکه کاري مي شوند، اين علف کش تاثير لازم را خواهد گذاشت. زيرا اين علف کش در مرحله جوانه زني، علف هاي هرز را کنترل مي کند. بنابراين بايد خاک تا حدي مرطوب بوده و علف کش در عمق 10 سانتي متري خاک قرار گيرد. پس از ديسک زدن، از ماله نيز جهت تسطيح زمين و کمک به سبز شدن يکنواخت مزرعه استفاده مي گردد.

تاريخ کاشت:
جهت پوشش مناسب مزرعه و رشد مطلوب و افزايش تحمل به سرما، کلزا بايد در تاريخ مناسب کشت گردد. به طور کلي کلزا بايد 6 هفته قبل از شروع اولين يخبندان (دماي کمتر از -4 درجه سانتي گراد) کشت شود. کاشت زود هنگام باعث جذب مقدار زيادي آب و مواد غذايي در طول فصل پاييز و در نتيجه رشد زياد بوته ها مي شود که اين مسئله بقاي گياه در زمستان را کاهش مي دهد. از طرف ديگر کاشت با تاخير نيز باعث کوچک ماندن گياه و عدم ذخيره کافي مواد غذايي شده و اين مسئله نيز خطر سرمازدگي را افزايش مي دهد. چنانچه قبل از شروع زمستان، بوته 8 برگي، قطر طوقه 8 ميلي متر، طول ريشه عمودي گياه 15 تا 20 سانتي متر و وزن خشک بوته 6 تا 8 گرم باشد، درجه حرارت -18 تا -22 درجه سانتي گراد براي بوته قابل تحمل است و اگر بوته قبل از شروع زمستان در مرحله 4 برگي با قطر طوقه 5 ميلي متر و طول ريشه عمدي 7 تا 9 سانتي متر باشد. درجه حرارت -13 تا -17 درجه سانتي گراد را تحمل مي نمايد.
تاريخ هاي کاشت زير براي اقليم هاي مختلف توصيه مي شوند:
اقليم گرم و مرطوب: گيلان (10 تا 25 مهر)، مازندران(15 مهرماه تا 15 آبان ماه)، گلستان(30 مهر تا 15 آبان)، در منطقه گنبد به دليل خشکي اول فصل و عدم وجود سرماي شديد زمستانه، تاريخ کاشت 10 تا 30 ابان توصيه مي گردد.
اقليم گرم و خشک: خوزستان(1 تا 20 آبان)، جيرفت(نيمه اول ابان)، زابل(20 مهر تا 10 آبان)، ارزوييه کرمان(نيمه دوم مهر تا نيمه اول آبان)، ايران شهر(10 تا 20 آبان)، برازجان(10 تا 30 آبان)، سرپل ذهاب( 1 تا 15 آبان)، داراب(20 مهر تا 10 آبان)، حاجي آباد(1 تا 15 آبان) و بم (نيمه اول آبان).
اقليم معتدل سرد: تهران(20 تا 30 شهريور)، زرقان فارس(20 شهريور تا 15 مهر)، قزوين(15 تا 30 شهريور)، اصفهان(15 تا 30 شهريور)، اسلام آباد غرب(15 تا 30 شهريور) و نيشابور( 20 شهريور تا 10 مهر).
اقليم سرد: همدان(10 تا 20 شهريور)، مشهد(نيمه دوم شهريور)، شهرکرد(نيمه دوم شهريور)، اروميه(نيمه دومشهريور)، اراک(نيمه دوم شهريور)، شاهرود(نيمه دوم شهريور) و مياندوآب(نيمه دوم شهريور).

ميزان بذر و تراکم بوته:
کلزا در دامنه وسيعي از تراکم بوته سازگاري دارد. بدين معني که مصرف 4 تا 10 کيلوگرم بذر در هکتار، تفاوتي در عملکرد دانه ايجاد نخواهد کرد. تراکم بوته 60 تا 80 بوته در متر مربه ايده آل مي باشد. تراکم بوته کمتر از 20 بوته در متر مربع باعث افزايش خوابيدگي و حساسيت به سرما و نهايتا کاهش عملکرد دانه مي گردد. اگر مزرعه کلزا در زمستان با خسارت سرما مواجه شده باشد، بايد قبل از نابود کردن و شخم زدن مزرعه، 10 تا 20 بوته سالم کلزا وجود داشته باشد، بوته ها مي توانند با افزايش شاخه دهي، فواصل بين خود را پر نمايند. در اين حالت، عملکرد دانه اين مزرعه 60 تا 70 درصد عملکرد مزرعه اي است که 60 تا 80 بوته در متر مربع داشته باشد. با اين حال تراکم بوته پايين مزرعه باعث ايجاد پوشش تنگ مي شود که اين مسئله، تراکم علف هاي هرز و رقابت آنها را افزايش مي دهد و همچنين باعث ايجاد ساقه هاي محکم و قطور مي گردد و برداشت مزرعه با مشکل مواجه مي شود. ترا کم بوته مطلوب باعث زودرسي و يکنواختي در رسيدگي مي گردد و ساقه هاي نازک ايجاد شده، راحت تر برداشت مي شوند. به هر حال تراکم هاي بوته بالا نيز نه تنها عملکرد دانه را افزايش نمي دهند، بلکه ممکن است خطر وقوع ورس و بيماري را افزايش دهند. علاوه بر اين باعث ضعيف و کوچک شدن بوته ها و نهايتا موجب افزايش خطر سرمازدگي در زمستان مي شوند.
ميانگين تعداد بذر در يک کيلومتر کلزا حدود 250هزار عدد است. بنابراين يک کيلوگرم بذر کلزا با اندازه متوسط، تراکمي حدود 25 بوته در متر مربع ايجاد مي کند. با توجه به شرايط خاک، کيفيت بذر و روش کاشت، درصد جوانه زني متفاوت خواهد بود. براي تعيين مقدار مناسب بذر جهت کاشت، بايد بر چسب کيسه بذر را براي اطلاع از وزن هزار دانه و درصد خلوص بذر مطالعه کرد. ميانگين ميزان بذر مصرفي در صورت وجود بستر بذر مناسب، 5 تا 7 کيلوگرم در هکتار در روش کشت رديفي و 7 تا 9 کيلوگرم در هکتار در روش دست پاش.

عمق و ابعاد کشت:
بذر کلزا را بايد به دليل ريز بودن بايد در عمق کم کشت کرد. عمق کاشت معمولا بين 1 تا 3 سانتي متر با توجه به نوع رقم، بافت و ساختمان خاک، رطوبت خاک و اقليم منطقه در نظر گرفته مي شود. بذرهاي کوچک کلزا در شرايط ايده آل بايد به خاک پوشانده شوند، اما در مناطق خشک لازم است بذر کمي عمق تر کاشته شود تا با اطمينان بيشتري با رطوبت خاک در تماس باشد. حفظ رطوبت براي جوانه زدن سريع لازم است. بنابراين بهتر است يک غلظت سبک براي فشردن خاک پس از کاشت زده شود.البته اين عمل در خاک هاي سنگين توصيه نمي شود. عمق کاشت بيش از 4 سانتي متر، جوانه زني را به تاخير انداخته، بنيه بذر را ضعيف نموده و تکامل  گياهچه را در پاييز به تعويق مي اندازد.
فاصله خطوط کاشت مي تواند بر روي کنترل علف هاي هرز، حساسيت به خوابيدگي، ميزان مصرف آب و کود ازته و در نهايت عملکرد دانه اثر داشته باشد. فاصله خطوط 15 تا 35 سانتي متر که در اغلب بذر کارهاي غلات دانه ريز قابل تنظيم است، براي کشت کلزا نيز مناسب مي باشد. فاصله بوته ها روي رديف هم 3 تا 4 سانتي متر در نظر گرفته مي شود.

روش کاشت:
کلزا را به دو روش دست پاش و مکانيزه مي کارند. در کشت دست پاش به ميزان بذر بيشتري نياز خواهد بود. در اين روش، بستر بذر بايد کاملا صاف شود و پس از پخش بذر، يک ديسک يا غلطک بسياز سبک زده شود تا تماس کافي بين بذر و خاک ايجاد گردد. آبياري بايد با دقت زياد انجام شود تا از شسته شدن بذر و عدم يکنواختي در بستر مزرعه جلوگيري گردد.
در روش کشت مکانيزه هم مي توان با خطي کار غلات و هم بذرکار پنوماتيک، عمل کاشت را انجام داد. در هنگام استفاده از بذرکار غلات بايد تنظيم دستگاه را با توجه به عمق مناسب کاشت و ميزان بذر مطلوب تغيير دارد. اين عمل کمي مشکل است زيرا که بذر کلزا نسبت به بذر غلات ريزتر بوده و عمق کاشت آن سطحي تر مي باشد. همچنين مي توان از موزع مخصوص کلزا و تثبيت کننده عمق در اين دستگاه ها استفاده نمود. از آنجايي که شرايط فيزيکي خاک در همه مناطق کشور مناسب نبوده و تمامي بذور کلزاي کشت شده قادر به سبز شدن نمي باشند، بنابراين استفاده از دستگاه پنوماتيک به جز در مناطق خاص کشور توصيه نمي شود.
در روش کشت مسطح، بهتر است فاصله خطوط کشت 30سانتي متر در نظر گرفته شود و در روش کشت رديفي ، فاصله رديف ها 60 سانتي متر و در روي هر رديف، دو خط کشت در نظر گرفته مي شود. در اين شرايط بهتر است از بذر کار برزگر همداني استفاده شود که در اين صورت، توجه به نکات زير ضروري است:

1-دريچه روي مخزن بذر و زير موزع ها در کمترين مقدار ريزش بذر قرار گيرد
2-زبانک زير موزع ها با موزع ها مماس شود.
3-قسمت کشويي يا قسمت دنده اي موزع ها در حداقل تماس با بذر باشد.
4-براي استمرار ريزش بذر(رعايت فاصله بذر روي خط)، درجه دنده روي 70 تا 90 باشد.
5-خطي کارهاي اضافه روي پشته حذف گردد، به اين ترتيب که دريچه سقوط بذر را بسته، به وسيله طناب بالا کشيده و به شاسي دستگاه متصل کرد.
6-در صورت تنظيم دقيق دستگاه و مصرف بذر با ميزان توصيه شده، مي توان بدن بستن يک در ميان لوله هاي سقوط مشابه کشت گندم عمل کرد.

در هر روش کاشت، استفاده از لولر قبل از کاشت از اهميت ويژه اي برخوردار است و عامل مهمي در سبز يکنواخت و آرايش مناسب بوته ها مي باشد.

منبع: راهنماي کلزا، وزارت جهاد کشاورزي/سازمان تحقيقات و آموزش کشاورزي/معاونت آموزش و تجهيز نيروي انساني

منبع:parsbiology

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 16:3  توسط   | 

زیست شناسی برنج - تکامل - برنج های وحشی و اهلی شدن آن ها:

زیست شناسی برنج

 

برنج های وحشی و اهلی شدن آن ها

 

هیروکوموری شیما

مؤسسه ملی زادشناسی، می سیما 411، ژاپن

 

I– خویشاوندی گونه ها و جستجوی اجداد

۱ – تاکسو نومی

            دوگونه برنج زراعی به نام های اوریزا ساتیوا ال. و اوریزا گلابریما استود وجود دارد. کشت اولی در مناطق گرمسیری و معتدل به طور وسیعی رواج دارد و دومی، بومی آفریقای غربی است. جنس اوریزا، علاوه بر این دوگونه ی زراعی، بیست گونه وحشی را نیز شامل می گردد. رده بندی این جنس ابتدا توسط روس شویس (1931)، شوالیه (1932)، و کاترجی( 1948) انجام گرفت. ولی نامگذاری گونه های وحشی همواره مورد بحث بوده است. تاتوکا(1963) بیست و دو گونه را از روی تعداد کروموزوم ها، علایم ژنوم و انتشار جغرافیایی آن ها مطابق جدول 1 برشمرد. اوبرپایه ویژگی های اساسی معینی این جنس را به شش گروه طوری تقسیم کرد که بعدا گروه کوآرک تاته به جنس جداگانه ای تغییر یافت(تاتوکا، 1964). گروه اوریزا ترکیبی از دو گونه زراعی و ده گونه وحشی قابل آمیزش با همدیگرند.

            کار اساسی تحلیل ژنوم توسط موریناگا و همکاران انجام گردید(1960، 1964) و توسط کاتایاما (1970)، واتاناب و اونو (1965، 1966، 1967، 1968)، لی (1964)، هو (1970) و بسیاری از محققین دیگر دنبال شد. نایار (1973) تجدید نظر جامعی درباره مطالعات زادشناختی یاخته ای آن به عمل آورد. فعالیت های اخیر عمدتا برای تعیین رابطه بین ژنوم های گوناگون با استفاده از آلوپلوییدهایی که به طور مصنوعی به دست آمده اند، جهت یافته است. به طور کلی علامت A که برای گونه های زراعی و خویشاوندان آن ها، و C به عنوان ژنوم های اصلی پذیرفته شدند، دارای آمیزش تصادفی اند.، و ژنوم های B، C و D ترکیب پذیری آن ها را باهم نشان می دهند.

            موریشیما و اوکا (1960) برای نمایش کمّی نمونه های متفاوت بین گونه ای، روش های تاکسونومی عددی را به کاربردند. عمل آن ها نشان داد که دوگونه زراعی ساتیوا و گلابریما و دوگونه وحشی پرنیس ( شامل روفی پوگون و بارتی ای که در جدول I ذکر شده است) و برویلی گولاتا دسته دارای ژنوم A  و اوفی سینالیس و خویشاوندان آن( ژنوم های B ، C و D ) دسته دیگری را تشکیل می دهند. به نظر می رسد ، گونه های دیگر از دودسته بالا تفکیک شده باشند.

              طبقه بندی و نامگذاری گونه های وحشی باژنوم AA به دلیل تنوع زیادشان نا مأنوس است. دراین نوشته، نام او. پرنیس مونچ برای یک تاکسون وحشی با آمیزش تصادفی دارای زبانک بلند (برنج وحشی اولیه)، و نام او. برویلی گولاتا آ. شو. ات روهر، برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک مدور به کار رفت. اگر چه هردو نام از نقطه نظر تاکسونومی فاقد اعتبارند، به دلایلی که گفته خواهد شد، نویسنده این نام ها را به کار برده است.

            برنج وحشی ابتدایی به طور وسیعی در نواحی مرطوب گرمسیری انتشار یافت و به شکل های گوناگونی متمایز گردید. تا کنون برای این مخلوط گونه ها دوازده نام ثبت گردیده است. از میان این نام ها، او. روفی پوگون گریف، به عنوان نام قراردادی از نظر تاکسونومی در کشورهای آسیایی نیز مانند تاکسون های آمریکایی است (تاتوکا، 1964)، و او. لونجیس تامینا تا و آ. شو. ات روهر برای تاکسون آفریقایی این گروه نامیده شده است (کلایتون، 1968). از  طرف دیگر، همان طور که بکر(1970) تأکید کرده بود، درک مفهوم گونه های زیستی برای زیست شناسان ضروری است. گونه را می توان به عنوان گروهی از جمعیت ها تعریف کرد که دارای استعداد بالقوه آمیزش با یک دیگرند و به طریق تولید مثلی از گروه های دیگر مجزّا می شوند ( مایر، 1942). مطابق معیار های بکر (1970) در مورد نظم زیستی، تاکنون تمامی مشاهدات و آزمایشاتی که توسط این نویسنده و همکارانش انجام گرفته، اشکال گوناگون برنج وحشی ابتدایی را نیز مانند برنج زراعی به صورتی که به یک گونه زیستی تعلق داشته باشد، مشخص کردند. ولی ما، بین تاکسون های وحشی و زراعی فرق گذاشتیم و نام های او. پرنیس مونچ و او. ساتیوا ال را به ترتیب برای تاکسون های وحشی و زراعی به کار بردیم. چون گونه های مرکبی که تحت پوشش او. پرنیس قرار دارند شامل همه اشکال جغرافیایی هستند، و هر تغییری در نامگذاری ممکن است باعث اشتباه خواننده ما گردد. به همین جهت، در این نوشته از نام او. پرنیس استفاده کردیم. پس از مطالعه تاکسومی عددی، این گونه های مرکب به چهار شکل جغرافیایی آسیایی، آفریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه تقسیم شدند ( موری شیما، 1969).

 

 جدول I– گونه های اوریزا با تعداد کرموزوم ها، علامت های ژنومی و انتشار جغرافیایی شان که توسط تاتوکا( 1963) تنظیم شد.

گروه ها و گونه ها                                                 2n                       ژنوم                            انتشار جغرافیایی             

گروه اوریزا

ساتیوا ال

پرنیس مونچ یا روفی پوگون گریف

بار تی ای آ. شو

گلابریما استود

بریویلی گولاتا آ. شو. ات. روهر

اوسترا لینیس دومین

ای چین گری آ. پتر

پانک تاتا کوتشی

اوفی سینالیس وال

پینوتا جی. اس. پرسل

لاتی فولیا دسو

آلتاسو آلن

گراندی گلومیس پرود

 

24

24

24

24

24

24

24

24، 48

24

48

48

48

48

 

AA

AA

AA

AA

AA

EE

CC

BB, BBCC

CC

BBCC

CCDD

CCDD

CCDD

 

تمام نقاط دنیا، زراعی
آسیا، آمریکا

آفریقا

آفریقا، زراعی

آفریقا

استرالیا

آفریقا

آفریقا

آسیا

آسیا

آآمریکا

آمریکا

آمریکا

گروه شلچ تریانه

شلچ تری پیل گر

 

 

 

 

گینه جدید

گروه گرانولاته

میریانا بایل

 

24

 

 

 

آسیا

گروه رید لیانه

ریدی ای هوک. اف.

لانجی گلومیس جانسن

 

48

48

 

 

 

آسیا

گینه جدید

گروه آنگوس تیفولیه

براشیانتا آ.شو

آنگوس تیفولیه هوبارد

پریری آ.گاموس

تیسرانتی آ.شو

 

24

24

24

24

 

FF

 

آفریقا

آفریقا

مالاگاس

آفریقا

گروه کرک تاته

کرک تاته روکسب

 

48

 

 

آسیا

   

 کلایتون (1968) ثابت کرد که او. بارتی ای آ شو از نظر تاکسونومی نام صحیحی برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک کوتا است. ولی نویسنده به دلیل رواج عمومی این تاکسون از نام او. برولی گولاتا استفاده می کند و علاوه براین نام او. بارتی ای برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک بلند (شکل آفریقایی او. پرنیس) به کار رفت.

شکل آسیایی او. پرنیس تفاوتی را بین انواع یکساله و پایا نشان می دهد . با اینکه این تفاوتها پیوسته اند، نویسنده برای سهولت مطالعه آنها را به عنواع یکساله ،  حدواسط و پایا طبقه بندی می کند. نوع یکساله شکل آسیایی توسط شارما و شستری (1965 ) به عنوان یک گونه جداگانه ای به نام او.نیوارا در نظر گرفته شد. نگ و همکاران (1981 ) تاکسون استرالیایی را به عنوان یک گونه منفک دیگری به نام او.مریدیونالیس معرفی کرد.  نامگذاری این نویسنده و همکارانش را با نوشته های شانگ (1976)می توان مقایسه کرد.

گونه یک واحد طبیعی منظمی است . هیچ گونه معیار دقیق و استواری برای تشخیص گونه ها وجود ندارد . روابط گونه ها را می توان با اصول متفاوتی بررسی نمود که عبارت است از :

1)      مقایسه ویژگی های مختلف از ساختار پروتیین تا شکل ظاهری آنها

2)      توانایی آمیزشی ، رفتارمیوزی ،باروری و اشکال دیگر هیبریدی

3)      اشکال بوم شناسی و پراکندگی جغرافیایی

4)      روابط ژنتیکی در زیستگاه های طبیعی

در کار مساۀل سیستماتیک باید بین مفاهیم فنتیک و فیلوژنتیک تمیز قایل شد از اولی ، وضع کنونی تکامل –

ارگانیک تشخیص داده می شود ،در حالی که از دومی سلسله مراتب فیلوژنتیکی گروه معینی استنباط میگردد.

 

 

 

مؤلف این نوشته و همکارانش

شانگ (1976)

او.پرینیس  مونچ

     شکل آسیایی

                 نوع پایا

                 نوع حد واسط

                 نوع یکساله

 

  شکل آفریقایی

 

    شکل آمریکایی

 

   شکل اقیانوسیه

 

 

او.روفی پوگون گریف

 

او.نیوارا شارما ات شستری

 

او.لانگیس تامیناتا ا. شو ات روهر

 

او.روفی پون گون گریف

 

او.مریدیو نالیس نگ

 

اوبرویلی گولاتا ا.شو. ات روهر

 

او.بارتی ای ا.شو

 

۲ – دو مسیر تکاملی گیاهان زراعی

دوگونه زراعی  او. ساتیوا و او. گلابریما همان طور که شباهت اختصاصاتشان نشان می دهد، به ترتیب دارای رابطه نزدیکی با او. برویلی گولاتا هستند. اوریزا گلابریما و او. برویلی گولاتا فقط در آفریقا می رویند. در حالی که او.ساتیوا و او.پرینس در همه جا دیده می شوند . دو گونه اولی را با ویژگی های زبانک کوتاه تا نسبتآ گرد ،تعداد اندک انشعابات ثانوی خوشه ،مرگ پس از بلوغ (رسیدن)، و شکل های ظاهری دیگر ، از دو گونه دوٌمی می توان تشخیص داد. این دو سری پرینس- ساتیوا و برویلی گولاتا –گلا بریما دارای خواص عقیمی بین گونه ای و باروری درون گونه ای اند . بنابراین می توان این چهار گونه را به دو سری نژاد ی ساتیوا-پرینس و گلابریما – برویلی گولاتا تقسیم کرد. اما گونه های وحشی دیگر چنین خویشاوندی نزدیکی را با یک گونه زراعی نشان نداده اند .

            تا کنون گفته شد که او. پرینس به طور وسیعی در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری آسیا، آفریقا

آمریکا و اقیانوسیه پراکنده است. با توجه به خواستگاه او. ساتیوا، ما با شواهد و مدارک نشان می دهیم که

از سویه های آسیایی پرینس اشتقاق یافته اند ، یعنی ، بغیر از صفات اختصاصی شکل های وحشی وزراعی،

همه آنها دارای ویژگی های مشابه ای اند (موری شیما و همکاران،1961) و همبوم نواحی گرمسیری آسیا

هستند و اکثراّ دو رگهای طبیعی تولید می کنند و این نتایج دو رگه به سادگی می توانند تکثیر یابند. با توجه به همان شواهد مکانی که در بالا ذکر شد، می بینیم که گلابریما از برویلی گولاتا در غرب آفریقا مشتق شده است. این نظریه اولین بار توسط پورترز (1954) با استفاده از شباهتی که در خصوصیت آنها بود حدس زده شد . پس برای برنج زراعی دو مسیر تکاملی وجود دارد، یکی در آسیا و دیگری در آفریقا که نمودار آن در شکل 1 نمایش داده شده است. این دو سری بایستی دارای جد ابتدایی با خاستگاه دور باشند و ما شواهدی برای اثبات آن در اختیار نداریم .

            ما از مقایسه این دو سری ، شباهتها و تفاوتهایی را در می یابیم. در هر دو، گونه های زراعی از نوع وحشی دارای همان اختصاصات مشابه قابل تشخیص است. با جستجوی بیشتر، در هر دو سری، آرایش پیوسته حدَواسط های بین شکل های وحشی و زراعی شناخته شدند. تفاوتهای اصلی بین این دو سری، عبارت اند از :

1)   پرنیس در روش های تکثیر تفاوتهای بزرگی را در رویش گاههای پایا و یکساله نشان می دهد، در حالی که برویلی گولاتا یک گیاه واقعآ یکساله است .

2)      جمعیت های پرینس به ویژه انواع پایا آن در مقایسه با برویلی گولاتا دارای تفاوتهای ژنتیکی بزرگی است.

3)      تنوَع واریته ای ساتیوا بیشتر از گلابریما دیده نشد (موری شیما و همکاران،1962)

می توان پیشنهاد کرد که تفاوتهای معینی در مجموعه ژنی اجداد گونه های وحشی وجود دارد که منجر به پیدایش راههای گوناگون تکامل اشکال زراعی شده است.

 ۳- تفاوت بین اشکال زراعی و وحشی

برنج زراعی نیز مانند سایر گیاهانی که کشت می گردند، با توجه به ضرورتی که در زندگی انسان دارند از برنج وحشی تمیز داده می شوند. از طرف دیگر، گیاهان وحشی با ریزش طبیعی دانۀ آن ها به علت داشتن دوره خواب بالا که جوانه زنی را تا پیدایش شرایط مساعد به تأخیر می اندازد، به طور خودرو تکثیر می یابند. اگرچه، استعداد تولید بذر یکی از تفاوت های مهم بین اشکال زراعی و وحشی است، انتخاب آگاهانه گیاهان سود مند، می توانست در یک مرحله ÷یش از تمدن وقوع یافته باشد.

            تفاوت مهم دیگر بین اشکال زراعی و وحشی در دستگاه تلقیح آن ها مشاهده می گردد( اوکا و موری شیما، 1967). گونه های زراعی اغلب خود گشن هستند، درحالی که اجدادوحشی شان به طور جزئی تا کاملا دگرگشن بودند. گل های گیاهان وحشی مکانیسم های گوناگونی دارند که برای دگر لقاحی مساعدند (شکل2) یعنی در آنها بساک ها و کلاله بزرگ و بارورند و زمان خروج دانه گرده تا پس از شکفتن گل به  تآخیر می افتد . همه این ویژگی ها به آمیزش گیاهان با یگدیگر کمک می کنند. میزان اوت کراسینگ بر پایه های مختلف برای انواع پایای آسیایی 30-60 درصد و برای انواع یکساله آسیایی مانند او. برویلی گولاتا تا5-30 درصد تخمین زده می شود . به نظر می رسد شکل افریقایی او.پرنیس دارای غالبیت دگر گشنی با خود ناسازگاری جزۀی باشد(چو و همکاران،1969)

            بین شکل های زراعی و وحشی تعداد زیادی تا حد تداخلی وجود دارد . یکی از این تداخلی ها راکه بین انواع وحشی و زراعی در آسیایی و آفریقا کشف شده است ، مورد بررسی قرار می دهیم. حد تداخلی های بین پرنیس و ساتیوا در منطقه جیپور، ناحیه کوهستانی واقع در شرق استان اوریزای هند پیدا شدند .

 

 

 

 

 

شکل2- گلهای او. پرنیس (A: بساک بزرگ و کلاله فشرده ) و او. ساتیوا (B: بساک کوچک و کلاله باز)

 

وقتی که نوسازی مزارع این ناحیه رواج یافت، مردم محلی با تغیییر بهره برداری مزارع شان در اطراف دره ها، برنج کشت کردند. در این مزارع هر دو شکل زراعی و وحشی برنج از تنوع زیادی بر خوردار بودند (گونیداسوامی و همکاران ،1966) . اوکاوشانگ (1962) از این نواحی سویه هایی را برای مشاهده صفات و میزان سترونی مختلف F1  جمع آوری کردند و در یافتند که سویه های جیپوری، پل ارطباتی نوع پایای پرنیس با واریته های ساتیوا را تشکیل می دهند و به نظر می رسد که در اثر تحول تدریجی به به انواع زیر گونه هندی و ژاپنیتمایز یافته و اهلی شده اند. در غرب آفریقا برویلی گولاتا اغلب در مزارع غرقابی گلابریما رشد می کند و جمعیت های طبیعی برویلی گولاتا نیز شامل گیاهان شبۀ گلابریماست. گونه های دورگۀ بین این دوگونه اکثرا در دلتای نیجریه پیدایش یافتند که ممکن است، طبق پیشنهاد پورترز(1956) مرکز تنوّع سریال های برویلی گولاتا - گلابریما محسوب گردند. شکل 3 آرایش پیوستۀ تداخلی هایی را نشان می دهد که در آفریقا بین اشکال وحشی و زراعی شناخته شده اند.

بنابراین، در هردو سری شکل های حد واسط بین وحشی و زراعی در نواحی که در آنجا تنوع زادشناسی انبوه شده است، کشف شدند. احتمالا همزیستی با اجداد وحشی و شرایط زراعی ابتدایی بایستی سبب فراهم آمدن چنین تنوع ژنتیکی شده باشد. هارلن (1963) این چنین مکان هایی را می تواند از نظر تکاملی فعّال باشد را ” مرکز کوچک “ می نامند. حتّی در صورتی که وجود شکل های حد واسط وحشی – زراعی بین این دوشکل، محصولات تداخلی زیاد باشند، نقش مهمی را در مرحلۀ بدوی اهلی شدن می توانستند بازی کنند.

در اثر اهلی سازی، شرایط رویشی گیاه برنج بایستی به طور تدریجی گسترش یافته باشد. برای آزمایش عکس العمل بوته های برنج نسبت به شرایط رویشی، اوکا و شانگ(1964) مجموعه سویه هایی که از حالت وحشی به اشکال اصلاح شده تغییر می یابند را در سه شرایط مختلف نشاء کاری، وجین علف های هرز و کودپاشی مورد آزمایش قرار دادند. همان طوری که در شکل 4 نمایش داده می شود، از باز تاب این شرایط چنین برمی آید که توانایی سازش گیاهان زراعی در دورۀ تکاملی شان بایستی تدریجا تحقیق یافته باشد، در حالی که پیشرفت سریع آنها در اثر فشار زراعی جدید و تولید مثل رخ می دهد. می توان گفت که تکامل ژنوتیپ برنج و شرایط محیطی آن به موازات یکدیگر صورت گرفته اند.

۴ – تمایز نژادی در اوریزا پرنیس

همان طور که شکل 5 نشان می دهد، مخلوط اوریزاپرنیس به طوروسیعی در نواحی گرم مرطوب انتشار یافته و به اشکال گوناگون متمایز گردیده است. این مؤلف گوناگونی ویژگی در سویه های پرنیس را که از کشور های مختلف جهان گردآوری شده اند، مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهد. روش تاکسونومی بر پایه 24 نشانویژگی (مورد شیما، 1969 ) نشان می دهد که این سویه ها به چهار گروه جغرافیایی آسیایی، آفریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه می توانند تقسیم شوند، و به نظر می رسد که آن ها در نمونۀ تجمع صفت فرق داشته باشند و این گروه ها در یک صفت منفردی اختلاف مشخصی را نشان ندهند. مطابق نقش فنتیکی، سویه های آسیایی آرایشی را از انواع پا یا به یکساله نشان دادند، در حالی که دسته های آمریکایی طی تغییر گونه ای در عرض جغرافیایی سویه ها، از کوبا تا حوزۀ رود آمازون انتشار یافتند. مطالعۀ اخیر دربارۀ تفاوت آیزوزیم در 24 جایگاه ژنی وجه مشخّصۀ این چهار گروه جغرافیایی را نیز نشان داد. به نظر رسید، سویه های اقیانوسیه از نظر تفاوت های ایزوزیمی فاصلۀ زادشناختی وسیع تری نسبت به دیگران داشته باشند.

            چهار گروه جغرافیایی بالا به وسیله اختلاف درجه عقیمی F1 و موانع تکاملی دیگری نظیر تولید مثل از یک دیگر مجزّا می گردند(چو و همکاران، 1969). شکل 6 روابط بین گروهی و درون گروهی از نظر میزان باروری دانۀ گرده F1 را نشان می دهد. تلفیق نتایج F1 تفکیک گروه های جغرافیایی را روشن تر می سازد. در میان این چهار گروه فقط شکل آسیایی با هردو نوع اوریزا ساتیوای ژاپنی و هندی که با عقیمی جزئی F1 از یک دیگر جدا شده اند، دورگۀ بارورتولید می کند.

            سویه های آسیایی به خوبی انواع آمریکایی شان رابطۀ پایا – یک ساله را نشان می دهند، درحالی که سویه های آفریقایی از نوع خیلی پایا با ریزوم توسعه یافته اند، و سویه های استرالیایی  کاملا یک ساله هستند. به نظر رسید، سویه های اولی از هرجهت به نوع پایای آسیایی تعلق داشته اند، درحالی که سویه های دومّی دارای آلل های اندکی درجایگاه های ژنی چندین آیزوزیم مشترک با سویه های استرالیایی هستند که در اثر عقیمی F1  و ضعیفی آن تفکیک می گردند. مشاهده تنوع در دستگاه تولید مثلی این گروه گیاهی وابسته به بسیاری از ویژگی های دیگر مربوط به مکانیسم های سازگاری اند که بعدا بحث خواهد شد.

            در مطالعۀ تبارزایی، روشن کردن کامل گذشته بدون اطلاعات دیرین شناسی امکان پذیر نبود. نویسنده تلاش کرد تا روابط انشعابی( توالی انشعابی تبارزایی) سویه های پرنیس را از تفاوت های فنتیکی شان و براساس فرضیۀ آستانه تکاملی تخمین بزند(موری شیما، 1969). مطابق پیشنهاد شکل7، این گروه های جغرافیایی بایستی مستقل از یک دیگر، مراحل تکاملی را پیموده باشند. از قرار معلوم، گروه آسیایی شکل های پیشرفته گوناگونی را در تعداد زیادی از انشعابات متفاوت و باسرعت تکاملی نسبتا زیادی حایز بوده است. جداسازی توسط اقیانوس ها و تغییرات دستگاه تولید مثلی، ممکن است از عوامل بزرگ شرطی برای تمایز تبارزایی این گروۀ گیاهی باشند.

II – نیروی محرّکۀ فرآیند تکاملی

1 – زیستگاهای برنج وحشی

            زیستگاه های طبیعی اوریزا پرنیس و اوریزا برویلی گولاتا در نواحی گوناگونی ملاحظه می گردند. آن ها بدوا در نقاط باتلاقی نظیر نهرهای کنار جاده ها، جوی های آب، یا درون مرداب ها یافت شدند. در آسیا، انواع پایای اوریزا پرنیس در محل های آب عمیق کشف شدند، در حالی که انواع یکسالۀ آن در باتلاق های نواحی معتله که در فصل گرم، خشک می گردند، وجود دارند(شکل 8). بنابراین، هردونوع اساسا دگر بوم یا آلوپاتریک هستند. گاهی اوقات جمعیت های همبوم یا سیمپاتریک آن ها در کنار این دو نوع مشاهده می گردند(موری شیما، 1984). در آفریقا، گونه های یکساله( اوریزا برویلی گولاتا) با عرض جغرافیایی زیادتر و نواحی با فصل خشک طولانی و بارندگی اکثرا غیر قابل انتظار است، بیش تر از گونه های پایا( شکل آفریقایی اوریزا پرنیس) تمایل به انتشار دارند، می توان تصور کرد که در این توزیع آن ها به طور وسیعی هم دیگر را می پوشانند. گاهی اوقات( حدود 23% مکان ها) هر دوگونه در مرداب های با شرایط آبی مختلف به طور همبوم در حال رشد یافت شدند. آن ها با این که در این مکان ها در کنار یکدیگر می رویند، امّا تمایل به تفکیک زیستگاهی دارند و شاید هم دارای آشیانه های بوم شناختی متفاوتی در زیستگاه های همانند باشند.

            انسان به درجات گوناکون، به ویژه در آسیا و غرب آفریقا موازنه زیستگاه های اجتماعات برنج وحشی را برهم زده است. این زیستگاه ها با نواحی گرمسیری آمریکا و استرالیا که در حالت طبیعی هستند، فرق دارد. می توان گفت، در مناطقی که برنج های زراعی از زمان های کهن در آن جا مراحل تکاملی را پیموده اند، در حال حاضر اجتماعات برنج وحشی به صورت زیستگاه های آشفته در آن جا وجود دارد. مشاهدۀ گونه های گیاهی همزیست با برنج وحشی آشکار ساخت که برنج وحشی یکساله تمایل به ارتباط با علف های هرز یکساله و برنج وحشی پایا میل به همزیستی با علف های پایا دارد( اوکا و همکاران، 1978 و موری شیما، 1980). روابط نسبی گونه های یکساله با پایا در حالت بدوی می توانست درجه آشفتگی زیستگاهی یا مرحله توالی ثانوی و رژیم شرایط آبی را نشان دهد. در زیستگاه هایی که آشفتگی آن ها غیر قابل پیشگویی است، نوع یا گونه های یکساله رویش مقت دارند، در حالی که در یک زیستگاه پایدار نوع یا گونه های پایا ایستادگی می کنند.

            زیستگاه های طبیعی برنج وحشی در نواحی گرمسیری آسیا، اکنون به علت نوسازی سازگان های کشاورزی و رشد سریع تمدن، در معرض نابودی قرار دارند. در دهه های اخیر مشاهده شد که بسیاری از جمعیتهای آنها در حومۀ شهرها رو به نابودی گذاشته اند. حتی در نواحی روستایی، واقعا جمعیتهای وحشی به ندرت یافت می شدند، و بیشترین آنها با اخذ ژنهای برنج زراعی اطراف خود به صورت گیاۀ هرز در آمده اند. تا سال 1920 به علت وجود برنج های وحشی در جزیرۀ تایوان از لحاظ زیست محیطی مناسب نبود، ولی جمعیت های وحشی به تدریج کاهش یافته و با رویش جمعیتهای بعدی در سال 1977 در تااویان رو به فنا گذاشتند. تصور می شود، علت این انقراض، تغییر کنترل آب و آلودگی آن در اثر به کار بردن کودهای شیمیایی و دورگ سازی طبیعی با برنج زراعی باشد (کیانگ و همکاران، 1979 ). کاهش تنوع ژنتیکی که « فرسایش ژنتیکی » نامیده می شود، در برنج وحشی نیز همانند کولیتوارهای اولیه با سرعت وقوع می یابد.

2 – ویژگیهای تاریخ حیات و استراتژی سازگاری

اوریزا پرینس را می توان ماهیتا به عنوان یک گیاه علفی پایایی که در باتلاق ها می روید دانست.  اگر چه امکان دارد، در نواحی گرمسیری مرطوب که نزدیک به نیمی از سال دارای آب وهوای خشک است، انتشار داشته باشد. باتلاق های کم عمق نواحی معتدل در فصل خشک سال برای رشد گیاهان زیاد از حد خشک می شوند. در چنین شرایطی، تکثیر اندام رویش بیشتر مورد توجّه است، زیرا گیاهان با هدف پتانسیل تولید مثلی بیشتر و تحمل انواع گوناگون تنش ها مانند قرار گرفتن در معرض مردگی مستقل از تراکم، انتخاب می گردند.

            برعکس، اگر زیستگاه در طول سال مرطوب باقی بماند، تکثیر اندام های رویشی با صرفه تر خواهد بود. چنین گیاهانی از روی قدرت تکثیر رویشی از جمله تشکیل ریزوم انتخاب می شوند و در شرایط مردگی وابسته به تراکم قرار می گیرند. ارزش زیاد پایایی می تواند از راه چنین انتخابی حاصل گردیده باشد. اگر از شرایط زیست محیطی ناگوار غیر قابل پیش بینی چشم پوشی نماییم، ذخیرۀ منابع درون خاک به چیرگی مراحل پشت سر هم توالی ثانوی کمک می کند.

            برای بررسی دقیق تر تفاوت ویژگی های تاریخ زندگی، در تعدادی از سویه های پرنیس حدود 40 نشانویژگی مشاهده شد. از جملۀ این نشانویژگی ها میزان نسبی فراورده های سنتزی است که در تکثیر بذر(تلاش برای بازآوری) مورد استفاده قرار می گیرد. این فرآورده ها پشتوانه گیاه در تولید بذر یعنی بازآوری رویشی اند و با بسیاری از نشانویژگی های دیگر نظیر سیستم گرده افشانی، مردگی، شکل پذیری رخ مونی(فنوتایپی)، تحمل تنشی و توانایی رقابتی رابطه دارند(اوکا و موری شیما، 1967). جدول II صفات گوناگون مربوط به مکانیسم های سازگاری انواع یکساله و پایای اوریزا پرنیس آسیایی را به طور خلاصه مقایسه می کند. بین گونه های آفریقایی پایا(پرنیس) و یکساله(برویلی گولاتا) تمایلات مشابهی وجود دارد(موری شیما، 1978).    

منبع:انتشار مقالات کشاورزی و علوم وابسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:56  توسط   | 

تأثير مواد غذايي خاك در كيفيت برنج

برای من برنج

برای او به رنج

برای من غذا

برای او چو گنج

              اوینار

ترجمه: فردوس عادلی مسبب

نویسنده: Huang Jun – Fu

 

تأثير مواد غذايي خاك در كيفيت برنج

 

         كشاورزان چيني از زمان هاي بسيار دور رابطه بين خواص مختلف خاك و ميزان محصول و كيفيت برنج را به خوبي  مي شناخته‌اند. ولي تاكنون، تعداد اندكي تحقيقات علمي در اين مورد وجود دارد. اين مقاله رابطه‌ي بين مواد غذايي خاك‌هاي مختلف و كيفيت برنج را در 9 شاخص كيفي استان هونان چين مورد آزمايش قرار داده است.

         شش نوع خاك زراعي شاليزاري متفاوتي جمع آوري و در آزمايش‌هاي گلداني طوري مورد استفاده قرار گرفتند كه از نظر عوامل خارجي (محيطي) و مراقبت‌هاي زراعي يكسان بوده و به اين ترتيب اثر عناصر غذايي در كيفيت برنج را بررسي كردند.

          نتايج نشان مي دهد  كه ماده آلي خاك نيز مانند محتويات ازت ، گوگرد، كلسيم ، منيزيم ، منگنز ، مس ، موليبدن و كلر با كيفيت برنج ارتباط  دارد. به هر حال كيفيت برنج با هر دو عامل محيط و زادشناسي (Genetic) تعيين مي‌شود. بنابراين، هر رقمي از برنج نسبت به شرايط محيطي مختلف مي تواند پاسخ هاي متفاوتي داشته باشند و با در نظر گرفتن چنين حقايقي بايستي نتيجه گيري شوند.

         شش نوع خاك مورد مطالعه عبارت بودند از: (1) خاك زرد متمايل به قرمز (2) خاك زرد، (3) خاك آهكي ارغواني، (4) خاك رسي ارغواني،(5) خاك زرد خاكستري و (6) خاك زرد. اين نمونه‌ها از لايه‌هاي خاك شخم خورده مزارع شاليزاري مختلف جمع آوري شدند. عناصر غذايي هر يك از اين خاك‌ها به روش تجزيه‌اي تعيين و در جدول 1 نمايش داده شد.

         بوته‌هاي برنج در گلدان‌هاي محتوي 30 كيلوگرم خاك خشك شده نشاء شد. و گلدان‌ها براي هر نوع خاك در شش تكرار به طور تصادفي در مزرعه قرار داده شدند. اين آزمايش در سه دوره‌ي كشت متوالي انجام شد. برنج‌هاي مورد آزمايش عبارت بودند از زودرس 40-61-82 و ارقام ديررس Xiang Yu 102

و .002-8X-88

         كودهايي كه در اين آزمايش‌ها به كار رفتند عبارت بودند از اوره، سوپر فسفات و كلرو پتاسيم. براي برنج زودرس 100 گرم ازت، 4/0 گرم P2O5  و 7/0 گرم K2O  درهر گلدان. براي ارقام برنج ديررس 32/1 گرم ازت، 4/0 گرم P2O5  و 94/0 گرم K2O  در هر گلدان مورد استفاده قرار گرفت. تمام كودهاي فسفر و پتاسيم و 60 درصد ازت هنگام نشاء كاري و 40 درصد بقيه ازت در مرحله آغاز پنجه‌زني به خاك افزوده شدند. همه‌ي تيمارها از نظر اثرات مراقبت‌هاي زراعي مورد كنترل دقيق قرار گرفتند.

 

         جدول 1- خواص شيميايي خاك مورد استفاده در آزمايش.

 

شماره تيمار خاك

نوع خاك

مواد مادري

PH

مواد آلي كل

نيتروژن كل

گوگرد

بر

موليبدن

منگنز

مس

ازت

1

زرد متمايل به آبي

رس قرمز دوران چهارم

5/6

30/3

200/0

0/43

54/0

12/0

3/63

95/1

154

2

زرد

سنگ لوح

2/6

97/3

266/0

8/51

33/1

42/0

2/52

67/2

244

3

آهكي ارغواني

رسوبات درياچه‌اي

7/7

79/2

203/0

4/66

28/0

16/0

0/34

12/5

137

4

رسي ارغواني

شيل ارغواني

1/7

56/2

180/0

4/26

26/0

08/0

2/41

14/1

135

5

زرد خاكستري

سنگ آهك

3/6

01/4

242/0

7/55

35/0

18/0

9/42

49/2

223

6

زرد

شيل

9/5

11/3

206/0

4/26

38/0

12/0

9/10

77/2

172

 

60 درصد ازت هنگام نشاء كاري و 40 درصد بقيه ازت در مرحله آغاز پنجه‌زني به خاك افزوده شدند. همه‌ي تيمارها از نظر اثرات مراقبت‌هاي زراعي مورد كنترل دقيق قرار گرفتند.

         دانه‌هاي برنج پس از برداشت در آفتاب كاملاً  خشك شده و مدت 3 ماه در شرايط انباري نگهداري گرديدند. چگونگي اثر هر يك از خاك‌ها مطابق 9 شاخص كيفي برنج ارزيابي شدند كه عبارت بودند از: بازده برنج قهوه‌اي، سفيد، سالم(دانه‌هاي كامل)، دانه‌هاي كچي (دانه‌هاي سفيد غير يكنواخت)، دانه‌هاي كاملاً گچي، درجه حرارت ژلاتيني، پيوستگي ژل و آميلوز و محتويات پروتئين، شاخص‌هاي كيفي فوق از استاندارد‌هاي محلي استان هونان است.

         ماده آلي خاك به روش اكسيداسيون با بيكرومات پتاسيم، pH با الكترود شيشه‌اي تعيين شد. نيتروژن كل با استفاده از روش كجلدال استاندارد اندازه گيري شد. فسفر كل پس از ذوب قليايي با NaOH  

به روش رنگ سنجي موليبدات آمونيم آبي و مقدار پتاسيم كل با نورسنجي  شعله‌اي مورد سنجش قرار گرفتند. نيتروژن قابل استفاده به روش اولسن تعيين شد. پتاسيم قابل جذب نيزپس از استخراج با استات آمنيوم نرمال خنثي با استفاده از روش نور سنجي شعله اي اندازه گيري شد. كلسيم‏، منيزيم و آهن پس از استخراج با محلول DTPA به وسيله طيف سنجي جذب اتمي اندازه گيري شد. موليبدن قابل جذب با اكسالات آمونيوم در pH 3.3 استخراج و با اوسيلوسكوپ پولارو گرافي تعيين گرديد. كلر قابل استفاده با سولفات پتاسيم 5 درصد استخراج و به روش تيتراسيون با نيترات نقره مورد سنجش قرار گرفت. گوگرد قابل جذب با Ca(H2PO4)2 محلول در اسيد استيك دو نرمال تعيين گرديد و بر (B) قابل جذب با آب جوش استخراج شده و سپس به روش آزومتين – اچ اندازه گيري شد.

 

1) كيفيت برنج و مقدار نيتروژن و ماده‌ي آلي خاك

            نتايج نشان مي دهد،  در سطوح كودي يكسان، بين محتويات پروتئين برنج و مقدار طبيعي ماده آلي  و نيتروژن كل خاك همبستگي معني داري وجود دارد. ضرايب همبسگي (r) عبارت بودند از: * 938/0 و 830/0 و، (05/0= P). در صورتي كه سطح ماده آلي، نيتروژن كل، نيتروژن قابل جذب خاك ها با مقدار آميلوز برنج داراي همبستگي معني دار منفي بود. نتايج نشان مي دهند كه رشد برنج در خاك هاي با ماده آلي و يا نيتروژن زياد هميشه محتويات پروتئين را افزايش مي دهد. به ويژه اين افزايش پروتئين در ارقام ديررس بيش‌تر مي‌باشد. افزايش محتويات پروتئين اندازه گيري شده در هردانه برنج با كاهش مقدار آميلوز همراه است.

 

2) كيفيت برنج و مقدار گوگرد خاك

            در صد برنج سالم از مهم ترين شاخص هاي كيفي پس از تبديل محسوب مي‌گردد. پس از تبديل شلتوك به برنج سفيد، هرچه مقدار برنج سالم بيشتر باشد بازارپسندي بيش‌تري را حايز خواهد گرديد. جدول 2 همبستگي مثبت بين مقدار گوگرد قابل جذب و در صد برنج سالم را نشان مي‌دهد. اين نتايج براي برنج ديررس سطح معني داري (05/0=P ) و براي محتويات پروتئين سطح معني داري (1/0= P ) همبستگي متفاوتي را نشان داد. گوگرد قابل جذب خاك با مقدار پروتئين دانه برنج همبسگي معني دار مثبت ولي با برنج سالم معني دار نبود. ملاحظه مي‌شود، پروره‌هاي گوناگون برنج نسبت به گوگرد قابل استفاده خاك پاسخ‌هاي متفاوتي دارند. اما به طور كلي، زراعت برنج در خاك‌هاي با گوگرد قابل جذب زيادتر محصول با كيفيت دانه‌ي نسبتاً بهتري را حاصل خواهد كرد.

 

جدول 2 – كيفيت برنج و مقدار گوگرد خاك

شماره تیمار

 

               ارقام برنج دیررس

 

    ارقام برنج زودرس

 

گوگرد قابل جذب(ppm)

برنج سالم(%)

پروتئین(%)

گوگرد قابل جذب(ppm)

برنج سالم(%)

پروتئین(%)

1

43

3/47

60/8

0/14

1/24

5/6

2

28/51

1/52

65/9

5/26

0/31

7/6

3

4/66

6/55

94/8

5/59

8/30

1/9

4

4/26

5/44

54/7

0/14

7/17

0/7

5

7/55

0/58

70/8

5/18

0/28

5/7

6

4/26

6/46

22/8

-

-

-

R          

 *892/0

738/0

 

 

633/0

*0896/0

توضیح: * و به ترتیب سطح معنی داری 5% و 10% را نمایش می دهند.

 

 

 

3) كيفيت برنج و مقدار كلسيم و منيزيم خاك

            كلسيم و منيزيم قابل مبادله خاك نيز در كيفيت برنج تأثير مي‌گذارد. نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه كلسيم با مقدار پروتئين و پيوستگي ژل دانه برنچ همبستگي معني دار مثبتي دارد، در حالي كه منيزيم با پروتئين دانه همبستگي معني دار منفي را نشان مي‌داد. به نظر مي‌رسد در خاك‌هاي معمولي هر چه كلسيم قابل جذب خاك بيشتر باشد، پيوستگي ژل بيشتر خواهد بود و در نتيجه برنج نرم‌ تر و خوش مزه‌تر مي‌گردد. علاوه بر اين به موجب افزايش پروتئين كيفيت غذايي آن نيز بهبود مي يابد. از طرف ديگر، هر چه مقدار منيزيم قابل مبادله خاك بيشتر باشد، پروتئين آن كاهش مي‌يابد. كلسيم و منيزيم از عناصر غذايي ضروري خاك براي رشد برنج هستند. در مورد تأثير كلسيم در كيفيت برنج گزارش هاي فراواني وجود دارد. بعضي كشاورزان به افزايش پروتئين برنج در اثر كمبود منيزيم يا پتاسيم پي برده‌اند. آن‌ها پيشنهاد مي‌كنند كه منيزيم با بهتر كردن فتوسنتز برنج باعث افزايش ذخاير نشاسته‌اي دانه شده و در نتيجه محتويات پروتئين كاهش مي يابد.
4- كيفيت برنج و منگنز

بين منگنز قابل جذب خاك و ميزان گچي بودن دانه برنج همبستگي معني داري وجود دارد. اصطلاح گچي هم براي شكم سفيدي و هم براي مغز سفيدي و هم پشت سفيدي دانه به كار مي رود. شاخص گچي ميزان وسعت سفيدي گچي و غير شفاف(%) دانه را نشان مي دهد. براي مثال هر چه سطح گچي دانه‌ها بيشتر باشد، كيفيت آن پايين تر خواهد بود. جدول3 نشان مي دهد كه با افزايش مقدار منگنز قابل جذب خاك، درصد دانه گچي و سطح گچي دانه‌ها نيز افزايش مي يابد. همبستگي براي هر دو معني دار است، يعني اگر منگنز قابل جذب در خاك زياد شود، كيفيت ظاهر پسندي برنج پايين خواهد آمد. پيش از اين تحقيق، تأثير منگنز در سطح گچي دانه ناشناخته بود. تشكيل ناقص كربوهيدرات‌ها به علت محدوديت سنتز و انتقال آن‌ها باعث ايجاد گچي مي‌شود. در اين دانه‌ها اندوخته‌هاي نشاسته‌اي در تعدادي از لايه‌هاي ياخته‌اي سطحي (دور از مركز) فقير بوده و با انعكاس نور به رنگ سفيد غير شفاف ديده مي شود. گچي شدن معمولاً در مرحله پر شدن دانه اتفاق مي افتد. محتويات مواد تنظيم كننده رشد(هورمون) ايندول استات در مرحله بين گلدهي و پر شدن دانه از كربوهيدرات‌ها به حداكثر مي رسد. افزايش اين هورمون در انتقال محصولات همانند سازي (آسيميلاسيون) به خوشه سودمند است. زيادي مقدار منگنز در حد سمي، بيدرنگ مقدار ايندول استات را در گياه كاهش مي دهد. احتمالاً منگنز در حد سمي باعث تخريب يا انهدام حفاظ ايندول استات مي گردد. منگنز نيز انتقال محصولات همانند سازي به درون دانه (آندوسپرم) را مي تواند كاهش داده و در نتيجه بر ميزان گچي بيفزايد.  

 

منبع:انتشار مقالات کشاورزی و علوم وابسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:48  توسط   | 

راهنمای کاشت زعفران (طلای سرخ ايران) :

راهنمای کاشت زعفران (طلای سرخ ايران)

آب و هواي مناسب زعفران:
زعفران گياهي است نيمه گرمسيري و در نقاطي که داراي زمستانهاي ملايم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبي مي رويد. مقاومت زعفران در مقابل سرما زياد است و ليکن چون دوران رشد آن مصادف با پائيز و زمستان و اوايل بهار است طبعا در اين ايم به هواي مناسب و معتدلي نياز دارد. در دوره خواب يا استراحت گياه (تابستان) بارندگي يا آبياري براي آن مضر است بنابراين کشت و کار آن در مناطق گيلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نيست. اراضي آفتاب گير و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهاي سرد نيز نباشد براي رشد زعفران مناسب است. با اين وجود در برخي از روستاهاي بيرجند و قاين در زير سايه بوته هاي زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبياري مي شوند کاشته مي شود.
حداکثر دماي اين گياه بين 40 تا 35 درجه سانتي گراد و در ارتفاع بين 1300 تا 2300 متر از سطح دريا عملکرد خوبي را نشان داده است.
خاک مناسب پرورش زعفران:
از آنجاييکه پياز زعفران مدت نسبتا زيادي (7 - 5 سال) در زمين مي ماند. خاک زمين بايد سبک يا ترکيبي از شن و رس باشد که پياز بتواند در اين مدت علاوه بر تامين مواد غذايي، در مقابل شرايط خاص منطقه اي نيز مقاومت نمايد.
بنابراين جهت رشد و نمو مناسب گياه و توليد محصول مرغوب و مطلوب زمين هاي حاصلخيز و زهکشي شده بدون درخت با خاک(لومي، ليموني، رسي و شني) و آهک دار که PH آن بين 7-8 باشد بر زمين هاي شور، فقير و مرطوب، اسيدي ترجيح داد.
زعفران در زمين هائيکه داراي قلوه سنگ يا علف هاي هرز يا مواد آلي پوسيده نشده باشد محصول خوبي نمي دهد.
تهيه زمين:
در تهيه زمين به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصي معمول شود ابتدا در فرصتهاي مناسب در پائيز يا زمستان زمين مورد نظر را شخم عميق مي زنند درصورتيکه شرايط مناسب نبوده يا دسترسي به تراکتور مقدور نباشد مي توان شخم را در پايان بهار يا اوايل تيرماه نيز انجام داد.
در تهيه زمين بطريق سنتي در اوايل بهار پس از قطع بارانهاي بهاره زمين را با گاوآهن ايراني شخم مي زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمين اقدام مي کنند و اگر زمين داراي کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد مي کنند بعد از دو يا سه هفته مجددا زمين را دوبار در جهات عمود بر هم شخم مي زنند قبل از شخم سوم براي هر 100 متر مربع زمين 10 - 5 بار الاغ کود حيواني پوسيده پخش مي نمايند کشاورزان بخوبي دريافتند که شخم هاي مکرر صرفنظر از تهيه بستر مناسب کشت زمين را تا حدودي از وجود علف هاي هرز پاک مي سازند.
در اين طريق زمين کرت بندي شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شيب زمين و قدرت آب تعيين مي کنند. معمولا عرض و طول کرتها در حد بين 4*10 تا 100*10 متر مي باشد در زراعت مکانيزه زعفران زمين را در پاييز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عميق مي زنند در بهار پس از قطع بارانهاي بهاري خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکني از وجود علفهاي هرز پاک مي کنند در مرداد يا شهريور پس از پخش 40 -80 تن کود حيواني و 200 کيلوگرم فسفات آمونيوم زمين را بصورت فارو در مياورند و براي کشت آماده مي کنند. (البته متخصصين تغذيه اي توصيه مي کنند که حدود 250 کيلوگرم سولفات پتاسيم نيز در اين مرحله با خاک مخلوط گردد)
انتخاب پياز و زمان کشت زعفران:
احداث مزارع جديد زعفران فقط بوسيله پياز آن مقدور و معمول است. بنابراين تهيه و انتخاب پياز مرغوب جهت کاشت در ايجاد و گسترش کشت حائز اهميت است. پياز زعفران را مي توان از خاک درآورد به انبار يا مزرعه ديگري منتقل نمود، با توجه به دوده خواب يا استراحت پياز که از اواخر ارديبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد مي توان در اين فاصله نسبت به بيرون آوردن پياز اقدام کرد. بهتر است پيازها پس از بيرون آوردن از زمين کاشته شوند تا پيازها ضمن ادامه استراحت در زمين جديد مستقر شوند. از بيرون آوردن پيازها در اواخر مرداد به بعد بايد خودداري کرد چون در اين موقع بعضي از پيازها ممکن است براي ريشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بيرون آوردن پيازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود اين پياز زعفران را براي مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتي متر مي توان بصورت پخش شده نگهداري نمود ولي اين امر باعث عدم توسعه فيزيولوژيکي گلها شده و باردهي سال اول کشت را شديدا کاهش مي دهد.
پياز زعفران را از موقع خزان بوته (اوايل خرداد تا اواسط مهرماه مي توان کشت نمود ولي بهتر است از کاشت پياز در اواخر تير و اوايل مرداد خودداري شود زيرا در اين موقع هوا و زمين بسيار گرم است و بيم آن مي رود که رطوبت پياز موقع جابجاي از بين رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقيقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهاي صنعتي خراسان بهترين زمان کشت خرداد ماه مي باشد.
نوع و مقدار کشت پياز زعفران:
بطوريکه گفته شد زعفران بوسيله غده ساقه که عبارت از پيازهاي تو پر (بنه) مي باشد ازدياد مي شود و اندازه آن از يک فندق تا يک گردو متفاوت است. پيازهاي انتخابي بايد درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشيدگي و عاري از هر نوع بيماري باشد.
پيازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبيل سرزان، سري تيزان و گرامنيون و غيره به نسبت 500 - 300 گرم سم براي يکصد کيلو پياز بر عليه بيماريهاي قارچي ضد عفوني شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک يا لايه خشک کف پياز به همراه مقداري از پوسته آزاد روي پياز جدا شوند تا جذب آب بوسيله پياز آسانتر و جوانه زدن آن سريعتر انجام شود. مقدار کاشت پياز بسته به ريزي و درشتي از 10 - 3 تن در هکتار فرق مي کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتي متر از هر طرف مي باشد.
تعداد پياز انتخابي جهت کاشت در هر چاله 3 پياز است با وزن متوسط 6 گرم براي هر پياز مي باشد در صورتيکه پيازها رديفي در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتي متر از يکديگر به مقدار 3 تن و در صورتيکه بصورت سنتي و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند ميزان کاشت پياز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتني است که در تحقيقات انجام شده بهترين پيازها، پيازهايي با اندازه بيشتر از 8 گرم بود.
عمليات کاشت پياز زعفران:
براي کاشتن پياز زعفران ابتدا چاله هاي يک رديف را با بيل در مي آورند و در داخل هر چاله بطوريکه گفته شد از 3 - 15 پياز قرار مي دهند. عمق کاشت پياز 20 - 15 سانتي متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پيازها بايد رو به بالا قرار گيرد. پيازها در عمق 20 سانتي متري در زمستان از سرما و يخبندان و ساير تنش هاي محيطي و در تابستان از گرما زدگي مصون مي مانند.
براي کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت مي کنند به اين ترتيب که يک نفر با بيل چاله ها را در مي آورند دو نفر پيازهاي قابل کشت را بصورت دسته هاي 3 تا 5 يا 15 تائي انتخاب مي کنند و نفر چهارم پيازها را در داخل چاله ها قرار مي دهند و بقيه نفرات کار خود را ادامه مي دهند تا تمام زمين کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بيل يا ماله ايکه صاف و فشرده مي سازند تا پيازها به خاک بچسبد.
زمين کشت شده به همين صورت تا موقع آبياري پائيزه رها مي شود قبل از آبياري در حدود 20 - 10 تن کود حيواني کاملا پوسيده با بيل يا چهر شاخ در سطح زمين پخش مي نمايند.
در اسانيا کاشت زعفران به صورت ديم صورت مي گيرد پيازهاي زعفران بجاي کپه کاري در داخل رديف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتي متر از همديگر کاشته مي شود. و رديف هاي کاشت از يکديگر 35 - 30 سانتي متر فاصله دارد. پس از انجام عمل کاشت روي شيارها را با ماله پوشانده و زراعت رديفي بنظر مي رسد.
آبياري:
پس از پايان کاشت پيازهاي زعفران که حداکثر تا آخر شهريورماه طول مي کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبياري مزرعه مي نمايند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعيت آب و هوايي منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبياري زعفران شروع مي شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودي تابع آب اوليه مي باشد لذا براي اينکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بين قطعات با فاصله چند روز تقسيم مي کنند تا بدين وسيله دوران اوج گلدهي قطعات با يکديگر همزمان نباشد.
آب اول زعفران خيلي مهم است و تمام نقاط زمين بايد بطور کافي و يکنواخت آب بخورد تا گلهاي يک قطعه با هم و هم زمان بيرون آيند بعد از گاورو شدن مزرعه براي سله شکني از کج بيل و چهار شاخ فلزي يا گاو آهن  ايراني با عمق کم استفاده مي شود متعاقب آن زمين را ماله مي کشند. سله شکستن زمين باعث مي شود که جوانه هاي گل با سهولت بيشتري از خاک بيرون آمده و رشد قوي و مطلوبي داشته باشند.
پس از آبياري اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولين گلهاي زعفران ظاهر مي شوند بديهي است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهي نمي دهد. از اوايل فروردين تا زمانيکه رنگ برگها به زردي مايل شود هر 12 - 6 روز يکبار آبياري انجام مي شود.
بايد توجه داشت که بعد از وجين يک نوبت آبياري به تاخير بيفتد تا علف هاي هرز از بين رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پياز موثر است.
سله شکني:
همان طور که اشاره شد بعد از آبياري اول به محض گاورو شدن زمين سطح مزرعه بايد سله شکني شود بنحوي که پيازها صدمه نبينند بهترين وسيله سله شکني کج بيل و بيل شيار دار و گاوآهن ايراني و کولتيواتر است.
سله شکني باعث مي شود که گلها بآساني از خاک بيرون آمده و کود حيواني با خاک مخلوط گردد. در مواقعي که زارع نتوانسته باشد بزمين خود کود دهد قبل از اجام آبياري مي توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحي با خاک مخلوط نمود و بعد از اين عمل که در واقع حکم سله شکني را دارد جهت هموار نمودن زمين و چسباندن خاک به پيازها زمين را ماله مي کشند.
وجين علف هاي هرز: علف هاي هرز از طريق رقابت با گياه زعفران از نظر آب و مواد غذايي و نور خورشيد سبب کاهش محصول مي شود علاوه بر اين ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت هاي ايجاد و ميزبان تعدادي از بيماريها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجين مزرعه در هر موقع که علف هاي هرز رشد کردند ضروري است در مزارع زعفران اولين وجين بعد از آبياري دوم انجام و اين وجين باعث از بين رفتن علف هاي هرز مزرعه زعفران مي گردد.
بطور معمول اولين وجين زعفران بعد از برداشت گلها و دومين آن در صورت لزوم به فاصله در حدود يک ماه قبل از آب سوم انجام مي شود. در مورد مبارزه شيميايي با علف هاي مزرعه بايد توجه کرد که چون اثر اين علف کش ها بر روي گياه آزمايش نشده لذا بايد حتي الامکان به هنگام رشد بوته هاي زعغران از مصرف علف کش هاي شيميايي خودداري شود.
عمليات به زراعي زعفران:
با توجه به اينکه اصلاح نبات زعفران از طريق به نژادي امکان پذير نيست لذا براي بازدهي بيشتر محصول و ارتقاء کمي و کيفي آن بايد به عوامل زير متوصل شد:
1 - زمين اتخاب شده براي کاشت زعفران بايد حاصلخيز بوده و غني از مواد غذايي و آلي باشد.
2 - پيازهاي درشت و سالم عاري از هر گونه بيماري و آلودگي براي کشت مزرعه انتخاب شود.
3 - رديف کاري به جاي کپه کاري نتيجه بهتري مي دهد و عمليات ماشيني را در داخل مزرعه سهل و آسان مي کند.
4 - از پيازهاي خشکه کن و محافظت شده در شرايط خشک و خنک و تهويه شده استفاده شود.
5 - در هنگام استراحت تابستاني گياه زعفران از آبياري آن خودداري شود.
6 - در عمق کاشت پيازها دقت شود که در مناطق سردسير 20 - 15 سانتيمتر و در مناطق معتدل 15 - 10 سانتيمتر کمتر نباشد.
7 - حتي الامکان در موقع خواب تابستانه با علف هاي هرز مبارزه شود.
8 - چون هرساله پيازها به سطح خاک نزديک مي شوند افزودن لايه اي معادل 2 - 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بيشتر پيازها از تنش هاي محيطي شده و در عين حال مواد مغذي بيشتري به گياه مي رسد.
9 - بهنگام تهيه زمين از اضافه کردن کودهاي حيواني بهمراه کودهاي شيميايي لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف آن اشاره شده مايقه اي نشود.
10 - پس از آبياري سله شکني زمين ضرورت کامل دارد تا گلها بآساني بتوانند  از خاک بيرون آيند منتهي بايد دقت کرد که عمق سله شکني طوري نباشد که به پيازهاي زعفران آسيب برسد.
11 - مبارزه با جوندگان بخصوص انواع موش از اهميت زيادي برخوردار است هرگونه سهل انگاري در اين خصوص باعث از بين رفتن محصول و استقرار موشها در زمين مي گردد.
12 - برداشت گل در ساعات اول روز (4 - 9 صبح) موقعي که گلها بصورت غنچه باشند بايد انجام شود.
13 - در خشک کردن گلها بايد دقت شود تا رنگ و عطر دلپذير زعفران محفوظ بماند.
14 - بهترين روش خشک کردن زعفران روش توسينگ يا خشک کردن اسپانيايي است که بوسيله هيتر و الک نسوز انجام مي شود.
15 - بالاخره زعفران بايد در ظروف در بسته فلزي، چوبي قلع دار يا شيشه اي در دار دور از نور و رطوبت و حرارت نگهداري شود.

منبع :طلاي سرخ ايران زعفران/مهندس تراب امير قاسمي

منبع:parsbiology

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:39  توسط   | 

گندم Triticum Sativum :

کشت گندم

 

سلام . در اين مقاله می خواهم با توجه به فصل کشت گندم مطالبی را در مورد کشت اين محصول عنوان کنم .

گندم Triticum Sativum

در ابتدای هر کشتی بايد زمين را آماده نماييم . نکته مهم در آماده سازی بستر بذر با

توجه به اينکه گندم به نشست خاک در بعد از رويش فوق العاده حساس است شخم

را بايستی حدود يکماه قبل از کاشت انجاه دهيم . در مورد کاشت گندم بلافاصله بعد

از انجام شخم های عميق خودداری کنيم گندم به نوع شخم حساسيت ندارد و

بيشتر شخم سطحی را انجام می دهند . تسطيح خاک نيز يکی از مواردی است که

بايد مورد توجه قرار گيرد زدن لولر بايستی همزمان باشد با عمليات تهيه زمين و بستر

بذر زدن لولر باعث می شود که عمق بذر تنظيم شده باقی بماند و آبياری نيز تسهيل

می گردد .

تاريخ کاشت در مناطق سردسير بايد دو ماه قبل از يخبندان ممتد باشد که در مهرماه

می باشد . برای هر روز تاخير در کاشت ۱٪ به ميزان بذر اضافه می کنيم . زمانی بايد

کشت شود که در زمان سرما به ۴ برگی رسيده باشد .

در مورد نياز کودی گندم بايد بگويم که برای تعيين دقيق آن نياز به آزمايش خاک می

باشد .

ازت : بصورت نيترات جذب می شود و آمونيم و اوره فرمهای قابل جذب بعدی می

باشد و اهميت کمتری دارد .تلفات گازی ازت بدليل نيترات زدايی و غرقاب بودن زمين

می باشد و تلفات گازی آونياک بر اثر پخش در سطح خاک می باشد . برای کاهش

تلفات بهتر است کود سرک را با آب حل کنيم و زمانی ک.د را در مسير آب قرار دهيم

که نصف کرت يا فارو را آب رفته باشد . ۲۵۰ تا ۳۰۰ کيلو اوره در هنگام کاشت - پنجه

زنی - ساقه رفتن و تشکيل سنبله مصرف می شود . بهتر در هنگام کاشت ۵۰ کيلو

و در هنگام پنجه زنی و ساقه رفتن ۱۰۰ کيلو و در مرحله تشکيل سنبله ۵۰ کيلو در

هکتار مصرف کنيم .

فسفر : فسفر تمايل به جمع شدن در سطح خاک دارد . فرم محلول فسفر بيشتر

قابل جذب می باشد . ازت و فسفر در تعامل با هم می باشند . فسفر توسط نوک

ريشه جذب می شود . فسفر را بهتر است با شخم به عمق خاک بفرستيم . ۱۵۰ -

۱۰۰ کيلو سوپر فسفات تریپل در هکتار نياز می باشد .

پتاسيم : کند جذب است . باعث بزرگ شدن دانه و افزايش کيفيت گندم و افزايش

مقاومت به تنش خشکی و مقاومت به آفات و امراض می باشد . ۱۵۰ -۱۰۰ کيلو

فسفات پتاسيم در هکتار نياز است .

علاوه بر عناصر پر مصرف گندم به عناصر کم مصرفی نيز احتياج دارد . سولفات روی ۴۰

کيلو و سولفات آهن ۴۰ کيلو در هکتار نياز می باشد .

ارقام الموت٬ بزوستايا ٬ زرين و شهريار ارقام زمستانه می باشند که بايد از ۲۰ - ۱

مهر کاشته شوند . ارقام بک کراس روشن و الوند نيمه زمستانه هستند که بايد از

۲۰ مهر تا ۲۰ آبان کاشته شوند .

۱۸۰ تا ۲۲۰ کيلو بذر در هکتار نياز می باشد . نکته مهم در آبياری اين است که بايد در

پاييز ۲ آب به گندم بدهيم .

داشت :

در مرحله داشت گندم يکی از مواردی که اهميت زيادی دارد مبارزه با علفهای هرز می

باشد . چون گندم يک گياه باريک برگ می باشد علفهای هرز پهن برگ را به راحتی

می توان کنترل نمود . برای کنترل آنها از سموم تو فور دی و گرانستار استفاده می

شود . در مصرف تو فور دی بايد دقت کنيم که زمان مصرف آنرا رعايت کنيم زيرا ممکن

است که محصول خودمان نيز از بين برود . تو فور دی را بايد بعد از ۴ -۲ برگی گندم تا

زمانی که بند دوم ساقه گندم تشکيل شده مصرف کنيم . و به ميزان ۲ - ۱.۵ ليتر در

هکتار بايد مصرف کنيم .

گرانستار : ميزان مصرف ۲۰ - ۱۰ گرم در هکتار است . از مرحله ۲ برگی گندم تا

تشکيل بند دوم ساقه بايد مصرف شود . آزمايشات نشان می دهد که اختلاط اين دو

سم با هم نتيجه بهتری می دهد به اين صورت که ۱۳- ۱۰ گرم گرانستار + ۱- ۷. ليتر

تو فور دی به هم مخلوط شود و مصرف گردد .

برای از بين بردن علفهای باريک برگ مثل يولاف از سمومی مانند آونج به ميزان ۴ ليتر

در هکتار در مرحله پنجه زنی گندم استفاده می شود و قابل اختلاط با تو فور دی می

باشد . تاپيک علفهای يولاف و لوليم را کنترل می کند . رای گندم مصرف می شود و با گرانستار قابل اختلاط است و به ميزان ۱ ليتر در هکتار مصرف می شود .

ايلوکسان : بهترين لوليم کش است و چچم را کنترل می کند . به ميزان ۲.۵ ليتر در

هکتار استفاده می شود .

پوماسوپر : يولاف را کنترل می کند و در گندم و جو استفاده می شود به ميزان ۱- ۶.

ليتر در هکتار و با گرانستار قابل اختلاط است .

نکته : علف کشهای باريک برگ را بايد قبل از پنجه زنی علف هرز مصرف کنيم .

آفات و بياريها :

سن گندم : سن کندم در دو مرحله خسارت می زند . اولين مرحله سن مادر است

که در بهار هنگامی که دما به حدود ۱۰ درجه می رسد از مخفی گاه زمستانه خود

بيرون می آيد و به مزارع حمله می کند. سن مادر از برگها و جوانه انتهايی تغذيه می

کند و باعث از بين رفتن گندم می شود . برای مبارزه بايد به جمعيت آن در مزرعه دقت

کرد در مزارعی که بيشتر از ۳ تن عملکرد دارند تعداد ۵- ۴ سن مادر در متر مربع را بايد

مبارزه نمود . بعد از تغذيه سن مادر در پشت برگها تخم گذاری می کند که سن پوره

خارج شده از تخمها با مکيدن شيره دانه ها باعث خسارت می شوند . که در مزارع

بابيش از ۳ تن عملکرد تعداد ۷ - ۶ پوره در متر مربع را بايد مبارزه نمود . برای مبارزه از

سم فنيتريتيون و فنتيون به ميزان ۱.۲ ليتر در هکتار مصرف می شود .

شته روسی : علايم حمله آن به گندم به اين صورت است که کندم بنفش می شود و

کوتوله باقی می ماند و به خوشه نمی رود . برگ در امتداد رگبرگها بنفش می

شود .برای مبارزه با آن در زمان مبارزه با سن گندم آن نيز کنترل می شود .

ديگر آفات گندم خسارت چندانی نمی زنند و در هنگام مبارزه با سن گندم کنترل می شوند .

از بيماريهای گندم می توان به سياهک آشکار اشاره نمود : بوته های بيمار قوی تر و

رشد سريعی دارند . عامل بيماريزا روی گل فعاليت دارد و سنبله را به يک توده سياه

تبديل می کند . توسط باد پراکنده می شود برای مبارزه با آن از سموم ويتاواکس و

کاربندازيم بصورت پودر وتابل قابل حل در آب و به ميزان ۲۰۰ گرم برای ۱۰۰ کيلو بذر

استفاده می شود .

سياهک پنهان : علايم آن شامل کوتاه ماندن ساقه و کاهش برگها و کوچک ماندن

برگها است و رنگ برگها در سطح گره فوقانی به آبی مايل به سبز تبديل می

شوند .سنبله ها کوتاهتر يا دراز تر هستند در هنگام خرمنکوبی دانه های آلوده

شکسته و قارچ روی دانه های سالم ميريزد و آنها را آلوده می کند و يا در خاک ميريزد

که تا ۱ سال قوه ناميه خود را حفظ می کند .که از زمان جوانه زنی فعاليت آن شروع

می شود . برای مبارزه با آن بايد بذور را با سموم ويتاواکس و کاربندازيم به ميزان ۲۰۰

گرم در ۱۰۰ کيلو بذر صدعفونی نمود .

سفيدک سطحی : اگر در اواخر فروردينتا اوايل خرداد بارندگی زياد باشد بروز می

کند . ابتدا در قسمتهای پايينی در سطح پهنک و نزديک رگبرگها لکه های پراکنده٬

کوچک و کشيده با پوشش تار عنکبوتی سفيد ظاهر می شود که با افزايش ضخامت

خاکستری و قهوه ای روشن می شود . برای مبارزه بايد از ارقام مقاوم استفاده نمود

و از ارکيبات گوگردی يا کاراتان ستفاده نمود .

گندم معمولا هر ۱۵ -۱۰ روز يکبار بايد آبياری شود . که معمولا گندم به ۵ آب نياز دارد

که شامل خاک آب که اولين آبياری را می گويند و دوم در هنگام پنجه زنی و سوم در

هنگام ساقه رفتن و چهارم هنگام گلدهی و آخر در هنگام دانه بستن می باشد .

برداشت :

هنگامی که دانه ها سخت شدند که ديگر با ناخن تقسيم نمی شدند و رطوبت دانه

۱۴٪ می باشد هنگام درو می باشد . برای برداشت بايد از کمباين های که معاينه

فنی شده اند استفاده شود که بهتر است نو باشند و ريزش بيشتر از ۵٪ نداشته

باشند .

در پايان اميدوارم که اين مطالب مورد استفاده شما قرار بگيرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:35  توسط   | 

گیاه چای:

گیاه چای
از این مقاله به بعد سعی خواهم کرد بصورت تخصصی به گیاه چای بپردازم.

خواص چای  :

چای مانند قهوه در ردیف رایج ترین و مهم ترین نوشابه های مطبوع و مورد مصرف در بیشتر جهان می باشد .

چای دارای اهمیت غذایی ودارویی بسیاری است . ولی مهم ترین اثر ان تاثیر برروی سیستم اعصاب و در نتیجه رفع خستگی و ایجاد ارامش در انسان است چای دارای مقادیر قابل توجهی پروتئین . هیدراتهای کربن وانواع مختلفی از ترکیبات شیمیایی میباشد . چای دارای اثر انرژی زایی بالایی میباشد . بطوری که یک فنجان چای ۴ کیلو کالری انرژی به بدن می رساند . مصرف زیاد چای می تواند باعث طپش قلب . عصبانیت . اضطراب . بی خوابی و لاغری شود .

تاریخچه چای
تحقیقات نشان میدهد که بوته چای را در حدود۳هزار سال (ق.م) در چین می شناخته اند . کیاه چای و  واریته های ان به حالت وحشی در شمال هنددرناحیه ای به نام اسام میروییده . از نظر کاشت و مصرف چین اولین محلی است که این گیاه در انجادر حدود ۲۷۰۰ سال (ق.م)کشت می شده وبه مصرف میرسیده در زمانهای گذشته کاهنهای بودایی برای کمتر خوابیدن از چای استفاده می کرده اند وافسانه ای دراین مورد هست که می گوید کاهنی بنام بودهیدهارمادر مراجعت از ژاپن به خواب می رود وپس از بیدار شدن برای تنبیه شدن مژههای خود را کند وروی زمین ریخت این مژهها در خاک ریشه داد وتبدیل به درخت چای شد . انتشار این گیاه از چین به ژاپن وهندو از قرن پانزدهم در اروپا کشت چای رایج شد
 
کشت چای درایران
واما ایران :

از اوایل قرن بیستم چایکاری در ایران اغاز شد . قبل از سال ۱۲۸۰(ه . ش )کشت چای درایران رواج نداشت و ایرانیان قدیم به جای چای قهوه می نوشیدند . به همین دلیل چایخانه های ایران همان نام قدیمی خود یعنی قهوه خانه را حفظ کرده اند .

علاقه دولت ایران به کشت چای در سال ۱۲۸۰ (ه .ش)باعث شد تا سفیر ایران در هند بنام حاج محمد میرزا کاشف السلطنه ماموریت یافت تا چگونگی کشت چای را بیاموزد . ایشان پس از مدتها کار وتلاش روی مزارع چای در هند موفق شد اصول و         فنون چایکاری را بیاموزد و با موافقت دولت هند تعداد ۲۰۰۰ نهال چای به ایران بیاورد و انها را در زمینی در نزدیکی شهر لاهیجان در استان گیلان بکارد . پس از ان بودکه بتدریج کشت چای در ایران رواج یافت .

مشخصات چای
گیاه چای از تیره teaceae  است . نوع پرورشی ان بنام camellia  sineasis است. به دو شکل وحشی وپرورش یافته است . در حالت وحشی ارتفاع ان ارتفاع ان به ۱۰- ۱۵ متر می رسد که اغلب در کشورهای خاور دور می روید . انواع پرورشی ان دارای ارتفاع ۵۰ - ۷۰ متر است . که حداکثر به ۲ متر می رسد .

تقسیم بندی چای از لحاظ زراعی :

۱ -گونه چینی

۲- گونه اسامی و کامبوجی

۳-نژادهای دو رگه

تقسیم بندی گیاه چای از لحاظ طرز تهیه و تولید :

۱- چای سیاه

۲- چای سبز

۳- چای اولنگ

۴- چای قالبی

انواع چای
 
چای سیاه

این نوع چای پس از انجام تمام مراحل چایسازی بدست میاید این نوع چای به دو طریق رسمی یا ارتدکس و غیر رسمی بدست می اید در روش ارتدکس که همان روش چایسازی ایران نیز می باشد تماممراحل تهیه چای از قبیل : پلاس ومالش و تخمیر و خشک شدن انجام می گیرد این نوع چای دارای درجه بندی هایی مثل :چای قلم . پیچیده . باروتی . و ...  می باشد . در چای غیر رسمی از ماشینهایی استفاده می شود  که در ان مرحله پلاس حذف می شود . این چای در ایران استفاده نمیشود .

چای سبز:

این نوع چای بیشتر در چین و ژاپن مصرف دارد . دراین نوع چای عمل تخمیر صورت نگرفته و پس از مالش بلافاصله چای را خشک می نمایند . این نوع چای  کم رنگ ولی معطر می باشد و دارای خواص درمانی بسیاری می باشد.

چای اولنگ:

در این نوع چای عمل تخمیر بطور کامل انجام نشده و بصورت ناتمام می ماند .و در چین و ژاپن مصرف ان رایج است.

چای قالبی :

نوعی از چای که برای تهیه ان از برگ و ساقه و ترکه چای استفاده می شود . این نوع چای پس از انجام مراحل تهیه چای بصورت پودر و در قالبهایی که از نوع چوب می باشد ریخته ودر اپر فشار بصورت قالبی در می اید.  

 منبع:کشاورزی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 15:28  توسط   | 

بررسی اقتصادی خاکورزی حفاظتی در تناوب گندم- آیش:

بررسی اقتصادی خاکورزی حفاظتی در تناوب گندم- آیش

فرسايش بادی و وزش گرد وغبار مرسوم ، بر زمين هايی که مورد خاکورزی گندم زمستانه- آيش تابستانه ، در واشنگتن شرقی ايالات متحده ی آمريکا قرار دارند، باروری خاک را کاهش می دهند و می توانند با کيفيت نا مطلوب هوا همکاری کنند.خاکورزی خفاظتی در طول آيش، برای کاهش دادن فرسايش و گرد و غبار شناخته شده است اما خاکورزی سنتی(CT